
°•. MaryaM .•°
۵۸
اگر من رئیس دانشگاه بودم واحدی اجباری با عنوان «چطور از بیناییتان استفاده کنید» ، ایجاد میکردم تا استاد با تلاش فراوان به دانشجویانش نشان دهد چطور با دیدن واقعی چیزهایی که بیتوجه از کنارشان میگذریم میتوانند شادی را به زندگیشان بیفزایند و همچنین سعی کند قابلیتهای بیرونق و نهفته دانشجویانش را بیدار کند.
آخرین برگ
۴۴
گاهی اوقات گمان میکنم چه خوب است اگر هر فردی برای چند روز در دوران بزرگسالیاش دچار نابینایی و ناشنوایی شود. ظلمت نابینایی، شخص را نسبت به بینایی قدرشناستر خواهد کرد و سکوت، لذت صدا را به او نشان میدهد. گاهی دوستان بینایم را امتحان میکنم تا بفهمم آنها چه میبینند. بهتازگی دوست بسیار خوبی را دیدم که از پیادهروی طولانی در جنگل برمیگشت، از او پرسیدم: «چه چیزی دیدی؟» او پاسخ داد: «چیز خاصی ندیدم» . احتمالاً من حساس و دقیق بودم که به چنین پاسخهایی اعتنا نکردم تا اینکه مدتها پیش متقاعد شدم که افراد بینا کم میبینند.
ریحانه باقریه
۳۱
او که آفریده خوب خداوند بود و لحظهای ناامید نشد و ناامیدی در قلبش جایی نداشت؛ چه بجا روی سنگ قبرش نوشتند: «اینجا کسی خفته است که در زندگی هرچه را در توان داشت، انجام داده است»
ریحانه باقریه
۱۹
من با گوش عشق صدای جریان شیره نباتی را در عروق بلوط کهن میشنیدم، درخشش آفتاب را که از برگی به برگ دیگر منتقل میشد، میدیدم، من نادیدنیها را میدیدم و ناشنیدنیها را میشنیدم»
maryam mirzaei
۱۷
انسان برای چیزی که دارد کم قدردانی میکند و مشتاق چیزی است که ندارد
بانو نیک
۱۴
کسی که از شکفتن یک غنچه تا بلوغ یک گل را احساس میکرد و طلوع و درخشش خورشید را میفهمید و تلألو آن را در میان شاخسارها احساس میکرد و قلب مهربانش در غروب آن غمگین میشد. نابغهای که در ۲۷ ژوئن ۱۸۸۰ م در توسکامبیا آواباما متولد شد و در همه ۸۸ سال زندگی خویش دست از تلاش برنداشت و با امید به جنگ با دنیای نابرابری رفت که تنهایی و عزلت را برایش رقم زده بود.
نیلوفر🍀
۱۴
همیشه چشمهایم برای دیدن تمام چیزهای دیدنی خوشحالکننده و ناراحتکننده باز باز هستند.
plato
۱۳
اکثر ما زندگی را حق خود میدانیم و آگاهیم که روزی باید بمیریم. اما معمولاً آن روز را در آینده خیلی دور ترسیم میکنیم.
⚽️ kaka ⚽️
۱۲
مدتها پیش متقاعد شدم که افراد بینا کم میبینند
Z Pourmandi
۱۲
ظلمت نابینایی، شخص را نسبت به بینایی قدرشناستر خواهد کرد و سکوت، لذت صدا را به او نشان میدهد.
ریحانه باقریه
۹
حقیقت مهم و غیرقابل تردید این است که وی هنگامیکه از چشم و گوش خود محروم شد، مغز خود را از دست نداد. بنابراین میتوانست فکر کند، مقایسه کند و بهیاد بیاورد و بهخاطر بسپارد. درست است که هلن از پارهای حواس طبیعی محروم است و کیست که نباشد؟ ولی آنچه وی را متمایز از دیگران میسازد این محرومیت نیست، بلکه عظمت غلبهای است که وی بر این دو نقص خود دارد و حتی از آن استفاده کرده است
Ishtar
۸
چشمان افراد بینا خیلی زود به روال عادی اطرافشان عادت میکند و آنها فقط چیزهای شگفتانگیز و خارقالعاده را میبینند. اما در دیدن اکثر دیدنیهای شگفتانگیز هم چشمها تنبل و کاهل هستند. گزارشهای دادگاه هر روز گواه این است که شواهد عینی چه چیزهای نادرستی میبینند. یک واقعه معین به تعداد شواهد عینی به شیوههای متعدد و متفاوت دیده خواهد شد. برخی بیشتر از دیگران میبینند، اما بعضیها فقط چیزی را میبینند که در حوزه دیدشان قرار دارد.
آخرین برگ
۷
با این تصور که اگر قدرت بینایی فقط برای سه روز به من داده شود دوست دارم چه چیزهایی را ببینم، شاید بهتر بتوانم منظورم را بیان کنم. درحالی که من در ذهنم تجسم میکنم، تو هم فکر کن و ذهنت را متمرکز کن که چطور از بیناییات استفاده خواهی کرد، اگر فقط سه روز برای دیدن فرصت داشته باشی؟
و با ظلمتی که در شب سوم نزدیک میشود و اینکه میدانی خورشید هرگز دوباره برای تو طلوع نخواهد کرد، پس چطور آن سه روز گرانبها را میگذرانی.
_echo_
۷
«من با گوش عشق صدای جریان شیره نباتی را در عروق بلوط کهن میشنیدم، درخشش آفتاب را که از برگی به برگ دیگر منتقل میشد، میدیدم، من نادیدنیها را میدیدم و ناشنیدنیها را میشنیدم» .
بانو نیک
۶
از چشمهایتان طوری استفاده کنید که گویی فردا دچار نابینایی خواهید شد و همین شیوه را میتوان برای سایر حواس بهکار گرفت.
3tareh4sghari
۶
برای دیدنیهای ناراحتکننده چشمهایم را نمیبندم، چون آنها نیز بخشی از زندگی هستند. بستن چشم به روی آنها، بستن قلب و ذهن است.
سپیده
۵
«من با گوش عشق صدای جریان شیره نباتی را در عروق بلوط کهن میشنیدم، درخشش آفتاب را که از برگی به برگ دیگر منتقل میشد، میدیدم، من نادیدنیها را میدیدم و ناشنیدنیها را میشنیدم» .
محمدمهدی
۵
میگویند کسانی که در سایه مرگ زندگی میکنند یا زندگی کردهاند در هر کاری که انجام میدهند، شیرینی لذتبخشی بهوجود میآورند.
یاعلی
۴
گاهی دوستان بینایم را امتحان میکنم تا بفهمم آنها چه میبینند. بهتازگی دوست بسیار خوبی را دیدم که از پیادهروی طولانی در جنگل برمیگشت، از او پرسیدم: «چه چیزی دیدی؟» او پاسخ داد: «چیز خاصی ندیدم» . احتمالاً من حساس و دقیق بودم که به چنین پاسخهایی اعتنا نکردم تا اینکه مدتها پیش متقاعد شدم که افراد بینا کم میبینند.
سپیده
۴
سه روز برای دیدن
نویسنده: هلن کلر
مترجم: مرضیه خوبان فرد
انتشارات روانشناسی و هنر
سپیده
۴
«سه روز برای دیدن» نوشته خانم هلن کلر، شخصیتی بزرگ و قابل ستایش. کسی که حس بینایی و شنواییاش را از دست داد و به ظاهر، تمام ارتباطش با دنیای پیرامونش قطع شد، اما هرگز تسلیم و مأیوس نشد و سعی کرد از دنیای تاریک و سیاهی که در مقابل دیدگانش بود روزنهای بیابد که با آن به دنیای بهظاهر ازدسترفته خویش بازگردد. او هرگز از سکوت سهمگینی که در آن قرار داشت نهراسید، بلکه با گوش دل توانست صدای زندگی را بشنود. همانطور که خود میگوید:
plato
۴
از سلامتیمان آگاه نیستیم تا وقتی بیمار شویم.
نیلوفر🍀
۴
اگر کسی به منظور تجربه و تجسم دنیای تاریک و ساکت و عجیب خانم کلر، فقط لحظهای هرچند کوتاه چشمانش را ببندد و گوشهایش را محکم بگیرد، محبوس بودن در زندان نابینایی و ناشنوایی سخت و گریزناپذیر بهنظرش میرسد، اما او از زندان خویش گریخت. او نهتنها تسلیم دنیای بهظاهر تاریک و سراسر سکوت نشد، بلکه با همه وجود با آن به مبارزه برخاست و توانست در تاریکی مطلق چشمانش، نور امیدی را بیابد که با آن نور زیبای دنیای خویش را مجسم سازد.
مسلم عباسپور
۴
گاهی اوقات فکر میکنم چه خوب است اینکه هر روز بهگونهای زندگی کنیم که گویی فردا باید بمیریم.
lucifer
۴
چه بجا روی سنگ قبرش نوشتند: «اینجا کسی خفته است که در زندگی هرچه را در توان داشت، انجام داده است» .
هانیکو
۴
چه بجا روی سنگ قبرش نوشتند: «اینجا کسی خفته است که در زندگی هرچه را در توان داشت، انجام داده است» .
plato
۳
چشمان افراد بینا خیلی زود به روال عادی اطرافشان عادت میکند و آنها فقط چیزهای شگفتانگیز و خارقالعاده را میبینند
plato
۳
شاید این نوشته کوتاه درباره اینکه چطور باید این سه روز بینایی را بگذرانم باعث شود تا شما نیز برنامهای برای خود تنظیم کنید.
امینه
۳
اگر من رئیس دانشگاه بودم واحدی اجباری با عنوان «چطور از بیناییتان استفاده کنید» ، ایجاد میکردم تا استاد با تلاش فراوان به دانشجویانش نشان دهد چطور با دیدن واقعی چیزهایی که بیتوجه از کنارشان میگذریم میتوانند شادی را به زندگیشان بیفزایند و همچنین سعی کند قابلیتهای بیرونق و نهفته دانشجویانش را بیدار کند.
نادر طیبی
۳
انسان برای چیزی که دارد کم قدردانی میکند و مشتاق چیزی است که ندارد. اما بسیار مایه تأسف است که در جهان نور نعمت بینایی تنها بهعنوان وسیله راحتی و آرامش صِرف استفاده میشود، بهجای آنکه وسیلهای باشد برای بالا بردن کمال در زندگی.
