
کتاب شاهزاده خانم بابل
و پنج داستان دیگر
انتشارات:
انتشارات علمی و فرهنگی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کمیل
۳
اگر محبوب من میمرد گفتن اینکه همه کس در این جهان میمیرد چیزی از غم من نمیکاست
کمیل
۳
عمر آدمی چنان کوتاه است که جز با خوشگذرانی نباید بگذرد. آیا حیف نیست که این چند روز معدود را که در اختیار داریم با محاکمه و پشت هماندازی و جنگ و مباحثات روحانیان بگذرانیم!؟
کمیل
۲
«کشیشان و زاهدان ما آنچنان که مردم میپندارند نیستند. این جهل ماست که نام لباس علم بر دلق آنان نهاده است
کمیل
۲
در آنجا مردم همه در امر حکومت دخیل بودند و به جای آنکه کشور، ملکی باشد که مالکی مقتدر، بد یا خوب از آن بهرهبرداری کند، همهٔ مردم، کشور را مِلک خود میدانستند و در خوشیها و سختیهای آن شرکت داشتند. امتیازی جز امتیاز عقل و تقوا و پشتکار و جدیت وجود نداشت. در کار دین هم که امری بین خدا و خلق است کسی مداخله نمیکرد و برای تحمیل هیچ گونه عقیدهای به مردم فشار وارد نمیآمد.
کمیل
۱
مردم این جهان خواه طرفدار پاپ باشند و خواه بودایی، همه ژاژخایی میکنند.
حق را یکی سیاه و دیگری سفید میبیند و با هم در جنگاند.
مردمان بیهودهگو و متعصب، بدون ذرهای تفکر، هر افسانهای را حقیقت میپندارند.
کمیل
۱
کار این آقایان این است که هر امر وحشیانهای را که از طرف حاکم صادر شود اجرا کنند و بگویند ما برای اجرای ستمکاریها مزد میگیریم و مأموریم و معذور!
کمیل
۱
شما نمیتوانید در اینجا هم مثل همه جا تخم بدی را بپراکنید. آمدهاید به ما وعظ کنید و اصول ناسازگاری را در کشوری که مردم آن به اصل مدارا و مسامحه و سازگاری قائلاند تبلیغ کنید. من شما را از کشور خود بیرون میکنم تا ناچار نباشم شما را به علت داشتن این عقاید سخیف تنبیه کنم. شما با احترام، به سرحد سوق داده میشوید. از آنجا با وسایلی که برای رجعت به نیمکرهٔ دیگر در اختیار شما خواهم گذاشت به وطن خود برگردید... آری اگر طالب آسایش خود و دیگران هستید به کشورهای خود برگردید و به کشور من پا نگذارید!
کمیل
۱
گروهی از مردم جامهٔ سیاه پوشیدند و به اتفاق جمع دیگر که از روی قبا پیراهن سفید میپوشیدند دستهجمعی هار شدند، هاری و بیماری خود را به همهٔ مردم سرایت دادند، هممیهنان ما یا کشته شدند یا خود آدم کشتند. جمعی جلاد شدند و سر بریدند و گروهی بر روی نَطع جلادان نشستند، مردم یا مدعی خداوندی رعیت شدند یا داوطلب غلامی شهریار گردیدند و آزادی و آزادمنشی مانند سیمرغ نایاب گردید و عجیبتر اینکه همهٔ این جنایات به نام خدا و در راه خدا انجام شد.
کمیل
۱
آری روزگاری که ما بر سر مسائل غیرقابل درک بحث میکردیم ولی حقایق قابل لمس را پشت گوش میانداختیم، کشور غرق بینظمی بود و روزی که به بیپایه بودن این مسائل و واهی بودن آن مباحثات پی بردیم و ماوراء الطبیعه را در نظام طبیعت مداخله ندادیم، نظم و سعادت و امنیت در کشور ما حکمفرما شد
کمیل
۱
گناه به گردن گوشهنشینان بیرحمی است که در کنج اتاقی مینشینند و در حالی که مشغول هضم غذا هستند تصمیم به قتل یکمیلیون نفر میگیرند و سپس به شکرانهٔ کشت و کشتار، به درگاه خدا تقدیم مینمایند.
