جملات زیبا از متن کتاب یک زن | طاقچه
تصویر جلد کتاب یک زن

کتاب یک زن

۳.۲(از ۱۰ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۶۲,۱۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
گاهی فکر می‌کردم که مرگش هیچ تأثیری به حالم ندارد.
sarah
۴
سعی می‌کنم که خشونت، غَلَیان ِمحبت و سرزنش‌های مادرم را فقط خصوصیت اخلاقی‌اش در نظر نگیرم، بلکه آن را در تاریخچه و شرایط اجتماعی‌اش بگنجانم. این شیوهٔ نگارش که به نظرم به‌سوی واقعیت پیش می‌رود، به من کمک می‌کند تا، با کشف معنایی کلی‌تر، از تنهایی و تیرگی خاطراتِ شخصی دربیایم. اما احساس می‌کنم که چیزی درونم مقاومت می‌کند و می‌خواهد که از مادرم فقط تصاویر کاملاً احساسی، گرم، با اشک‌ها و لبخندهایش و بدون در نظر گرفتن معنایی برای آن‌ها در ذهن نگه دارم.
sarah
۳
«پول، کالا و دولت، سه ستون تبعیض نژادی‌اند».
پویا پانا
۳
«باید سطحِ خودت را خوب نگه داری!».
پویا پانا
۳
«پولت عزیز، از تاریکی‌ام بیرون نیامده‌ام».
پویا پانا
۳
صبح‌ها دیگر دوست نداشت از خواب بلند شود.
پویا پانا
۳
دیگر صدایش را نمی‌شنوم. خودِ اوست، صحبت‌هایش، دست‌هایش، حرکاتش، طرز خندیدن و راه رفتنش، که خانمی را که من باشم به کودکی که قبلاً بودم مرتبط می‌کرد. آخرین ارتباطم را با دنیایی که از آن به وجود آمده‌ام از دست دادم.
sarah
۲
چنانچه ادعا کنیم تضاد مقوله‌ای غیرقابل درک است، دچار اشتباه شده‌ایم، زیرا حیات واقعی آن در گرو درد و اندوه موجود است. هگل
پویا پانا
۲
«گذشته‌ها گذشته است، باید به جلو پیش رفت».
پویا پانا
۲
با شرایط سازگار شده بود،
پویا پانا
۲
برای هیچ داد و فریاد راه می‌انداختم و دوست داشتم گریه کنم.
پویا پانا
۲
این‌ها کلمات درستی برای تحمل این مصیبت نیستند، فقط واژه‌هایی هستند برای فهماندنِ قضیه).
پویا پانا
۲
رفتار عادی مردم را درک نمی‌کردم. وسواس زیادشان در قصابی برای انتخاب یک تکهٔ گوشت باعث تنفرم می‌شد.
پویا پانا
۱
تعلیم برایش مقوله‌ای سطحی بود و هیچ تمایلی به یادگیری در وجودش برانگیخته نمی‌شد.
پویا پانا
۱
(انگار این حس فقط متعلق به اقشار سطح پایین بود تا از تفاوت‌هایی که برای دیگران بی‌اهمیت بود، رنج ببرند).
پویا پانا
۱
اعتراض می‌کرد: «همیشه که نمی‌شود فقط کتاب خواند».
پویا پانا
۱
نیازهای ضروری‌اش همواره اذیتش می‌کرد:
پویا پانا
۱
دیگر هیچ چیز نمی‌توانست خوشحالش کند.
پویا پانا
۱