
بریدههایی از کتاب گزیده اشعار فریدون مشیری
۴٫۵
(۹۴)
غمی شیرین دلم را مینوازد
Harmony
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت
Harmony
بیا به خاک بلا دیدهای بیندیشیم
که ناله میچکد از برق تازیانه در او
به خانههای خراب
به کومههای خموش
به دشتهای به آتش کشیده متروک
Harmony
بیتو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
hayka~
در بنفشهزار چشم تو
من ز بهترین بهشتها گذشتهام
Harmony
کاش میدیدم، چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست!
کاربر ۵۵۷۹۹۲۹
من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش!
Sepehroo
خاک خواهی شد!
از رخ آیینهها هم پاک خواهی شد!
چون غباری گیج، گم، سرگشته در افلاک خواهی شد!
Fafa
صدای تیر بلند است و نالهها پیگیر
و برق اسلحه، خورشید را خجل کردهست!
چگونه این همه بیداد را نمیبینی؟
چگونه این همه فریاد را نمیشنوی؟
شیلا در جستجوی خوشبختی
بسی گفتند: ـ «دل از عشق برگیر!
که: نیرنگ است و افسون است و جادوست!»
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که این زهر است، اما!... نوشداروست!
سپهر
بیا، به حال بشر هایهای گریه کنیم
که با برادر خود هم نمیتواند زیست
چنین خجسته وجودی کجا تواند ماند؟
چنین گسسته عنانی کجا تواند رفت؟
صدای غرش تیری دهد جواب مرا:
ـ به کوه خواهد زد
به غار خواهد رفت
بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد!
؟
و چند روز دگر نیز نوبت من و توست،
که یا به ماتم فرزند خویش بنشینیم!
و یا به کشتن فرزند خلق برخیزیم!
شیلا در جستجوی خوشبختی
پس چرا ما نتوانیم که اینسان باشیم؟
بهخودآییم و بخواهیم که:
انسان باشیم!
mojan
کاش میدیدم، چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست!
نیکو
تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،
که نامی خوشتر از اینات ندانم.
آرام
به آسانی، مرا از من ربودی
Mahdi T
هزار سال به سوی تو آمدم،
افسوس!
هنوز دوری! دور از من، ای امید محال
هنوز دوری، آه، از همیشه دورتری!
همیشه، اما، در من کسی نوید میدهد
که میرسم به تو!
شاید هزار سال دیگر
mahshad
بیتو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
Mahdi T
خوب خوب نازنین من!
نام تو مرا همیشه مست میکند
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعرهای ناب!
نام تو، اگرچه بهترین سرود زندگیست
من تو را به خلوت خدایی خیال خود:
«بهترین بهترین من» خطاب میکنم،
بهترین بهترین من!
Sepehroo
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ؛
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ!
مادربزرگ💝
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید،
برگهای سبز بید،
عطر نرگس، رقص باد،
نغمه شوق پرستوهای شاد،
خلوت گرم کبوترهای مست...
نرم نرمک میرسد اینک بهار،
خوش به حال روزگار!
چوغورک
ای کودک من، مال بیندوز.
وان علم که گفتند، میاموز!
سپهر
ای ستاره، ای ستاره غریب!
ما اگر ز خاطر خدا نرفتهایم
پس چرا به داد ما نمیرسد؟
ما صدای گریهمان به آسمان رسید
از خدا چرا صدا نمیرسد؟
Mahbubeh 1993
هزار سال به سوی تو آمدم،
افسوس!
هنوز دوری! دور از من، ای امید محال
هنوز دوری، آه، از همیشه دورتری!
همیشه، اما، در من کسی نوید میدهد
که میرسم به تو!
شاید هزار سال دیگر
Sepehroo
تو کیستی، که من اینگونه، بیتو بیتابم؟
شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم.
یا مهدی(عج)♡
شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم.
فائزه قائمی
جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب
نیکو
«یکسو نگریستن و یکسان نگریستن»
معجزهیِ سپاسگزاری.
تا مرگ نیامدهست برخیزم
در دامن زندگی بیاویزم.
Zohreh Askari
شبهای غمناک
شبها که خیل بیگناهان
چون برگ میافتند بر خاک
......
حجم
۱۰۴٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۲
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه
حجم
۱۰۴٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۲
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه
قیمت:
۷۷,۰۰۰
تومان