«مقصود من همانی است که یک بار ناپلئون که شاید اسمش را شنیده باشید، گفت و آن اینکه «خداوند همیشه حامی آن طرفی است که قویتر است.»
fatemeh nabi
مسلّماً جنگها دلیل اصلی دیگری پشت خود دارد و آن پول است. همهٔ این مرافعهها بر سر پول دور میزند، ولی به ندرت اشخاص متوجه این موضوع میشوند. مثل اینکه گوشهایشان خیلی پر از صدای طبل و نوای شیپور و کلمات فریبدهندهٔ رهبرانی است که خودشان ابداً از جایشان تکان نمیخورند!
fatemeh nabi
برای اینکه این زمین، به خلاف وجود آدمی، در این عالم پایدار میماند.
fatemeh nabi
در آنجا جهان به مردان تعلق داشت و او از این حقیقت واقف بود. مرد مالک زمین بود و زن ادارهکنندهٔ آن. چنانچه خوب اداره میشد، مرد لیاقت حفظ و ارادهٔ آن را به خود نسبت میداد و درعینحال، زن، زرنگی او را میستود.
fatemeh nabi
اسکارلت خیلی جوان بود، حیرت میکرد که مردم چطور تا این حد خودخواه و بیعاطفهاند و تا این اندازه به دردهای درون او توجه ندارند! دنیا به همان حال پیش میرود و کوچکترین وقفهای در حرکت آن حادث نمیشود، درحالیکه قلب کوچک او اینطور زیر فشار غم، خرد و متلاشی میشود.
fatemeh nabi
وجود یک قلب گرم و پرمحبت، چهره را شادابی و جمال میبخشد،
fatemeh nabi
«البته که تمام این جنگها برای آن کسانی که باید بجنگند، مقدس است! اگر آن مردمی که این جنگها را به راه انداختهاند، نمیگفتند این کار مقدس است، کدام احمقی حاضر میشد بیدلیل خودش را به کشتن دهد؟
fatemeh nabi
«من... من هم مثل اشلی حاضرم در راه عقیدهام بمیرم... ولی این جوانهای خوبی هم که در میدان جنگ جان میدهند، حق دارند دربارهٔ سرنوشت خود فکر کنند!»
fatemeh nabi
قبلاً هم به تو گفته بودم که در دو نوبت میتوان پول زیاد اندوخت: یکی وقتی که مملکتی را میسازند، دیگر وقتی آن را خراب میکنند! موقع آبادانی، درآمد ناچیز است، ولی وقت ویرانی درآمد فراوان! این حرفهای مرا همیشه به یاد داشته باش.
fatemeh nabi
یک بار اتفاق نیفتاد که اشلی به همسر خود خیانت کند و حتی یک نگاه یا یک کلمه و یک عملی که از آن بوی محبت استشمام شود
fatemeh nabi
چه کسی فکر میکرد که جنگ به پشت حیاط خانهشان کشیده شود و آنوقت حقیقتاً مجبور شوند از خانهشان دفاع کنند.
fatemeh nabi