جملات زیبای کتاب گزیده اشعار فریدون مشیری | طاقچه
تصویر جلد کتاب گزیده اشعار فریدون مشیریsubscriptionAvailable

کتاب گزیده اشعار فریدون مشیری

نوع کتاب
۴.۶ امتیاز(از ۱۰۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
فریدون مشیری
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Harmony
۲۸۴
غمی شیرین دلم را می‌نوازد
Harmony
۲۸۰
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت. من همه، محو تماشای نگاهت
Harmony
۱۵۱
بیا به خاک بلا دیده‌ای بیندیشیم که ناله می‌چکد از برق تازیانه در او به خانه‌های خراب به کومه‌های خموش به دشت‌های به آتش کشیده متروک
hayka~
۱۲۳
بی‌تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
کاربر ۵۵۷۹۹۲۹
۱۰۴
کاش می‌دیدم، چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری‌ست!
Harmony
۹۸
در بنفشه‌زار چشم تو من ز بهترین بهشت‌ها گذشته‌ام
Sepehroo
۹۶
من همین یک نفس از جرعه جانم باقی‌ست آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش!
Fafa
۸۸
خاک خواهی شد! از رخ آیینه‌ها هم پاک خواهی شد! چون غباری گیج، گم، سرگشته در افلاک خواهی شد!
شیلا در جستجوی خوشبختی
۷۹
صدای تیر بلند است و ناله‌ها پیگیر و برق اسلحه، خورشید را خجل کرده‌ست! چگونه این همه بیداد را نمی‌بینی؟ چگونه این همه فریاد را نمی‌شنوی؟
سپهر
۷۳
بسی گفتند: ـ «دل از عشق برگیر! که: نیرنگ است و افسون است و جادوست!» ولی ما دل به او بستیم و دیدیم که این زهر است، اما!... نوشداروست!
؟
۶۲
بیا، به حال بشر های‌های گریه کنیم که با برادر خود هم نمی‌تواند زیست چنین خجسته وجودی کجا تواند ماند؟ چنین گسسته عنانی کجا تواند رفت؟ صدای غرش تیری دهد جواب مرا: ـ به کوه خواهد زد به غار خواهد رفت بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد!
فائزه قائمی
۶۰
شب از هجوم خیالت نمی‌برد خوابم.
شیلا در جستجوی خوشبختی
۵۷
و چند روز دگر نیز نوبت من و توست، که یا به ماتم فرزند خویش بنشینیم! و یا به کشتن فرزند خلق برخیزیم!
sepideh
۵۶
پس چرا ما نتوانیم که این‌سان باشیم؟ به‌خودآییم و بخواهیم که: انسان باشیم!
نیکو
۴۶
کاش می‌دیدم، چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری‌ست!
Mahdi T
۴۴
به آسانی، مرا از من ربودی
آرام
۴۱
تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از این‌ات ندانم.
mahshad
۳۹
هزار سال به سوی تو آمدم، افسوس! هنوز دوری! دور از من، ای امید محال هنوز دوری، آه، از همیشه دورتری! همیشه، اما، در من کسی نوید می‌دهد که می‌رسم به تو! شاید هزار سال دیگر
Mahdi T
۳۸
بی‌تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
مادربزرگ💝
۳۵
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ؛ هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ!
Sepehroo
۳۳
خوب خوب نازنین من! نام تو مرا همیشه مست می‌کند بهتر از شراب بهتر از تمام شعرهای ناب! نام تو، اگرچه بهترین سرود زندگی‌ست من تو را به خلوت خدایی خیال خود: «بهترین بهترین من» خطاب می‌کنم، بهترین بهترین من!
mahshad
۳۳
تو کیستی، که من این‌گونه، بی‌تو بی‌تابم؟
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
۳۲
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک، شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک آسمان آبی و ابر سپید، برگ‌های سبز بید، عطر نرگس، رقص باد، نغمه شوق پرستوهای شاد، خلوت گرم کبوترهای مست... نرم نرمک می‌رسد اینک بهار، خوش به حال روزگار!
سپهر
۳۰
ای کودک من، مال بیندوز. وان علم که گفتند، میاموز!
یا مهدی(عج)♡
۲۹
تو کیستی، که من این‌گونه، بی‌تو بی‌تابم؟ شب از هجوم خیالت نمی‌برد خوابم.
Mahbubeh 1993
۲۹
ای ستاره، ای ستاره غریب! ما اگر ز خاطر خدا نرفته‌ایم پس چرا به داد ما نمی‌رسد؟ ما صدای گریه‌مان به آسمان رسید از خدا چرا صدا نمی‌رسد؟
نیکو
۲۶
جای مهتاب به تاریکی شب‌ها تو بتاب
Sepehroo
۲۵
هزار سال به سوی تو آمدم، افسوس! هنوز دوری! دور از من، ای امید محال هنوز دوری، آه، از همیشه دورتری! همیشه، اما، در من کسی نوید می‌دهد که می‌رسم به تو! شاید هزار سال دیگر
معجزه‌یِ سپاسگزاری.
۲۵
«یکسو نگریستن و یکسان نگریستن»
[ مریم‌السلطنه ]
۲۳
در من کسی نوید می‌دهد که می‌رسم به تو! شاید هزار سال دیگر