
کتاب نازنین و بوبوک
یازده داستان کوتاه
انتشارات:
انتشارات علمی و فرهنگی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Mobina
۳
حتی یک مرتبه، یک نگاه هم به من نکرد. مرا لایق یک نگاه نیز ندانست و حال آنکه من مخفیانه، با ولع به او نگاه میکردم.
Mobina
۳
مردم در روی زمین تنها هستند. همین بدبختی است!
Mobina
۲
همیشه یا همهچیز را میخواستم یا اصلاً هیچ
Mobina
۲
اما زنی که دوست میدارد، هو، وای از زن عاشق، حتی گناهان و زشتیهای معشوقش را میپرستد. به حدی که خود مرد نمیتواند جنایاتش را آن طوری تبرئه کند که زن عاشق تبرئه میکند
Mobina
۲
او برای من معنی همهکس را داشت؛ زیرا تنها او برای من، همهکس بود. همهٔ امیدواری آتیهٔ من بود! او تنها بشری بود که آرزو داشتم در کنار خود داشته باشمش!
Mobina
۰
میفهمیدم که به آنچه میگوید، خودش بینهایت اهمیت میدهد و به آن معتقد است و تصور میکند که ما نیز به آن مطلب همان ارزشی را میدهیم که او میدهد. وای از این خوشباوری!
Mobina
۰
وقتی که آثار و تکانهای اولیهٔ آنها گذشت، معمولاً انسان میل دارد بخوابد. میگویند که محکومان به مرگ نیز در آخرین شب زندگی خود به خواب عمیقی فرومیروند...
Mobina
۰
به نظر من عاقلترین خلق کسی است که دستکم یک مرتبه در ماه آزادانه و بیپروا خودش را "الاغ" معرفی کند. البته امروز اجرای چنین کاری استعداد بسیار نادری میخواهد که نیست. سابقاً الاغ اقلاً یک مرتبه در سال اظهار میکرد که الاغ است؛ ولی امروز به هیچ وجه، هیچوقت نخواهد گفت
Mobina
۰
پس با همهٔ این احوال در وجود او بازهم شعلهٔ کوچکی از زندگی میدرخشید.
کاربر ۶۹۵۳۶۵۳
۰
بله، وقتی که فقط مرا در زمان بدبختی و در آخرین حد احتیاج بپذیرند و بخواهند، دیگر به چه مناسبت سر میز ایشان بروم و در غذاخوردن با آنها شرکت کنم! حتی اگر این استثنا مربوط به میت باشد.
