جملات زیبای کتاب قلمرو رویایی سپید | طاقچه
تصویر جلد کتاب قلمرو رویایی سپید

بریده‌هایی از کتاب قلمرو رویایی سپید

امتیاز
۵.۰از ۳ رأی
۵٫۰
(۳)
با سردتر شدن روز به روز هوای پاییزی، حشرات بر کف اتاقش می‌افتادند و می‌مردند. با بال‌های خشک و سخت‌شده طاقباز می‌افتادند و دیگر نمی‌توانستند روی پا بند شوند. یک زنبور طلایی کمی راه می‌رفت و می‌افتاد، راه می‌رفت و می‌افتاد. مرگ آرامی بود که با تغییر فصل می‌آمد. هرچند، وقتی دقیق شد دید که شاخک‌ها و پاهایش در تلاش برای زنده ماندن ریزریز می‌لرزند. برای چنین مرگ حقیرانه‌ای، آن اتاق هشت‌متری خالی فضای گسترده‌ای بود.
jamegrak

حجم

۱۲۲٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۵۷ صفحه

حجم

۱۲۲٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۵۷ صفحه

قیمت:
۱۱۲,۵۰۰
تومان