پریام: من بهتنهایی برای شروع جنگ تصمیم نگرفتم.
هکاب: نه نگرفتی؛ تو از مردانِ تروا پرسیدی. از زنان هم پرسیدی؟ چرا سهم ما از تصمیم جنگ هیچ بود و در رنح شکست برابر؟ چه میگویم؟ برابر؟! شما در شکست هم پرافتخار جان باختهاید، و ما زنان اما هر جنگی را از پیش باختهایم... در لای پای سپوختهمان، هم سهمی از فتح و فیروزی تپاندهاند هم اندوختهای از شکست و تیرهروزی.