جملات زیبای کتاب تاریخ امیدبخش نوع بشر | طاقچه
تصویر جلد کتاب تاریخ امیدبخش نوع بشر

بریده‌هایی از کتاب تاریخ امیدبخش نوع بشر

۳٫۶
(۱۴)
«سراسر این دورهٔ زمانی، دوره‌ای بود که مقامات و مسئولان سیاسی به‌جای واقع‌بینی در پی اثبات توهمات خود بودند.»
Lilith
پیرمردی به نوهٔ خود می‌گوید: «درون من جدالی برپاست؛ جنگی وحشتناک بین دو گرگ. یکی شیطانی است ـ خشمگین، حریص، حسود، متکبر و ترسو و دیگری الهی است‌ـ صلح‌آمیز، دوست‌داشتنی، متواضع، سخاوتمند، صادق و قابل‌اعتماد. این دو گرگ درون تو نیز هستند و درون هر شخص دیگری نیز در پیکارند.» پس از لحظه‌ای، پسر می‌پرسد: «در نهایت، کدام گرگ پیروز میدان خواهد شد؟» پیرمرد لبخند می‌زند. «گرگی که تو به آن غذا می‌دهی!»
Lilith
راه جهنم با نیت‌های خیر ساخته شده است.
Lilith