جملات زیبای کتاب یک پیغام همایونی | طاقچه
تصویر جلد کتاب یک پیغام همایونی

بریده‌هایی از کتاب یک پیغام همایونی

۲٫۹
(۱۱۷)
کسی راهش را در این میان باز نخواهد کرد، یقیناً آن هم کسی با پیامی از طرف مردی مرده. اما شما لبِ پنجره‌تان می‌نشینید و رویای آن پیغام را خواهید دید هنگامی‌که غروب فرا رسد.
Nestor
او هیچ‌گاه پیروز نخواهد شد، و اگر هم موفق می‌شد، چیزی حاصل نمی‌گشت.
محمدرضا
چقدر تمام تلاش‌هایش بیهوده‌اند.
Mahdiyeh
اما شما لبِ پنجره‌تان می‌نشینید و رویای آن پیغام را خواهید دید
arta
کسی راهش را در این میان باز نخواهد کرد، یقیناً آن هم کسی با پیامی از طرف مردی مرده. اما شما لبِ پنجره‌تان می‌نشینید و رویای آن پیغام را خواهید دید هنگامی‌که غروب فرا رسد.
Husayn Parvarde
او هیچ‌گاه پیروز نخواهد شد، و اگر هم موفق می‌شد، چیزی حاصل نمی‌گشت.
Sahel
کسی راهش را در این میان باز نخواهد کرد، یقیناً آن هم کسی با پیامی از طرف مردی مرده.
Sahel
اگر سرانجام او به درب پایانی برسد -اما آن نمی‌تواند هرگز، هرگز اتفاق بیفتد-
Mahdiyeh
او هیچ‌گاه پیروز نخواهد شد، و اگر هم موفق می‌شد، چیزی حاصل نمی‌گشت.
shiva
اگر فضای بازی وجود داشت، او می‌توانست پرواز کند
کاربر ۱۰۸۴۷۷۸۱

حجم

۱۰٫۷ کیلوبایت

تعداد صفحه‌ها

۱۵ صفحه

حجم

۱۰٫۷ کیلوبایت

تعداد صفحه‌ها

۱۵ صفحه

قیمت:
رایگان