گرمابهبان و هر که آنجا بودند همه بر پای خاستند و بایستادند چندانکه ما در حمّام شدیم و دلاّک و قیم درآمدند و خدمت کردند و به وقتی که بیرون آمدیم هر که در مسلخ گرمابه بود همه بر پای خاسته بودند و نمینشستند تا ما جامه پوشیدیم و بیرون آمدیم و در آن میانه حمّامی به یاری از آن خود میگوید این جوانانند که فلان روز ما ایشان را در حمّام نگذاشتیم و گمان بردند که ما زبان ایشان ندانیم من به زبان تازی گفتم که راست میگویی ما آنیم که پلاس پارهها در پشت بسته بودیم آن مرد خجل شد و عذرها خواست و این هر دو حال در مدّت بیست روز بود و این فصل بدان آوردم تا مردم بدانند که به شدّتی که از روزگار پیش آید نباید نالید و از فضل و رحمت آفریدگار جلّجلاله و عمّ نواله ناامید نباید شد که او تعالی رحیم است.
marjan
در عصری که از اسپانیا تا هند عربی زبان جهانی مباحث سیاسی و عقلی بود، ناصر زبان مادریاش فارسی را ترجیح داد و از این رهگذر آثار خود را شاخص ساخت. حال آنکه اکثر هممیهنان ایرانی او ــ از جمله درخشانترین ستارههای تاریخ فکری اسلام، مانند فیلسوفانی چون ابوعلیسینا و فارابی، و پارهای از هماندیشان اسماعیلی او ــ برآن شدند که لااقل بعضی از آثار خود را به زبان بیگانه عربی بنگارند و به این نحو شهرت و منزلت خویش را فراگیرتر سازند
marjan