
Melina
۶
از سالها پیش
سرزمینم بارِ سنگینی بر دوش دارد.
کاربر ۱۲۶۰۰۹۱
۱
از آنرو که بیقرارِ رفتنایم،
دو صندلیِ سرخِ خالی به گفتوگو نشستهاند
در چمنِ سبز
شبهنگام.
کاربر ۱۲۶۰۰۹۱
۱
جنگل، هراس را
به عشق
میآموزد.
کاربر ۱۲۶۰۰۹۱
۰
نارسیس، پس از آنکه
سیرابِ دیدن شد
سنگی در برکه انداخت.