
کتاب بازگشت شاه (جلد ۳ از ارباب حلقهها)
انتشارات:
انتشارات روزنه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
محسن
۲۱
خائن ممکن است خود را رسوا کند و منشأ خیری شود که خود نمیخواهد.
rezai milad
۷
«شاید راه و رسم تو این نباشد، سام؛ ولی راه و رسم دنیا همین است. امیدها به یأس تبدیل میشود. و اجل میرسد. الآن فقط باید یک خرده دیگر منتظر بمانیم. وسط چیزهای در حال زوال و خرابهها گم شدهایم و راه فراری هم نیست.»
Hooryar
۶
«تو نجیبزادهای سختگیر و ثابتقدمی، و چنین است که مردان آوازهشان در جهان میپیچد
rezai milad
۶
«اکنون روزگار حکومت شاه رسیده است و تا تخت والار پابرجاست این حکومت متبرک باد!»
rezai milad
۵
با این صدا هیئت خمیده شاه ناگهان از جا جهید و شق و رق نشست. بار دیگر بلند و مغرور مینمود؛ بر روی رکاب برخاست و به صدای بلند، واضحتر از هر صدایی که تا کنون از مردمان فانی شنیده بودند، بانگ زد:
برخیزید، برخیزید، سواران تئودن!
کردارهای سنگدلانه غوغا میکند: آتش و کشتار!
نیزهها به جولان درخواهد آمد، سپرها خواهد شکافت،
روز شمشیر است، روز سرخ، پیش از آن که خورشید برخیزد!
اکنون بتازید، اکنون بتازید! پیش به سوی گوندور!
rezai milad
۵
سرانجام کسی آمده است که خود را وارث سلطنت میداند. اینک آراگورن پسر آراتورن، سرکرده دونهداین آرنور، فرمانده سپاه غرب، صاحب ستاره شمال، به کارگیرنده شمشیری که از نو ساختهاند، فاتح نبرد، کسی که دستانش شفابخش است، گوهر الفی، الهسار از تبار والاندیل، پسر ایزیلدور، پسر الندیل نومهنوری. آیا میخواهید که شاه شود و به شهر درآید و اینجا سکنی بگزیند؟»
محسن
۲
اما در عمق وجودش هنوز نوعی حس هابیتی بیغل و غش نیز تسخیر ناشده به حیات خود ادامه میداد: در کنه دل میدانست که حتی اگر چنین توهماتی، فریبی برای از راه به در بردن او نباشد، آنقدرها بزرگ نیست که چنین باری را بر دوش بگیرد. یک باغ کوچک که مال خودش باشد، برای هفت پشتش بس بود، نه باغی که گسترش پیدا کند و سرتاسر یک قلمرو را در بربگیرد؛ میخواست از دستهای خودش استفاده کند، نه این که دستهای دیگران به فرمان او مشغول کار شوند.
آریا سلطانی نجف آبادی
۱
یعنی وقتی که حرامیها راه میافتادند که سهم جمع کنند تا به قول خودشان آن را «بهتر تقسیم کنند»: که معنیاش این بود که همه چیز نصیب آنها بشود و سر ما بیکلاه بماند، و اگر بخواهی چیزی از مال خودت را بریزی توی شکمت بروی و از کلانتریها اجازهاش را بگیری. اوضاع خیلی افتضاح بود. اما از وقتی شارکی آمده دیگر مصیبت کامل است.»
آریا سلطانی نجف آبادی
۱
امروز ممکن است بتوانیم کاری کنیم که دشمن هنگام گذشتن از رودخانه ده برابر ما متحمل تلفات شود، و با این حال از بهایی که پرداختهایم پشیمان شویم. چه از دست دادن یک لشکر برای او بسیار راحتتر است، تا از دست دادن یک گروهان برای ما.
فاروق
۰
با این حال ارباب پرهگرین این افتخار ماست: ما همیشه بخش عمده از داغ نفرت فرمانروای تاریکی را تاب آوردهایم، چرا که این نفرت از اعماق زمان و از آن سوی دریاهای ژرف رسیده است. اینجا ضربه پتک سنگینتر از هر جای دیگر فرود خواهد آمد. و به همین دلیل است که میتراندیر چنین شتابان به اینجا آمد. زیرا اگر ما سقوط کنیم، چه کسی تاب ایستادن خواهد داشت؟
rezai milad
۰
«با این حال ارباب پرهگرین این افتخار ماست: ما همیشه بخش عمده از داغ نفرت فرمانروای تاریکی را تاب آوردهایم، چرا که این نفرت از اعماق زمان و از آن سوی دریاهای ژرف رسیده است. اینجا ضربه پتک سنگینتر از هر جای دیگر فرود خواهد آمد. و به همین دلیل است که میتراندیر چنین شتابان به اینجا آمد. زیرا اگر ما سقوط کنیم، چه کسی تاب ایستادن خواهد داشت؟ و، ارباب پرهگرین تو خود امیدی به پایداری ما داری؟»
آریا سلطانی نجف آبادی
۰
امروز ممکن است بتوانیم کاری کنیم که دشمن هنگام گذشتن از رودخانه ده برابر ما متحمل تلفات شود، و با این حال از بهایی که پرداختهایم پشیمان شویم. چه از دست دادن یک لشکر برای او بسیار راحتتر است، تا از دست دادن یک گروهان برای ما.
