
بریدههایی از کتاب اتللو
۴٫۲
(۱۶)
نه، من آن نیستم که مینمایم.
Amin
وقتیکه درمان نیست، درد را باید پایانیافته دانست و آخرین امید را از آن برید. زاری از پس مصیبت گذشته نزدیکترین راه برای جلب بدبختیهای دیگر است. آنچه روزگار میستاند نگهداریاش محال است، اما شکیبایی لطمات سرنوشت را به بازی میگیرد. کسی که مالش را دزدیدهاند و لبخند میزند، خود چیزی از کف دزد میرباید؛ و آنکس که بیهوده افسوس میخورد از مایهٔ خود میدزدد.
Amin
به خدا سوگند که خروارها فریبخوردگی بهتر از یک جو بدگمانی است.
Amin
چه فقیرند کسانی که شکیبایی ندارند! کدام زخم جز بهتدریج بهبود یافته است؟
Youtiful her
آن مرد زن باختهای که بهیقین میداند چه بر سرش رفته است، مهر همسر خطاکار را از دل برمیکند و زندگی به خوشی میگذارد. ولی، آه! چه دقایق دوزخی بر آن کس میگذرد که دیوانهٔ عشق است و شک در دلش لانه کرده؛ ظنین است و باز بهشدت دوست میدارد.
Amin
هرگاه بر من ثابت شود که شاهین من هوای رمیدن دارد، اگرچه پایبندش از تارهای قلب من باشد، صفیرکشان میرانمش و به باد میسپارم تا بهدلخواه خود طعمه بجوید.
Amin
کاش خداوند خواسته بود که مرا با مصیبتها بیازماید، کاش انواع دردها و خواریها بر سر برهنهام میبارید، مرا تا گلو در غرقاب تنگدستی فرو میبرد، یا مرا با والاترین آرزوهای خود به اسیری میکشاند! باز میتوانستم در گوشهای از جان خود ذرهای شکیبایی بیابم. و اگر هم، وای بر من! مرا نمونهٔ جاوید زبونی میساخت تا در گردش آهستهٔ زمان انگشتنمای جهان باشم، آری، این را هم میتوانستم تحمل کنم؛ خوب، بسیار خوب میتوانستم. ولی رانده شدن از جایی که خرمن قلب خود را در آن انباشته بودم و با آن میبایست زنده باشم یا بمیرم؛ دور افتادن از چشمهساری که جوی زندگیام از آن روان میگردد وگرنه میخشکد، و یا آن را همچون آبگیری دیدن که غوکهای ناپاک در آن باهم جفت میشوند و تخم میگذارند! ای شکیبایی، ای فرشتهٔ جوان گلگون لب، رنگ بباز و همچون دوزخ تیره شو!
Amin
با سلاح شکسته به جنگ رفتن بهتر است تا با دست خالی.
Youtiful her
برای مرد و زن، سرور عزیزم، نام نیک گوهر بیهمتای روح است. کسی که کیسهام را از من بدزدد، پر کاهی دزدیده است. ای... چیزی هست و باز هیچ نیست. از آن من بود و اینک از آن اوست؛ همچنان که پیش از این هم از آن هزاران کس دیگر بود. ولی آنکس که نام نیک مرا به غارت میبرد، مرا از چیزی محروم میکند که خود او را غنی نمیگرداند، و بهراستی مرا بینوا به جا میگذارد.
Amin
انسان باید همان که مینماید باشد، یا کاش نتواند جز آنچه هست جلوه کند!
Youtiful her
امروز وضع خدمت همین است. راه ترقی سفارش است و رفیقبازی، نه شیوهٔ گذشتهٔ سلسلهٔ مراتب که در آن هر زیردستی جانشین ارشد خود میشد.
KeetaabKhaan
زاری از پس مصیبت گذشته نزدیکترین راه برای جلب بدبختیهای دیگر است.
Youtiful her
من تاکنون هرگز نشنیدهام که از راه گوش بتوان به قلب افسرده راه یافت.
Youtiful her
این بسته به خود ماست که چنین یا چنان باشیم. وجود ما باغی است که ارادهمان باغبان آن است. میتوانیم در آن گزنه یا کاهو بکاریم، زوفا یا آویشن بنشانیم، آن را به یک نوع سبزه یا به گیاهان گوناگون بیاراییم؛ از تنبلی بایرش بگذاریم، یا از سر کاردانی زمینش را کود دهیم؛ چه، بهبود و اصلاح آن در امکان و توانایی ارادهٔ ماست.
Youtiful her
ای روح ناپیدای شراب، اگر نامی بر تو ننهادهاند که بدان شناخته شوی، بگذار تا ترا ابلیس بخوانم.
Youtiful her
حجم
۱۱۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۵۹ صفحه
حجم
۱۱۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۵۹ صفحه
قیمت:
۳۹,۰۰۰
تومان