جملات زیبای کتاب نانتاس | طاقچه
تصویر جلد کتاب نانتاس

بریده‌هایی از کتاب نانتاس

نویسنده:امیل زولا
انتشارات:نشر افق
امتیاز
۳.۳از ۱۲ رأی
۳٫۳
(۱۲)
اما به هر حال مرگ پایانِ کار بود. به این ترتیب، در زندگی فقط مرگ بود که فریب نمی‌داد، که همیشه خود را مطمئن و آماده نشان می‌داد. تنها چیز استواری که می‌شناخت مرگ بود. هر چه جست‌وجو می‌کرد، باز همه چیز زیر پایش فرو می‌ریخت، تنها مرگ بود که امری مسلم و قطعی باقی می‌ماند و او تأسف می‌خورد که ده سال بیشتر زندگی کرده بود.
arirang
ارادهٔ زندگی است که بشریت را ساخته.
AS4438
ثروت نوکر از گناه ارباب به دست می‌آید،
AS4438
مردان برتر همان‌قدر معمولی و مبتذل به پایان راه می‌رسیدند که احمق‌ها!
AS4438
اما به هر حال مرگ پایانِ کار بود. به این ترتیب، در زندگی فقط مرگ بود که فریب نمی‌داد، که همیشه خود را مطمئن و آماده نشان می‌داد. تنها چیز استواری که می‌شناخت مرگ بود. هر چه جست‌وجو می‌کرد، باز همه چیز زیر پایش فرو می‌ریخت، تنها مرگ بود که امری مسلم و قطعی باقی می‌ماند
royashian
او هر چه بود، به خودش تعلق داشت، می‌توانست هر کاری که بخواهد با خودش بکند، بی‌آنکه متهم به خودخواهی و بزدلی شود.
Niloufar
به اعتقاد او کافی بود بخواهی تا بتوانی؛ مابقی اهمیتی نداشت.
دختری در مزرعه🪐