جملات زیبای کتاب جودی دنیا را نجات می دهد | طاقچه
تصویر جلد کتاب جودی دنیا را نجات می دهد

بریده‌هایی از کتاب جودی دنیا را نجات می دهد

انتشارات:نشر افق
امتیاز
۵.۰از ۴ رأی
۵٫۰
(۴)
استینک گفت: «حالا فهمیدی منظورم چیه؟ اول سر چند تا آشغال از کوره در رفت. بعد هم نوبت آن سوسک عجیب و غریب شد. واقعاً دلم می‌خواهد از دستش سر به جنگل بگذارم!» ــ وای، نه! تو یکی دیگر، نه. راکی و استینک از خنده ریسه رفتند و روی زمین ولو شدند.
دکتر بازیگوش😝
جودی گفت: «هِی، استینک! به من لگد می‌زنی؟ خیال می‌کنی کی هستی، کاسو واری؟» ــ چی‌چی واری؟ ــ کاسو ـ واری. توی کتاب علوم خواندم. اسم یکی از پرنده‌های جنگل‌های استوایی است که چون نمی‌تواند پرواز کند، به دشمن‌هایش لگد می‌زند. استینک گفت: «من کاسو نمی‌دانم چی‌چی نیستم. فقط واکنش‌های بدنم خوب است.»
دکتر بازیگوش😝