
بریدههایی از کتاب هویت
۳٫۲
(۳۱)
برای آنکه من کوچک نگردد، برای آنکه حجمش حفظ شود، باید خاطرات را، همچون گلهای درون گلدان، آبیاری کرد، و این مستلزم تماس منظم با شاهدان گذشته، یعنی دوستان، است. آنان آینهٔ ما هستند، حافظهٔ ما هستند؛ از آنان هیچچیز خواسته نمیشود، مگر آنکه گاهبهگاه این آینه را برق اندازند تا بتوانیم خود را در آن ببینیم.
آرزو
رؤیاها دورههای متفاوت زندگی آدمی را یکسان، و همهٔ حوادثی را که از سرگذرانده است همزمان، مینمایانند. رؤیاها اعتبار زمان حال را، با انکار موقعیت ممتازش، ازمیان میبرند.
آرزو
انسان برای آنکه حافظهاش خوب کار کند به دوستی نیاز دارد.
Elmira Kh
رؤیاها دورههای متفاوت زندگی آدمی را یکسان، و همهٔ حوادثی را که از سرگذرانده است همزمان، مینمایانند. رؤیاها اعتبار زمان حال را، با انکار موقعیت ممتازش، ازمیان میبرند.
کاربر ۹۲۹۶۸۹۸
به خود گفت که باید بیکرانگی عشقش را پنهان نگهدارد تا بیزاری بدخواهانهٔ دیگران برانگیخته نشود.
zaHra
انسان برای آنکه حافظهاش خوب کار کند به دوستی نیاز دارد.
zaHra
بیادبی است که از دوست چیزی بخواهیم که او را به زحمت اندازد یا برایش ناخوشایند باشد.
Saeedeh Heydarian
او میاندیشید که آنچه اینهمه آشفتهاش کرده حذف زمان حال است، حذفی که رؤیا انجام داده است. زیرا او با شور و شوق به اکنون خویش پیوسته است، اکنونی که، بههیچ قیمت، آن را نه با گذشته و نه با آینده عوض میکند. از این روست که او رؤیا را دوست ندارد: رؤیاها دورههای متفاوت زندگی آدمی را یکسان، و همهٔ حوادثی را که از سرگذرانده است همزمان، مینمایانند. رؤیاها اعتبار زمان حال را، با انکار موقعیت ممتازش، ازمیان میبرند.
مهدی
گر بلندپروازی نداشته باشی، تشنهٔ موفق شدن و به رسمیت شناخته شدن نباشی، در آستانهٔ سقوط قرار میگیری.
ahdiehfozoni
این را خوب به خاطر بسپار: آیین ما ستایش زندگی است. واژهٔ «زندگی» شاهِ واژههاست
zaHra
همیشه اینچنین است: از لحظهای که او را دوباره میبیند تا لحظهای که او را بدانگونه که دوستش میدارد باز میشناسد، راهی را باید بپیماید.
zaHra
هرقدر هم که به او میگفت دوستش دارد و او زنی زیباست بیفایده بود؛ نگاه عاشقانهاش نمیتوانست او را تسلی دهد. زیرا نگاه عشق نگاه تنهایی است. ژان مارک به تنهایی عاشقانهٔ دو موجود سالخورده، که برای دیگران نامرئی شدهاند، میاندیشید: تنهایی غمانگیزی که مرگ را از پیش تجسم میبخشد. نه، چیزی که شانتال به آن نیاز دارد، نه نگاه عشق، که سیل نگاههای ناشناس، خشن و لذتطلبانه است، نگاههایی که، ناگزیر و بهگونهای اجتنابناپذیر، بدون احساس همدلی، بدون انتخاب، و بدون مهربانی و ادب، بر او میافتد. این نگاهها او را در جامعهٔ انسانها نگه میدارد. و نگاه عشق او را از آن بیرون میکشد.
Saeedeh Heydarian
هیچ عشقی با سکوت زنده نمیماند.
Saeedeh Heydarian
فقط آدم بسیار باهوش قادر است به اندیشههای نامعقول مفهومی منطقی بدمد.
Saeedeh Heydarian
وقتی سرانجام به پاگرد میرسد احساس میکند که از خطری بزرگ رهیده است.
کاربر ۹۲۹۶۸۹۸
بلکه، بهعکس، برای آن است که آنها بهگونهای ترحمانگیز به غایت غیرشخصیاند
کاربر ۹۲۹۶۸۹۸
شهایش را مشاهده کرده است.
و اگر باز هم اشتباه میکرد؟ مگر پیش از آن دو بار تصور نکرده بود که نقاب از چهرهٔ مردی که به او نامه مینویسد برداشته است؟
شانتال چند
کاربر ۹۲۹۶۸۹۸
«من هرگز از مرگ نهراسیدهام! اما حالا، چرا. از این تصور که پس از مرگ زنده بمانیم رهایی ندارم؛ گویی مرده بودن، زندگی کردن در کابوسی پایانناپذیر است.
zaHra
چگونه میتوانی به کسانی که دیگر برای دیدنت سر برنمیگردانند فکر کنی درحالیکه من بیوقفه و هر جا که باشی به دنبالت میدوم؟»
zaHra
از خیانت به ذوق و سلیقهاش به خاطر پول احساس ناراحتی وجدان میکرد، اما چارهای نداشت، تنها از این راه میتوانست استقلال خود را به دست آورد. با این همه، پول برای به دست آوردن استقلال کافی نیست.
zaHra
سه نوع ملال وجود دارد: ملال انفعالی: دختر جوانی که میرقصد و خمیازه میکشد؛ ملال فعال: دوستداران بادبادک؛ ملال درحال سرکشی: جوانانی که اتومبیلها را میسوزانند و ویترینها را میشکنند.
Saeedeh Heydarian
پرگویی سفسطهآمیز و توخالی علوم انسانی
Saeedeh Heydarian
انسان قادر نیست جهان را تغییر دهد و آن را هرگز تغییر نخواهد داد. این نتیجهٔ اساسی تجربهٔ انقلابی من است. وانگهی، نتیجهای که همه بهطور ضمنی آن را پذیرفتهاند. اما به نتیجهٔ مهمتر دیگری هم میتوان رسید. این نتیجهگیری از دیدگاه علوم الاهی است: انسان حق ندارد آنچه را خداوند آفریده است تغییر دهد. این ممنوعیت را باید تا آخر پذیرفت.
Saeedeh Heydarian
برای دشمنان آزادی نباید آزادی قائل شد.
Saeedeh Heydarian
تورات از ما نمیخواهد که در پی درک مفهوم زندگی باشیم. کتاب مقدس میخواهد که ما زادوولد کنیم. باید خوب بفهمید که مفهوم این "یکدیگر را دوست داشته باشید" با "زادوولد کنید" تعیین میشود. بنابراین، این "یکدیگر را دوست داشته باشید" بههیچوجه عشق نوعدوستانه، همدلانه، معنوی یا پرشور احساساتی معنی نمیدهد بلکه خیلی به سادگی "عشقبازی کنید!"، "جفتگیری کنید!" معنی میدهد.
Saeedeh Heydarian
عشق به صورت ستایش متقابل دو فرد، عشق به صورت وفاداری و همبستگی پرشور و پر احساس به یک فرد واحد، دیگر وجود ندارد، و اگر هم وجود داشته باشد، تنها به صورت مجازات خویش، نابینایی اختیاری و فرار به صومعه است.
Saeedeh Heydarian
