
بریدههایی از کتاب یونایتد نفرین شده
۳٫۴
(۷)
«چیزی بهنام شانس وجود ندارد. چنین چیزی وجود ندارد دن.»
Shn_ahmadi
در آسمان بر فراز انگلیس، بالا میان پرندههای نکبتی و ابرها، کسی اینجا احساس نمیکند شکستناپذیر است. اینجا نه، این بالا نه. حتا من. نه اینجا که گیلاس یا سیگاری در دست ندارم. همه اینجا، همه این بالا، فانی هستند، لبالب از پشیمانی، همه آرزو میکنند پایین برگردند و پا روی زمین بگذارند، اوضاع را درست کنند، اوضاع را بهبود ببخشند، اوضاع را بهتر کنند...
Shn_ahmadi
نذار حرومزادهها به تو نیشخند بزنن.
Shn_ahmadi
من دنبال اول شدن در هر چیزی هستم که شامل بردن هر بازی میشه که انجام میدیم.
Shn_ahmadi
«گداها نمیتونن انتخابکننده باشن.»
Shn_ahmadi
در عوض انتقامت را میگیری...
تو برای همین زندگی میکنی...
تو به جای زندگی کردن، انتقام میگیری.
Shn_ahmadi
میخواهم کمی ملایمت به آنها اضافه کنم، کمی صداقت و البته کمی از شخصیت خودم را هم در بازیکنان رو کنم.
Shn_ahmadi
پنج ساعتی را در خانهٔ او صرف راضی کردنش کردم...
میگفت «چرا من؟ من و تو که همش باهم بحث میکنیم.»
میگفتم «برای همین میخوام کنارم باشی.»
Shn_ahmadi
میخندد و میگوید «همونقدر که ازت خوشم نمیآد، همونقدر هم نمیخوام تو دردسر بیفتی.»
Shn_ahmadi
میگویند پیش از نبرد با هر دشمنی دعا بخوان.
Shn_ahmadi
تو باید خود را در دستهای خداوند قرار دهی...
Shn_ahmadi
خداوندا اجازه نده گناهانمان ما را به گرفتن انتقام فراخوانند...
Shn_ahmadi
برای پدر و مادرم، پسر نبودهام. برای همسرم، شوهر نبودهام. برای فرزندانم، پدر...
هرگز. هرگز. هرگز...
Shn_ahmadi
تیلور میگفت اگه دوشنبه مسیر غلطی رو بری، شنبه هم مسیر غلطی رو رفتی.
Shn_ahmadi
نمیتونی کسی رو گول بزنی که همه رو گول میزنه.
Shn_ahmadi
هرگز به حرامزادهها آنچه را میخواهند نده.
Shn_ahmadi
ذرهای اهمیت نمیدهی؛ چهار سال بعد میبینی کی میخندد.
Shn_ahmadi
«میدونی چرا اونا از ما متنفرن؟ میدونی چرا ما از اونا متنفریم؟»
«خیر رئیس، چرا؟»
به او میگویم «برای اینکه ما مثل اونا نیستیم. برای اینکه ما اهل فریبکاری نیستیم. برای اینکه پی بازی جوانمردانه هستیم و با جوانمردی به پیروزی میرسیم.»
Shn_ahmadi
«میدونم باید برای قرار گرفتن در ترکیب تیم بجنگم. انتظار ندارم چیزی به من هدیه شود. هرگز چنین طرز فکری نداشتهام.»
Shn_ahmadi
ای کاش اینی نبودم که هستم
Shn_ahmadi
اولین چیزی که به من گفتی چی بود؟ گفتی رئیسا هرگز اهل تشکر کردن نیستند.
Shn_ahmadi
«من هرگز اهل استعفا نبودهام. ترک کارم پیش از سپری شدن دورهٔ کامل فعالیتم با انگیزهٔ جاری در وجودم سازگاری ندارد...»
Shn_ahmadi
به روزنامهها میگویی «آنها فقط در پایان بازیها شروع به تشویق میکنند، وقتی یک گل جلو میافتیم. میخواهم تشویقشان را وقتی در حال شکست خوردن هستیم بشنوم. آنها طرفداران ننگآوری هستند.»
Shn_ahmadi
«اونهایی که با شمشیر زندگی میکنند، با زخم شمشیر هم میمیرند.»
Shn_ahmadi
میخواهم به تو نصیحتی بکنم، مهم نیست چهقدر خوب هستی یا فکر میکنی چهقدر قدرت داری، رئیس باشگاه حاکم بر همهچیز است، سپس مدیران و معاونان، بعد طرفداران و بازیکنان، و سرانجام آخرین نفر مربی نکبتی است.
Shn_ahmadi
«اگه سؤال ابلهانه بپرسین، جواب ابلهانه میگیرین.»
Shn_ahmadi
«ولی بازیکنان همیشه در عین نیشخند زدن تبری هم برای فرود آوردن بر سر مربی در دست دارند، همه جا همینطوره. و وقتی مدیران باشگاه این فرصتو بهشون بدن، مربی شانسی برای نجات نداره. هیچ شانسی.»
Shn_ahmadi
حجم
۳۳۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۲۳۷ صفحه
حجم
۳۳۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۲۳۷ صفحه
قیمت:
۱۳۶,۰۰۰
تومان