جملات زیبای کتاب کشتن مرغ مینا | طاقچه
تصویر جلد کتاب کشتن مرغ مینا

کتاب کشتن مرغ مینا

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۳۸ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
naghme_rsh
۲۱
اتیکوس می‌گه خدا بنده‌هاشو همون قدر دوست داره که اون‌ها خودشون رو
naghme_rsh
۱۸
«هر کس حق داره هر طور می‌خواد فکر کنه و توقع داشته باشه که دیگران هم به عقایدش احترام بگذارند. اما من قبل از اینکه با دیگران زندگی کنم" باید بتونم با خودم زندگی کنم. وجدان آدم تنها چیزیه که نمی‌تونه تابع نظر اکثریت باشه».
Farinazk1far
۱۳
بچه جان" اگه کسی به تو لقب بدی داد" لازم نیست بهت بربخوره. این لقب به تو صدمه نمی‌زنه" برعکس نشون می‌ده که خود گوینده اخلاقاً چقدر فقیره.
توکا
۸
آدم‌هایی پیدا می‌شند که... که اون‌قدر غصهٔ اون دنیا رو دارند که هیچ‌وقت یاد نمی‌گیرند تو این دنیا چه‌جور باید زندگی کرد.
خزان🍁
۶
خواندن را دوست دارم. همچنان‌که آدم نفس کشیدن را دوست دارد.
خزان🍁
۶
اصلاً زن یعنی گناه.
خزان🍁
۵
گفتم: «اما می‌تونست با این هنر خیلی به خودش مغرور باشه». «آدم عاقل هیچ‌وقت گرفتار غرور نمی‌شه».
مرضیه، کتابخوانِ مبتدی
۴
«این یک چیزیه که هر کس باید یاد بگیره" هیچ‌کس باسواد به دنیا نمی‌آد. والتر هوش و استعدادش کم نیست. اگه بعضی وقت‌ها عقب می‌افته" واسه اینه که باید تو مزرعه بمونه و به پدرش کمک کنه" اگه نه همه چیزش خوبه. نه" جیم" من فکر می‌کنم فقط یک جور مردم وجود داره: مردم».
خزان🍁
۴
اگه بخوای با کسی تفاهم داشته باشی باید یاد بگیری به همه‌چیز از نقطه نظر او نگاه کنی...
شادی
۳
اتیکوس می‌گه خدا بنده‌هاشو همون قدر دوست داره که اون‌ها خودشون رو».
کاربر ۳۴۴۶۵۸۳
۳
اتیکوس حق داشت. می‌گفت آدم نمی‌تواند کسی را بشناسد مگر اینکه واقعاً در کالبد او جا بگیرد و از نظرگاه او به دنیا نگاه کند.
کاربر ۱۳۹۸۲۷۷
۳
آدم نمی‌تواند کسی را بشناسد مگر اینکه واقعاً در کالبد او جا بگیرد و از نظرگاه او به دنیا نگاه کند.
کاربر ۳۲۹۵۲۱۲
۳
عوض اینکه خیال کنی شجاعت در وجود یک مرد تفنگ به دست تجسم پیدا می‌کنه" شجاعت واقعی را ببینی. آدم از پیش می‌دونه که شکست می‌خوره و معهذا شروع می‌کنه. اعم از اینکه موفق بشه یا نه نتیجه هر چه باشه تلاش می‌کنه و جلو می‌ره. احتمال برد خیلی کمه" اما گاهی هم آدم می‌بره"
خانم مهدوی
۳
بچه جان" اگه کسی به تو لقب بدی داد" لازم نیست بهت بربخوره. این لقب به تو صدمه نمی‌زنه" برعکس نشون می‌ده که خود گوینده اخلاقاً چقدر فقیره.
M Mohammadi
۳
اتیکوس گفته بود شرط ادب این است که با مردم راجع به چیزهای مورد علاقۀ آن‌ها صحبت کنیم نه راجع به چیزهای مورد علاقۀ خودمان.
مرضیه، کتابخوانِ مبتدی
۳
«خوب که نگاه کنی اکثر مردم خوبند" اسکات».
samane
۳
اینکه صد سال شکست خورده‌ایم، دلیل این نیست که باز تقلا نکنیم
samane
۳
اینکه صد سال شکست خورده‌ایم، دلیل این نیست که باز تقلا نکنیم
خزان🍁
۳
برای دفاع از خودشان در قبال جنایتی که مرتکب شده بودند به عقیدۀ آن‌ها کافی بود تکرار کنند: «پدرسگ حقش همین بود».
فـ✿ـاطمه..°76••
۳
اگه همۀ مردم یک‌جورند، پس چرا نمی‌تونند با هم بسازند؟ اگه همه با هم مساوی‌اند، چرا فکر و ذکرشون فقط اینه که همدیگر را تحقیر کنند؟
کاربر ۱۳۹۸۲۷۷
۲
من به این نتیجه رسیدم که مردم خصوصیات عجیب و غریبی دارند و خودم را از آن‌ها کنار کشیدم و دیگر به آن‌ها فکر نکردم مگر وقتی که مجبور می‌شدم.
samane
۲
بچه‌ها بچه‌اند، اما اگه بهشون راست نگید زودتر از بزرگ‌ها متوجه می‌شن و جواب سربالا بدتر گیجشون می‌کنه
خزان🍁
۲
نه جایی بود که آدم برود، نه چیزی که بخرد و نه پولی که به کار خرید آید.
خزان🍁
۲
من این‌طور می‌فهمیدم که مردم خوب آن‌هایی هستند که به تناسب درکشان بهترین کاری که از دستشان ساخته است انجام می‌دهند
نفس
۱
همسایه‌ها هنگام عزاداری برای هم غذا می‌برند" موقع بیماری گل و در سایر مواقع به مناسبات گوناگون چیزهای کوچکی به هم هدیه می‌کنند. بو همسایهٔ ما بود. به ما دو عروسک تراشیده از صابون" یک ساعت شکسته با زنجیر" یک جفت سکهٔ یک‌پنی صیقلی‌شده و زندگی ما را هدیه کرده بود. اما همسایه‌ها در قبال هدیه‌هایی که دریافت می‌کنند خودشان نیز چیزی هدیه می‌دهند. ما هیچ‌وقت جای هدایایی که از شکاف درخت برداشتیم" چیزی نگذاشتیم. ما به بو هیچ‌چیز نداده بودیم و این فکر مرا غمگین می‌کرد.
نفس
۱
همسایه‌ها هنگام عزاداری برای هم غذا می‌برند" موقع بیماری گل و در سایر مواقع به مناسبات گوناگون چیزهای کوچکی به هم هدیه می‌کنند. بو همسایهٔ ما بود. به ما دو عروسک تراشیده از صابون" یک ساعت شکسته با زنجیر" یک جفت سکهٔ یک‌پنی صیقلی‌شده و زندگی ما را هدیه کرده بود. اما همسایه‌ها در قبال هدیه‌هایی که دریافت می‌کنند خودشان نیز چیزی هدیه می‌دهند. ما هیچ‌وقت جای هدایایی که از شکاف درخت برداشتیم" چیزی نگذاشتیم. ما به بو هیچ‌چیز نداده بودیم و این فکر مرا غمگین می‌کرد.
خانم مهدوی
۱
«اینکه صد سال شکست خورده‌ایم" دلیل این نیست که باز تقلا نکنیم».
خانم مهدوی
۱
اتیکوس آن روز که تشخیص داد این استعداد امتیاز غیرعادلانه‌ای علیه موجودات زنده است تفنگ را زمین گذاشت. به نظرم تصمیم گرفته تیراندازی نکنه مگر اینکه مجبور بشه. امروز مجبور شد».
خانم مهدوی
۱
اما من قبل از اینکه با دیگران زندگی کنم" باید بتونم با خودم زندگی کنم. وجدان آدم تنها چیزیه که نمی‌تونه تابع نظر اکثریت باشه».
خزان🍁
۱
«نه‌خیر، آقا، می‌ترسیدم کارم به محاکمه بکشه. همون‌طورکه کشید». «از توقیف ترسیدید. ترسیدید مجبور بشید با کارهایی که کردید روبه‌رو بشید؟» «نه‌خیر، آقا، ترسیدم با کارهایی که نکرده‌ام روبه‌رو بشم».