
بریدههایی از کتاب هنر درمان
۳٫۴
(۳۴)
تا زمانی که بیماران بر این باورند که مشکلات اساسیشان حاصل چیزی خارج از کنترل ایشان مانند اعمال دیگران، بخت بد، بیعدالتیهای اجتماعی و ژنهاست، دست ما درمانگران در کار بسته است.
Melina
بیشتر اوقات، درمانگر تنها شنونده و بینندهٔ نمایشهای بزرگ و دلاوریهاست.
کاربر ۵۷۴۸۹۶۵
در جدال با عشق هم، مانند مبارزه با یک اعتقاد مذهبی نیرومند، شما پیروزِ میدان نخواهید بود
MTMAR
هورنای معتقد بود اگر موانع برداشته شود، فرد میتواند به انسانی بالغ و کاملاً تحققیافته بدل شود، درست مانند میوهٔ کوچکی که در نهایت درخت بلوطی خواهد شد.
«درست مانند میوهای که به درخت بلوط مبدل شود…» چه تصویر شگرف و روشنگری! این تصویرْ رویکرد مرا به رواندرمانی برای همیشه دگرگون کرد و باعث شد با دیدی متفاوت به کار بنگرم: کار من برداشتن موانع از سر راه بیمارم بود. مجبور نبودم همهیکار را بر عهده بگیرم؛ مجبور نبودم میل به رشد، حس کنجکاوی، اراده، رغبت به زندگی، محبت، وظیفهشناسی یا هر یک از بیشمار خصوصیاتی را که از ما انسان میسازد، در روح بیمار بدمم.
کاربر ۵۷۴۸۹۶۵
گرچه مادیت مرگْ نابودمان میسازد، اندیشهٔ مرگْ نجاتمان میدهد.
Melina
درمان را از خود آغاز کنید
به عقیدهٔ من رواندرمانی فردی مهمترین بخش آموزش رواندرمانی است.
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐
«از پنجرهٔ دیگری به بیرون نگاه کنید. سعی کنید جهان را همانطور ببینید که بیمار میبیند.»
Fateme
نمیتوانم در برابر یک نکتهٔ شیطنتآمیز دیگر مقاومت کنم. پیشبینی میکنم اگر درمانگران EVT خود نیاز به رواندرمانی پیدا کنند، به دنبال درمان شناختی رفتاری کوتاهمدت نخواهند رفت، بلکه به جای آن، به درمانگرانی آموزشدیده، مجرب، پویانگر و بدون کتاب راهنما مراجعه میکنند (پیشبینیای که تنها با شواهد واقعهنگارانه قابل اثبات است).
Hope
بیشتر اوقات، درمانگر تنها شنونده و بینندهٔ نمایشهای بزرگ و دلاوریهاست
Fateme
درمانگر باید برای بیمار توضیح دهد برترین وظیفهٔ آنها باهم ساختن رابطهای است که خود آن رابطه عامل تغییر خواهد شد
Fateme
یکی از مهمترین روشهای ما برای انکار مرگ آن است که باور میکنیم استثنا هستیم، خود را متقاعد میکنیم که از ضرورتهای زیستی برکناریم و زندگی با همان خشونتی که با دیگران رفتار کرده، با ما تا نمیکند.
Fateme
رویکرد رواندرمانی اگزیستانسیال مدعی است تعارض درونیای که ما را مسحور خود میسازد فقط ناشی از کشاکش میان غرایز سرکوبشده یا افراد مهم درونیشده یا خردهریزهای خاطرات تروماتیک فراموششده نیست، بلکه ناشی از رویارویی با «مسلماتِ» هستی نیز هست.
Fateme
منظور از «مسلمات» هستی چیست؟ اگر به خود اجازه دهیم که دلواپسیهای روزانه را کنار بزنیم یا به اصطلاح در «پرانتز» بگذاریم و به موقعیتمان در جهان عمیقاً فکر کنیم... ناگزیر به ساختار ژرف هستی (یا به اصطلاحِ پل تیلیش، «دلواپسیهای غایی») میرسیم. به اعتقاد من، چهار دلواپسی غایی در رواندرمانی از بقیه برجستهترند: مرگ، انزوا، معنای زندگی و آزادی (هر یک از این چهار مورد، در جای خود، توصیف و تشریح خواهند شد).
Fateme
«با هر آنچه حلناشدنی است، شکیبا باش و بکوش نفسِ پرسش را دوست بداری.»
Fateme
«ولی همیشه آدم مردم را برای چیزهایی که به او میدهند، دوست ندارد. گاهی آنها را به خاطر همان چیزی که هستند، دوست دارد.
zahra
در واقع، یک درمانگر موفق هرگز نباید محتوای بحث را تحمیل کند: درمان باید مشتق از رابطه باشد، نه مشتق از تئوری.
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐
مسئولیتپذیری نخستین گام اساسی در فرایند درمان است. وقتی افراد نقش خویش را در ایجاد مخمصههای زندگیشان شناختند، متقاعد میشوند که تنها خودشان هستند که قدرت متحول ساختن موقعیت را دارند.
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐
بعضی هم با چشمپوشی از آرزوها، میخواهند از رنج از دست دادن دوری کنند (اگر آرزویی نداشته باشم، دیگر هرگز دوباره ناامید نخواهم شد). افرادی هم هستند که آرزوهایشان را بر زبان نمیآورند یا تجربه نمیکنند، با این امید که بزرگسالان پیرامونشان خواستههایشان را پیشبینی کنند.
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐
«با هر آنچه حلناشدنی است، شکیبا باش و بکوش نفسِ پرسش را دوست بداری.»
کرم کتاب
عزیزترین یارِ بیش از پنجاه سال زندگی مشترک که هنوز ادامه دارد.
Fatemeh
دوست ندارم درمانگر عشاق باشم. شاید دلیلش حسادت است، آخر من هم تشنهٔ افسون عشقم. شاید هم دلیلش این است که عشق و رواندرمانی از اساس با یکدیگر نمیخوانند. درمانگر خوب با تاریکی میجنگد و در جستوجوی روشنایی است، درحالیکه عشق به رمزوراز زنده است و به محض تفتیش فرو میریزد. و من از جلاد عشق بودن بیزارم.
کاربر ۲۴۸۴۵۴۹
تصویری که از خویش داریم، به میزان زیادی، بازتاب تصویری است که از خود در چشم افراد مهم زندگیمان دیدهایم.
zahra
وقتی اریش فروم میخواست همدلی را به دانشجویان آموزش دهد، از عبارات ترنس مربوط به دوهزار سال پیش کمک میگرفت: «من انسان هستم و بگذار هیچ چیز انسانیای برایم بیگانه نباشد» و ما را مجبور میساخت با بخشی از خود که به کردارها یا تخیلات بیماران مربوط میشد، هرقدر هم که این بخش زشت، مهاجم، شهوانی، خودآزارانه یا دیگرآزارانه بود، آزادانه برخورد کنیم. اگر این کار را نمیکردیم، پیشنهاد میکرد بررسی کنیم که چرا میخواهیم این بخش از وجودمان را مسدود و بسته نگه داریم.
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐
ما به ژرفترین شکلِ ممکن عهدهدار مسئولیتِ خویشیم. همانطور که سارتر میگوید ما مؤلف خویشتنیم. از طریق به هم پیوستن انتخابها، اعمال و ناتوانیهایمان، در نهایت خویشتن را طراحی میکنیم. ما نمیتوانیم از این مسئولیت، از این آزادی، احتراز کنیم. به قول سارتر: «ما محکوم به آزادی هستیم.»
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐
حجم
۲۷۲٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۲۰ صفحه
حجم
۲۷۲٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۲۰ صفحه
قیمت:
۹۰,۰۰۰
تومان