جملات زیبای کتاب کشتن مرغ مینا | طاقچه
تصویر جلد کتاب کشتن مرغ مینا

بریده‌هایی از کتاب کشتن مرغ مینا

۳٫۸
(۳۲)
اتیکوس می‌گه خدا بنده‌هاشو همون قدر دوست داره که اون‌ها خودشون رو
naghme_rsh
«هر کس حق داره هر طور می‌خواد فکر کنه و توقع داشته باشه که دیگران هم به عقایدش احترام بگذارند. اما من قبل از اینکه با دیگران زندگی کنم" باید بتونم با خودم زندگی کنم. وجدان آدم تنها چیزیه که نمی‌تونه تابع نظر اکثریت باشه».
naghme_rsh
آدم‌هایی پیدا می‌شند که... که اون‌قدر غصهٔ اون دنیا رو دارند که هیچ‌وقت یاد نمی‌گیرند تو این دنیا چه‌جور باید زندگی کرد.
توکا
بچه جان" اگه کسی به تو لقب بدی داد" لازم نیست بهت بربخوره. این لقب به تو صدمه نمی‌زنه" برعکس نشون می‌ده که خود گوینده اخلاقاً چقدر فقیره.
Farinazk1far
خواندن را دوست دارم. همچنان‌که آدم نفس کشیدن را دوست دارد.
Bahar
اصلاً زن یعنی گناه.
Bahar
گفتم: «اما می‌تونست با این هنر خیلی به خودش مغرور باشه». «آدم عاقل هیچ‌وقت گرفتار غرور نمی‌شه».
Bahar
«این یک چیزیه که هر کس باید یاد بگیره" هیچ‌کس باسواد به دنیا نمی‌آد. والتر هوش و استعدادش کم نیست. اگه بعضی وقت‌ها عقب می‌افته" واسه اینه که باید تو مزرعه بمونه و به پدرش کمک کنه" اگه نه همه چیزش خوبه. نه" جیم" من فکر می‌کنم فقط یک جور مردم وجود داره: مردم».
مرضیه، کتابخوانِ مبتدی
اگه بخوای با کسی تفاهم داشته باشی باید یاد بگیری به همه‌چیز از نقطه نظر او نگاه کنی...
Bahar
اتیکوس می‌گه خدا بنده‌هاشو همون قدر دوست داره که اون‌ها خودشون رو».
شادی
اتیکوس حق داشت. می‌گفت آدم نمی‌تواند کسی را بشناسد مگر اینکه واقعاً در کالبد او جا بگیرد و از نظرگاه او به دنیا نگاه کند.
کاربر ۳۴۴۶۵۸۳
آدم نمی‌تواند کسی را بشناسد مگر اینکه واقعاً در کالبد او جا بگیرد و از نظرگاه او به دنیا نگاه کند.
کاربر ۱۳۹۸۲۷۷
عوض اینکه خیال کنی شجاعت در وجود یک مرد تفنگ به دست تجسم پیدا می‌کنه" شجاعت واقعی را ببینی. آدم از پیش می‌دونه که شکست می‌خوره و معهذا شروع می‌کنه. اعم از اینکه موفق بشه یا نه نتیجه هر چه باشه تلاش می‌کنه و جلو می‌ره. احتمال برد خیلی کمه" اما گاهی هم آدم می‌بره"
کاربر ۳۲۹۵۲۱۲
بچه جان" اگه کسی به تو لقب بدی داد" لازم نیست بهت بربخوره. این لقب به تو صدمه نمی‌زنه" برعکس نشون می‌ده که خود گوینده اخلاقاً چقدر فقیره.
خانم مهدوی
اتیکوس گفته بود شرط ادب این است که با مردم راجع به چیزهای مورد علاقۀ آن‌ها صحبت کنیم نه راجع به چیزهای مورد علاقۀ خودمان.
M Mohammadi
«خوب که نگاه کنی اکثر مردم خوبند" اسکات».
مرضیه، کتابخوانِ مبتدی
اینکه صد سال شکست خورده‌ایم، دلیل این نیست که باز تقلا نکنیم
samane
اینکه صد سال شکست خورده‌ایم، دلیل این نیست که باز تقلا نکنیم
samane
برای دفاع از خودشان در قبال جنایتی که مرتکب شده بودند به عقیدۀ آن‌ها کافی بود تکرار کنند: «پدرسگ حقش همین بود».
Bahar
من به این نتیجه رسیدم که مردم خصوصیات عجیب و غریبی دارند و خودم را از آن‌ها کنار کشیدم و دیگر به آن‌ها فکر نکردم مگر وقتی که مجبور می‌شدم.
کاربر ۱۳۹۸۲۷۷
بچه‌ها بچه‌اند، اما اگه بهشون راست نگید زودتر از بزرگ‌ها متوجه می‌شن و جواب سربالا بدتر گیجشون می‌کنه
samane
نه جایی بود که آدم برود، نه چیزی که بخرد و نه پولی که به کار خرید آید.
Bahar
من این‌طور می‌فهمیدم که مردم خوب آن‌هایی هستند که به تناسب درکشان بهترین کاری که از دستشان ساخته است انجام می‌دهند
Bahar
همسایه‌ها هنگام عزاداری برای هم غذا می‌برند" موقع بیماری گل و در سایر مواقع به مناسبات گوناگون چیزهای کوچکی به هم هدیه می‌کنند. بو همسایهٔ ما بود. به ما دو عروسک تراشیده از صابون" یک ساعت شکسته با زنجیر" یک جفت سکهٔ یک‌پنی صیقلی‌شده و زندگی ما را هدیه کرده بود. اما همسایه‌ها در قبال هدیه‌هایی که دریافت می‌کنند خودشان نیز چیزی هدیه می‌دهند. ما هیچ‌وقت جای هدایایی که از شکاف درخت برداشتیم" چیزی نگذاشتیم. ما به بو هیچ‌چیز نداده بودیم و این فکر مرا غمگین می‌کرد.
نفس
همسایه‌ها هنگام عزاداری برای هم غذا می‌برند" موقع بیماری گل و در سایر مواقع به مناسبات گوناگون چیزهای کوچکی به هم هدیه می‌کنند. بو همسایهٔ ما بود. به ما دو عروسک تراشیده از صابون" یک ساعت شکسته با زنجیر" یک جفت سکهٔ یک‌پنی صیقلی‌شده و زندگی ما را هدیه کرده بود. اما همسایه‌ها در قبال هدیه‌هایی که دریافت می‌کنند خودشان نیز چیزی هدیه می‌دهند. ما هیچ‌وقت جای هدایایی که از شکاف درخت برداشتیم" چیزی نگذاشتیم. ما به بو هیچ‌چیز نداده بودیم و این فکر مرا غمگین می‌کرد.
نفس
«اینکه صد سال شکست خورده‌ایم" دلیل این نیست که باز تقلا نکنیم».
خانم مهدوی
اتیکوس آن روز که تشخیص داد این استعداد امتیاز غیرعادلانه‌ای علیه موجودات زنده است تفنگ را زمین گذاشت. به نظرم تصمیم گرفته تیراندازی نکنه مگر اینکه مجبور بشه. امروز مجبور شد».
خانم مهدوی
اما من قبل از اینکه با دیگران زندگی کنم" باید بتونم با خودم زندگی کنم. وجدان آدم تنها چیزیه که نمی‌تونه تابع نظر اکثریت باشه».
خانم مهدوی
«نه‌خیر، آقا، می‌ترسیدم کارم به محاکمه بکشه. همون‌طورکه کشید». «از توقیف ترسیدید. ترسیدید مجبور بشید با کارهایی که کردید روبه‌رو بشید؟» «نه‌خیر، آقا، ترسیدم با کارهایی که نکرده‌ام روبه‌رو بشم».
Bahar
خیلی ساده است، بعضی‌ها از طرز زندگی من خوششون نمی‌آد. البته من می‌تونستم بگم به درک. می‌خواد خوششون بیاد می‌خواد نیاد، واسه من فرق نمی‌کنه.
Bahar

حجم

۳۵۹٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۲۳ صفحه

حجم

۳۵۹٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۲۳ صفحه

قیمت:
۹۵,۰۰۰
تومان