
٪۱۰
Pendar Ghorbani
۲۸
به نظر من که هیچ لذتی بهتر از کتابخواندن نیست! آدم از چیزهای دیگر زودتر خسته میشود تا از کتاب!...
Pendar Ghorbani
۱۳
تعداد آدمهایی که من واقعاً دوستشان داشته باشم زیاد نیست، تعداد کسانی که نظر خوبی دربارهشان دارم از آن هم کمتر است. من هرچه بیشتر دنیا را میشناسم از آن ناراضیتر میشوم. هر روز که میگذرد بیشتر معتقد میشوم آدمها شخصیت ناپایداری دارند و نمیشود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد.
Pendar Ghorbani
۱۲
فقط هنگامی به گذشته بیندیشید که یادآوریاش سبب رضایتتان میشود.
Pendar Ghorbani
۱۱
از عیب و ایرادهای کسی که قرار است عمرت را با او سر کنی، هرچه کمتر بدانی بهتر است.
Pendar Ghorbani
۶
به خاطر یک نفر آدم نمیشود معنای اصول اخلاقی و صداقت را عوض کرد. تو نمیتوانی به خودت یا من بقبولانی که خودخواهی همان عاقبتاندیشی است و عدم فهم و تشخیص خطر همان امنیت خاطر بابت خوشبختی است.
Pendar Ghorbani
۶
تعداد آدمهایی که من واقعاً دوستشان داشته باشم زیاد نیست، تعداد کسانی که نظر خوبی دربارهشان دارم از آن هم کمتر است. من هرچه بیشتر دنیا را میشناسم از آن ناراضیتر میشوم. هر روز که میگذرد بیشتر معتقد میشوم آدمها شخصیت ناپایداری دارند و نمیشود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد.
Pendar Ghorbani
۵
غرور یک عیب و نقصی است که رواج دارد.
mahsa
۴
تعداد آدمهایی که من واقعاً دوستشان داشته باشم زیاد نیست، تعداد کسانی که نظر خوبی دربارهشان دارم از آن هم کمتر است. من هرچه بیشتر دنیا را میشناسم از آن ناراضیتر میشوم. هر روز که میگذرد بیشتر معتقد میشوم آدمها شخصیت ناپایداری دارند و نمیشود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد.
معصومه توکلی
۳
«به نظر من، غرور یک عیب و نقصی است که رواج دارد. با این چیزهایی که من مطالعه کردهام به این نتیجه رسیدهام که واقعاً رواج دارد. ذات بشر مستعد آن است. بین ما آدمها کمتر کسی پیدا میشود که به خاطر این یا آن خصوصیت یا کیفیت، چه واقعی چه خیالی، خودش را برتر احساس نکند. خودخواهی و غرور دو چیز متفاوتاند، هرچند که معمولا مترادف گرفته میشوند. ممکن است کسی مغرور باشد اما خودخواه نباشد. غرور بیشتر به تصور ما از خودمان برمیگردد، خودخواهی به چیزی که دیگران درباره ما میگویند.»
Pendar Ghorbani
۳
هر احساسی را باید تابع عقل کرد. به نظر من، تلاش و کوشش باید با کاری که میکنیم متناسب باشد.
mobie
۳
«کسانی که هیچ وقت نظرشان را عوض نمیکنند، واقعاً وظیفه دارند که از همان اول صحیح نظر بدهند.»
شادی کوثری
۳
فقط هنگامی به گذشته بیندیشید که یادآوریاش سبب رضایتتان میشود
sabaths
۲
خیلی وقتها ما با خیالاتمان خودمان را فریب میدهیم. زنها خیال میکنند تحسین و ستایش معنایی بیش از تحسین و ستایش دارد.»
M.veysizadeh
۲
هر روز که میگذرد بیشتر معتقد میشوم آدمها شخصیت ناپایداری دارند و نمیشود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد
Pendar Ghorbani
۲
آدم اگر به تقاضای کسی اهمیت بدهد معمولا زود هم تسلیم میشود، منتظر دلیل و منطق نمیماند.
Pendar Ghorbani
۱
بین ما آدمها کمتر کسی پیدا میشود که به خاطر این یا آن خصوصیت یا کیفیت، چه واقعی چه خیالی، خودش را برتر احساس نکند. خودخواهی و غرور دو چیز متفاوتاند، هرچند که معمولا مترادف گرفته میشوند. ممکن است کسی مغرور باشد اما خودخواه نباشد. غرور بیشتر به تصور ما از خودمان برمیگردد، خودخواهی به چیزی که دیگران درباره ما میگویند.»
Pendar Ghorbani
۱
«تسلیمشدن سریع... آسان... به تقاضای دل یک دوست از نظر شما ارزشی ندارد؟»
«تسلیمشدن بدون اعتقاد هم معنیاش تفاهم نیست.»
M.veysizadeh
۱
من دلم نمیخواهد چیزهای معقول و خوب را مسخره کنم. از کارهای احمقانه و بیهوده، از سبکسری و دمدمیمزاجی، واقعاً بدم میآید، و هر وقت که بشود به همین چیزها میخندم.... اما به نظرم شما اصلا از اینجور چیزها در وجودتان نیست.»
«به نظرم امکانپذیر نیست. ولی من در زندگیام سعی کردهام از این جور ضعفها که معمولا مورد تمسخر آدمهای باهوشتر قرار میگیرد اجتناب کنم.»
«مثل خودخواهی و غرور.»
«بله، خودخواهی یک ضعف بزرگ است. اما غرور... وقتی یک نفر واقعاً برتر باشد، غرور را میتواند به نظم و روال درستی دربیاورد.»
M.veysizadeh
۱
«و عیب شما هم این است که آمادگی دارید از هر کسی بدتان بیاید.»
دارسی با لبخند جواب داد: «و عیب شما هم این است که عمداً، با کلهشقی دیگران را درست درک نکنید.»
M.veysizadeh
۱
آقای دارسی وقتی فهمید آنها میخواهند بروند زیاد بدش نیامد... الیزابت زیاد در ندرفیلد مانده بود. الیزابت بیش از حدی که دارسی خیال میکرد او را مجذوب خود کرده بود... دوشیزه بینگلی هم با الیزابت رفتار مؤدبانهای نداشت و این مسئله هم آقای دارسی را ناراحت میکرد. این بود که خیلی عاقلانه تصمیم گرفت کاملا حواسش را جمع کند تا مبادا هیچ نشانهای از علاقه و دلبستگی از خودش بروز بدهد، یعنی هیچ علامتی در رفتارش دیده نشود که الیزابت خیال کند دارسی از او خوشش میآید. حتی فکر کرد که اگر چنین تصوری هم در ذهن الیزابت شکل گرفته باشد، رفتارش در این روز آخر قاعدتاً این تصور را تقویت یا باطل میکند
M.veysizadeh
۱
الیزابت ادامه داد:
«از همان اول، تقریباً از همان لحظه که با شما آشنا شدم، رفتارتان طوری بود که فهمیدم خیلی متکبر، خیلی خودخواه و کاملا هم بیاعتنا به احساسات دیگران هستید، و این زمینهای شد که نظر خوشی نسبت به شما پیدا نکنم، و وقایع بعدی هم باعث شد که دیگر از شما خوشم نیاید. خلاصه، یک ماه بیشتر نگذشته بود که احساس کردم شما آخرین مرد دنیا هستید که من به ازدواج با او رضایت خواهم داد.»
«به قدر کافی گفتهاید، خانم. کاملا احساسات شما را درک میکنم، و حالا فقط باید از احساساتی که به شما داشتهام خجل باشم. میبخشید که این همه وقت شما را گرفتم. صمیمانه برای شما سلامت و سعادت آرزو میکنم.»
M.veysizadeh
۱
وقتی میدید که ناکامی جین عملا نتیجه رفتار نزدیکترین کسانش بوده، وقتی میفهمید که حیثیت خودش و خواهرش با رفتار نادرست خانوادهاش خدشهدار شده، چنان ناراحت میشد که تا آن روز در زندگیاش سابقه نداشت.
M.veysizadeh
۱
زیبایی خواهرش جرقه تحسین و ستایش را بار دیگر در عاشق سابق برافروخته است
M.veysizadeh
۱
به نظر من، وقتی ببینند برادرشان با من خوشبخت است راضی خواهند شد. رابطه ما هم خوب خواهد شد، هرچند که هیچ وقت نمیتوانیم آنطوری باشیم که اولش بودیم.»
الیزابت گفت: «این حرفی که از تو میشنوم واقعاً قابل بخشش نیست. دختر خوب! اصلا خوشم نمیآید که باز هم گول رفتار ظاهری دوشیزه بینگلی را بخوری.»
M.veysizadeh
۱
الیزابت تمام تلاشش را میکرد تا دارسی را از تیررس عنایات مادر و خاله دور نگه دارد. دلش میخواست دارسی را برای خودش و برای کسانی حفظ کند که معاشرت و مصاحبتشان عذاب و شکنجه نباشد
M.veysizadeh
۱
احترامی که به آقای دارسی میگذاشت باعث میشد کمتر حرف بزند، اما این باعث نمیشد که سنجیدهتر و شسته رفتهتر عمل کند.
Pendar Ghorbani
۱
هر احساسی را باید تابع عقل کرد. به نظر من، تلاش و کوشش باید با کاری که میکنیم متناسب باشد.
Pendar Ghorbani
۱
شخصیتهای بغرنجتر قابل مطالعهترند. لااقل این یک حسن را دارند.
Pendar Ghorbani
۱
وسط شب تمام چیزهای احمقانهای را که صبح گفته شده به یاد میآوری.
Pendar Ghorbani
۱
عاقلترین و بهترین آدمها، نه، عاقلانهترین و بهترین کارها، شاید برای کسی که هدف اصلیاش در زندگی شوخی و مضحکه است مسخره به نظر برسد.»
الیزابت جواب داد: «مسلماً چنین آدمهایی وجود دارند، ولی من یکی امیدوارم جزو آنها نباشم. من دلم نمیخواهد چیزهای معقول و خوب را مسخره کنم. از کارهای احمقانه و بیهوده، از سبکسری و دمدمیمزاجی، واقعاً بدم میآید، و هر وقت که بشود به همین چیزها میخندم...
