جملات زیبای کتاب نسل اژدها | طاقچه
تصویر جلد کتاب نسل اژدها

کتاب نسل اژدها

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
پرل باک، احمد قاضی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
helen
۲
به یاد آن روزی افتاد که آن مرد جوان در جلوی قهوه‌خانه از مردم خواسته بود تا خانه و کاشانۀ خود را آتش بزنند و خرمن‌ها و محصولات را بسوزانند تا دشمن از آن‌ها استفاده نکند. و وقتی پرسیده بود که آیا می‌توانند چنین کاری بکنند، تنها او از آن میان گفته بود: «می‌توانیم!»
helen
۲
«اگر در چنین وضعی انسان مریض بشود، جای خجلت نیست. اگر کسی انسانیت و شرف داشته باشد، باید با دیدن این وضع مریض بشود. تنها درندگان و حیوانات وحشی هستند که از دیدن این مصیبت که بر مردم بی‌گناه نازل شده است، شرم نمی‌کنند.»
helen
۲
«فرمانروایان خودی چندان رفتار عادلانه‌ای با ما نداشته‌اند. آن‌ها فقط بلدند مالیات اضافی بخواهند و از گوشت و پوست ما تغذیه می‌کنند. و اگر قرار است کسی خورده شود، چه فرق می‌کند شیرها او را بدرند یا ببرها پاره‌اش کنند؟»
helen
۱
مادر با خود فکر کرد: بله او را زده است. و از این کار پسرش خوش‌حال بود. بهترین زناشویی آن بود که مرد بتواند زنش را بزند. از داشتن چنین پسری در خود احساس غرور کرد.
helen
۱
آن روز که کتاب وارد این خانه شد، روز نحسی بود و در دنیا برای زنان چیزی بدتر از خواندن نیست. کاش به جای کتاب خواندن، تریاک می‌کشید
helen
۱
من یک خانۀ گلی داشتم که سقف آن را با حصیر پوشانده بودم و در همسایگی من، خانۀ مرد ثروتمندی بود. هر دو خانه بمباران شد و حالا جز خرابه از آن‌ها باقی نیست
helen
۱
بارها به پسرانش گفته بود که زندگی یک اصل تغییرناپذیر است و در ادوار و زمان‌های مختلف ثابت می‌ماند. مردم ممکن است وسیلۀ خوردن غذا را تغییر دهند، اما غذا همان غذاست و خوردن همان خوردن. رختخواب‌ها عوض می‌شود، اما خواب همان خواب است. حالا هم عقیده داشت که زمان عوض شده است، نه آدم‌ها. به همین سبب می‌پرسید سلاحی که دشمن به کار می‌برد، چیست، نه اینکه دشمن کیست.
helen
۱
و هرچه بیشتر فکر می‌کرد، بیشتر به این نتیجه می‌رسید که در دنیا فقط گروه خاصی از انسان‌ها جنگ را دامن می‌زنند و اگر این قبیل انسان‌ها را بتوان به طریقی نابود کرد، آنگاه صلح و آرامش در همه‌جا برقرار خواهد شد. افکار او در این روزها چنین بود، اما تنها چه می‌توانست بکند؟