جملات زیبای کتاب هابیت (آنجا و بازگشت دوباره) | طاقچه
تصویر جلد کتاب هابیت (آنجا و بازگشت دوباره)

کتاب هابیت (آنجا و بازگشت دوباره)

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۹۱ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
mehrad
۸۷
از آنجا که کس دیگری را نداشت تا با او صحبت کند، همیشه با خودش حرف می‌زد.
m.nadi
۲۰
روز خوشی برایم آرزو می‌کنی، یا منظورت این است که امروز روز خوشی است، چه من دلم بخواهد و چه نخواهد؛ یا این‌که امروز حالت خوش است؛ یا این‌که روزی است که می‌شود در آن خوش بود؟»
shogun
۲۰
اگر بگردید البته معمولاً چیزی پیدا می‌کنید. اما چیزی که پیدا کرده‌اید همیشه دقیقا همان چیزی نیست که دنبالش می‌گشتید
shogun
۱۹
به قول پدرم: «تا زنده‌ای امیدوار باش!»
shogun
۱۱
اگر خیلی از ماها به خوردن و شادی کردن و ترانه خواندن بیشتر بها می‌دادیم تا اندوختن طلا، آن وقت دنیای ما شادتر از این‌ها بود.
F@R@Z
۹
ریشش هر دم دراز باد
Soheyla
۹
دماغ دراز هم بعضی وقت‌ها نعمت است
mehrad
۸
تورین گفت: «خوبی تو خیلی زیادتر از آن است که خودت می‌دانی، فرزندِ غربِ مهربان. و کمی شجاعت و کمی هم حکمت با آن مخلوط شده. اگر خیلی از ماها به خوردن و شادی کردن و ترانه خواندن بیشتر بها می‌دادیم تا اندوختن طلا، آن وقت دنیای ما شادتر از این‌ها بود. ولی چه غم‌انگیز، چه شاد، حالا باید ترک‌اش کنم. الوداع!»
mehrad
۸
به سوی دره باز آی! ستاره بسی درخشان‌تر است از گوهر ماه بسی سفیدتر است از سیم گنج آتش اجاق در تاریک و روشن هوا بسی درخشنده‌تر است از طلا پس دنبال چه می‌گردی؟
Soheyla
۶
هم عقل و شعور دارد، هم بخت و اقبال و هم حلقه جادو - و هر سه تای این چیزها ثروت خیلی باارزشی است.
mehrad
۲
. آن دوردورها، تنهاکوه در مرز افق دیده می‌شد. بر روی قله بلندش برف‌های آب نشده به رنگ سفید می‌درخشید. بیل‌بو گفت: «این طور است که برف بعد از آتش می‌بارد، و حتی کار اژدها جماعت هم یک روز تمام می‌شود!»
caffeingraphic
۲
مردم داخل تالار و بیرون آن شروع کردند به فریاد زدن. باراندازها پر از ازدحام جمعیتی شد که می‌دویدند. بعضی‌ها شروع به خواندن تکه‌هایی از ترانه‌های قدیمی کردند، ترانه‌های مربوط به شاه زیر کوه؛ این‌که نوه ترور برگشته بود و نه خود ترور، به هیچ وجه اهمیتی نداشت. دیگران هم به سرودخوانان پیوستند و صدای آنها بلند و پرشکوه روی دریاچه طنین انداخت.
زوروجیرو
۲
ولی خوب، عجیب است تعریف چیزهای خوبی که آدم داشته و روزهای خوشی که گذرانده خیلی طول نمی‌کشد، و زیاد هم شنیدنی نیست؛ اما از چیزهای ناراحت کننده و دلهره‌آور و حتی فجیع، قصه خوبی درمی‌آید، و به هر حال تعریف کردنش کلی وقت می‌برد.
Soheyla
۲
تاریکی با چشم باز همان قدر ظلمانی بود که با چشم بسته.
Soheyla
۲
تک و تنها ماندن خیلی افتضاح است.»
hazratsaadi
۰
اژدها مرده بود، و گابلین‌ها شکست خورده بودند و دل‌های آنها بی‌صبرانه بهار شادی را بعد از زمستان انتظار می‌کشید.
hazratsaadi
۰
این طور است که برف بعد از آتش می‌بارد، و حتی کار اژدها جماعت هم یک روز تمام می‌شود!
hazratsaadi
۰
تباه شد اژدها استخوان‌هاش توتیا زره‌اش خرد و شکسته جلال‌اش رفته بر باد! اما تیغ گیرد زنگار تاج و تخت نیست پایدار دل نبندید به قدرت ماندگار نیست ثروت!
کیان
۰
از این به بعد نیش صدایت می‌زنم.