جملات زیبای کتاب حکمت در دوران شکوفایی فکری یونانیان | طاقچه
تصویر جلد کتاب حکمت در دوران شکوفایی فکری یونانیان

بریده‌هایی از کتاب حکمت در دوران شکوفایی فکری یونانیان

امتیاز
۳.۹از ۷ رأی
۳٫۹
(۷)
یک ملت را نه از حیث مردان بزرگی که دارد، بلکه بیشتر به واسطه این‌که مردان بزرگ خود را می‌شناسد و از آن‌ها تجلیل می‌کند باید باارزش شمرد.
ali73
برای یک انسان آزاده، گذشته هر اندازه هم که افتخارآمیز باشد فقط درسی است برای ساختن یک آینده باشکوه‌تر. راه انسان‌های آزاده به پیش است نه به پس.
ali73
فلسفه همواره کج‌اندیشان را کج‌اندیش‌تر کرده و بیماران فرهنگی را به سوی بیماری بدتر سوق داده است. در هر زمانی که شالوده فرهنگی از هم گسیخته شده، هروقت تنش لازم بین اجزای متشکل آن نقصان یافته است، فلسفه هرگز نتوانسته اجزای مختلف آن را به هم ربط دهد و به یک گروه متشکل بازگرداند. هرگاه کسی تصمیم داشته که از دیگران کناره‌گیری کند و حصاری از خودکفایی بر گرد خود بکشد، فلسفه آماده بوده است که او را بیشتر به ورطه انزوا بکشاند و سرانجام به وسیله همان انزوا نابودش سازد. فلسفه در جایی که نتواند با حق کامل خود به موجودی‌اش ادامه دهد خطرناک است و فقط سلامت یک فرهنگ آزاده این امکان را می‌دهد که فلسفه با حق کامل و به طور ثمربخشی به هستی خود ادامه دهد.
ali73
آنچه تفکر فلسفی را به تحرک وامی‌دارد، نیرویی بیگانه و فراسوی حیطه منطق است و آن قوه تخیل خلاّق نام دارد. همین قوه تخیل خلاّق است که تفکر فلسفی را بر آن می‌دارد تا با راحتی از امکانی به امکان دیگر جهش کند و هریک را به عنوان استراحتگاهی موقتی مورد استفاده قرار دهد.
ali73
این دو تن، مکتب واحدی را بنیان ننهادند. اصولاً، وجه مشترکی در میانشان نبود تا از یکدیگر چیزی بیاموزند که قابل آموختن به دیگران نیز باشد. زیرا پندارهایی که درباره وحدت در سر داشتند از اساس با هم متفاوت و درواقع، حتی ضد هم بود. آن‌ها در مسیر فکری جداگانه‌ای پیش می‌رفتند، به طوری که حتی درک صحیح عقیده یکدیگر برایشان میسر نبود تا چه برسد به این‌که آن را قبول کنند. هریک معیارهای مخصوص به خود داشت، معیارهایی که برای دیگری مفهوم چندانی نداشت و هر یک از دیدگاهی خاص بر این جهان می‌نگریست. پارمنیدس با تبعیت از منطق خیالی خود و با استنتاج‌هایی که درباره هستی و نیستی کرده بود به وحدت هستی معتقد شده، در حالی‌که کسنوفانس عارفی مذهبی بود که از دریچه عرفان به وحدت ایمان آورده بود. او با تمام تصورات عرفانی‌اش نمونه بارز کسی است که به قرن ششم تعلق دارد. هرچند او مانند پیتاگوراس [فیثاغورس] چندان دستخوش تغییر و دگرگونی ناگهانی نبود. مع‌هذا با وی برای تهذیب آدمیان و پالایش و شفابخشیدنشان همداستان بود و تمایل مشترکی داشت؛ ظاهرا دربه‌دری و یا
gh13331333
طبیبان فرهنگ ما فلسفه را تحریم می‌کنند چون فلسفه تاکنون نتوانسته است اجتماع ناسالمی را که در آن معیارهای فرسوده، اوهام و اعتقاداتِ مخرب جایگزین آزاداندیشی شده و انحطاط همچو طاعون با گسترشی عظیم تاروپود اجتماع را دربرگرفته است به سلامت برگرداند.
کاربر ۵۲۳۶۱۱۹
فرهنگ بیمار یعنی آشفتگی فکری. بی‌هدفی، بدبینی، اعتقاد به پوچی زندگی و خفقان فکری از نشانه‌های اصلی چنین فرهنگی است. اجتماعی که دستخوش فرهنگ بیمار است، انباشته از پلیدی‌ها و کیفیت‌های ناخوشایند است و هرچند احتمال وجود اشیا نفیس ِ بسیار کمی نیز در میانشان هست اما لازمه دست‌یافتن به آن‌ها برای پوینده راه معرفت، داشتن دستکش‌های پولادین و شکیبایی فراوان است.
کاربر ۵۲۳۶۱۱۹
در جامعه‌ای که فرهنگ ناسالم حکومت می‌کند انسان والا مفهوم چندانی ندارد چون اعضای چنین جامعه‌ای می‌پندارند همه افراد انسانی با هم برابرند و نسبت به هم وجه امتیازی ندارند؛ همه دارای ارزش یکسانی هستند؛ کسی را که با اکثریت تفاوت داشته باشد محکوم و بیگانه می‌شمارند.
کاربر ۵۲۳۶۱۱۹
انگل‌خویان خطرناک‌ترین دسته روشنفکران وارونه هستند؛ آن‌ها چهره‌های گوناگون دارند و دایما رنگ عوض می‌کنند و به همین سبب بسیار خطرناکند؛ با دود فکری خود سعی می‌کنند تمام اعصار را بپوشانند؛ راغبند درباره هرچیز نظر دهند؛ آن‌ها نان به نرخ روز می‌خورند و از هر موقعیتی به نفع خود استفاده می‌برند؛ در هر موردی از روش انگل پیروی می‌کنند.
کاربر ۵۲۳۶۱۱۹
نمونه‌ای ارزنده از یک فرهنگ سالم، فرهنگی است که یونانیان قرن ششم و پنجم یعنی پیش از سقراط داشتند. یونانیان این دوره تاج گل شاداب فلسفه و معرفت را در محراب زندگی به جای گذاشتند. آزاداندیشی لازمه یک فرهنگ سالم است که آن‌ها داشتند.
کاربر ۵۲۳۶۱۱۹
کوشش‌های پیگیری شده که نشان دهد چقدر یونانیان برای استوارکردن کاخ فلسفه از شرقیان آموخته و کسب کرده‌اند، بی‌شک آن‌ها از شرق بسیار جمع‌آوری کرده‌اند. ولی چیزی که دیدنش شگفت‌انگیز می‌نماید، این است که عده‌ای را به عنوان معلمان شرقی در کنار پیروان یونانی آن‌ها ببینیم: زردشت در کنار هراکلیتوس، هندی‌ها در کنار پیروانمکتب الئا، مصریان در کنار امپدوکلس، یا حتی آناکساگوراس در میانیهودیان و پیتاگوراس مابین چینی‌ها.
کاربر ۵۲۳۶۱۱۹
برعکس باید اذعان کرد یونانیان از فرهنگ‌های زنده دیگر بهره فراوان گرفته‌اند و در این مورد شکی باقی نیست. اصولاً دلیل پیشرفت خیره‌کننده آن‌ها در فلسفه این بوده که از چیزی که دیگران نتوانسته بودند به طور شایسته بارآور کنند برای خود به بهترین وجه ممکن بارور گردانیدند. ورزیدگی یونانیان در امر آموختن چیزهای مفید تحسین‌آمیز بود.
کاربر ۵۲۳۶۱۱۹
ملل دیگر به مردان مقدس خود توجه داشتند. اما یونانیان به پروراندن خردمندان همت گماشتند. این گفته درست است که یک ملت را نه از حیث مردان بزرگی که دارد، بلکه بیشتر به واسطه این‌که مردان بزرگ خود را می‌شناسد و از آن‌ها تجلیل می‌کند باید باارزش شمرد.
کاربر ۵۲۳۶۱۱۹

حجم

۱۰۳٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۳۲ صفحه

حجم

۱۰۳٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۳۲ صفحه

قیمت:
۳۹,۰۰۰
تومان