
بریدههایی از کتاب قلبت را به تپش وادار
۴٫۰
(۹)
وقتی دخترهای کلاس دربارهٔ آیندهشان باهم حرف میزدند، ماری در دل به آنها میخندید: عروسی، بچهدار شدن، خانهداری چطور میتوانستند به همین چیزها دل خوش کنند؟ واقعاً احمقانه نیست که امید خود را با این حرفهایِ به هزار دلیل حقیرانه بیان کرد؟
NeginJr
هر کسی با ضربآهنگ زندگی خودش بزرگ میشود.
درسا
پس احساس و دلیل وجود هر زندگی این بود: اگر اینجا هستیم، اگر این همه درد و رنج را تحمل میکنیم، اگر برای نفس کشیدن تلاش بیشتری به خرج میدهیم، اگر این همه بیمزگی را میپذیریم، به خاطر این است که روزی «عشق» را بشناسیم.
NeginJr
برای تو اصلاً فرقی نمیکند که من دارم درد میکشم یا نه، تو این دردمندی را نمیبینی، اگر هم ببینی، دغدغهٔ چندانی نداری و این بدترین وضعیت ممکن است.
NeginJr
«قلبت را به تپش وادار، نبوغ در اینجاست.»
NeginJr
پیش از این، در دانشگاه و در بیمارستان، توانسته بود ملاحظه کند که فراموشی در نزد اشخاص چه قدرت مهیبی دارد: آنها آنچه را که مورد رضایتشان نبود، فراموش میکردند، یا به عبارتی بهتر، هر وقت که چیزی بر وفق مرادشان نبود، یعنی بیشتر اوقات، دچار فراموشی میشدند.
NeginJr
«هستی هر کس میتواند تا حد اسرار ناچیزش تنزل یابد»
NeginJr
Home is where it hurts
NeginJr
زندگی، وفادار به عادت سنگدلانهاش، ادامه یافت.
jojo
«قلبت را به تپش وادار، نبوغ در اینجاست.»
نگاه
کدام نویسنده بود که گفته است: «هستی هر کس میتواند تا حد اسرار ناچیزش تنزل یابد»؟ پس موضوع در میان گذاشتن مقدار ناچیزی از اسرارش با اولیویا منتفی شد. او میخواست تا سطح این خانم ارتقاء پیدا کند، نه اینکه پای او را به منجلاب گذشتهاش بکشاند.
نار
Home is where it hurts: با زجری که میکشید، کمکم متوجه شد که با خانهٔ کودکی خود دوباره رابطه برقرار کرده است.
نار
فلوبر در جایی نوشته است: «حماقت آدمها از نحوهٔ نتیجهگیریشان معلوم میشود.» این استدلال چندان قابل اثبات نیست، مگر در مشاجرهها و نزاعهایی که در آنها میشود آدم احمق را از روی وسوسهٔ آخرین حرفی که به زبان میآورد، شناسایی کرد.
نار
حجم
۱۰۱٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۳۰ صفحه
حجم
۱۰۱٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۳۰ صفحه
قیمت:
۳۲,۰۰۰
تومان