۴٫۰
(۳۰)
به نظر من که هیچ لذتی بهتر از کتابخواندن نیست! آدم از چیزهای دیگر زودتر خسته میشود تا از کتاب!...
Pendar Ghorbani
از عیب و ایرادهای کسی که قرار است عمرت را با او سر کنی، هرچه کمتر بدانی بهتر است.
Pendar Ghorbani
تعداد آدمهایی که من واقعاً دوستشان داشته باشم زیاد نیست، تعداد کسانی که نظر خوبی دربارهشان دارم از آن هم کمتر است. من هرچه بیشتر دنیا را میشناسم از آن ناراضیتر میشوم. هر روز که میگذرد بیشتر معتقد میشوم آدمها شخصیت ناپایداری دارند و نمیشود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد.
Pendar Ghorbani
فقط هنگامی به گذشته بیندیشید که یادآوریاش سبب رضایتتان میشود.
Pendar Ghorbani
غرور یک عیب و نقصی است که رواج دارد.
Pendar Ghorbani
به خاطر یک نفر آدم نمیشود معنای اصول اخلاقی و صداقت را عوض کرد. تو نمیتوانی به خودت یا من بقبولانی که خودخواهی همان عاقبتاندیشی است و عدم فهم و تشخیص خطر همان امنیت خاطر بابت خوشبختی است.
Pendar Ghorbani
تعداد آدمهایی که من واقعاً دوستشان داشته باشم زیاد نیست، تعداد کسانی که نظر خوبی دربارهشان دارم از آن هم کمتر است. من هرچه بیشتر دنیا را میشناسم از آن ناراضیتر میشوم. هر روز که میگذرد بیشتر معتقد میشوم آدمها شخصیت ناپایداری دارند و نمیشود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد.
Pendar Ghorbani
تعداد آدمهایی که من واقعاً دوستشان داشته باشم زیاد نیست، تعداد کسانی که نظر خوبی دربارهشان دارم از آن هم کمتر است. من هرچه بیشتر دنیا را میشناسم از آن ناراضیتر میشوم. هر روز که میگذرد بیشتر معتقد میشوم آدمها شخصیت ناپایداری دارند و نمیشود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد.
mahsa
«به نظر من، غرور یک عیب و نقصی است که رواج دارد. با این چیزهایی که من مطالعه کردهام به این نتیجه رسیدهام که واقعاً رواج دارد. ذات بشر مستعد آن است. بین ما آدمها کمتر کسی پیدا میشود که به خاطر این یا آن خصوصیت یا کیفیت، چه واقعی چه خیالی، خودش را برتر احساس نکند. خودخواهی و غرور دو چیز متفاوتاند، هرچند که معمولا مترادف گرفته میشوند. ممکن است کسی مغرور باشد اما خودخواه نباشد. غرور بیشتر به تصور ما از خودمان برمیگردد، خودخواهی به چیزی که دیگران درباره ما میگویند.»
معصومه توکلی
هر احساسی را باید تابع عقل کرد. به نظر من، تلاش و کوشش باید با کاری که میکنیم متناسب باشد.
Pendar Ghorbani
«کسانی که هیچ وقت نظرشان را عوض نمیکنند، واقعاً وظیفه دارند که از همان اول صحیح نظر بدهند.»
mobie
فقط هنگامی به گذشته بیندیشید که یادآوریاش سبب رضایتتان میشود
شادی کوثری
خیلی وقتها ما با خیالاتمان خودمان را فریب میدهیم. زنها خیال میکنند تحسین و ستایش معنایی بیش از تحسین و ستایش دارد.»
sabaths
هر روز که میگذرد بیشتر معتقد میشوم آدمها شخصیت ناپایداری دارند و نمیشود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد
M.veysizadeh
آدم اگر به تقاضای کسی اهمیت بدهد معمولا زود هم تسلیم میشود، منتظر دلیل و منطق نمیماند.
Pendar Ghorbani
«تسلیمشدن سریع... آسان... به تقاضای دل یک دوست از نظر شما ارزشی ندارد؟»
«تسلیمشدن بدون اعتقاد هم معنیاش تفاهم نیست.»
Pendar Ghorbani
من دلم نمیخواهد چیزهای معقول و خوب را مسخره کنم. از کارهای احمقانه و بیهوده، از سبکسری و دمدمیمزاجی، واقعاً بدم میآید، و هر وقت که بشود به همین چیزها میخندم.... اما به نظرم شما اصلا از اینجور چیزها در وجودتان نیست.»
«به نظرم امکانپذیر نیست. ولی من در زندگیام سعی کردهام از این جور ضعفها که معمولا مورد تمسخر آدمهای باهوشتر قرار میگیرد اجتناب کنم.»
«مثل خودخواهی و غرور.»
«بله، خودخواهی یک ضعف بزرگ است. اما غرور... وقتی یک نفر واقعاً برتر باشد، غرور را میتواند به نظم و روال درستی دربیاورد.»
M.veysizadeh
«و عیب شما هم این است که آمادگی دارید از هر کسی بدتان بیاید.»
دارسی با لبخند جواب داد: «و عیب شما هم این است که عمداً، با کلهشقی دیگران را درست درک نکنید.»
M.veysizadeh
آقای دارسی وقتی فهمید آنها میخواهند بروند زیاد بدش نیامد... الیزابت زیاد در ندرفیلد مانده بود. الیزابت بیش از حدی که دارسی خیال میکرد او را مجذوب خود کرده بود... دوشیزه بینگلی هم با الیزابت رفتار مؤدبانهای نداشت و این مسئله هم آقای دارسی را ناراحت میکرد. این بود که خیلی عاقلانه تصمیم گرفت کاملا حواسش را جمع کند تا مبادا هیچ نشانهای از علاقه و دلبستگی از خودش بروز بدهد، یعنی هیچ علامتی در رفتارش دیده نشود که الیزابت خیال کند دارسی از او خوشش میآید. حتی فکر کرد که اگر چنین تصوری هم در ذهن الیزابت شکل گرفته باشد، رفتارش در این روز آخر قاعدتاً این تصور را تقویت یا باطل میکند
M.veysizadeh
الیزابت ادامه داد:
«از همان اول، تقریباً از همان لحظه که با شما آشنا شدم، رفتارتان طوری بود که فهمیدم خیلی متکبر، خیلی خودخواه و کاملا هم بیاعتنا به احساسات دیگران هستید، و این زمینهای شد که نظر خوشی نسبت به شما پیدا نکنم، و وقایع بعدی هم باعث شد که دیگر از شما خوشم نیاید. خلاصه، یک ماه بیشتر نگذشته بود که احساس کردم شما آخرین مرد دنیا هستید که من به ازدواج با او رضایت خواهم داد.»
«به قدر کافی گفتهاید، خانم. کاملا احساسات شما را درک میکنم، و حالا فقط باید از احساساتی که به شما داشتهام خجل باشم. میبخشید که این همه وقت شما را گرفتم. صمیمانه برای شما سلامت و سعادت آرزو میکنم.»
M.veysizadeh
وقتی میدید که ناکامی جین عملا نتیجه رفتار نزدیکترین کسانش بوده، وقتی میفهمید که حیثیت خودش و خواهرش با رفتار نادرست خانوادهاش خدشهدار شده، چنان ناراحت میشد که تا آن روز در زندگیاش سابقه نداشت.
M.veysizadeh
زیبایی خواهرش جرقه تحسین و ستایش را بار دیگر در عاشق سابق برافروخته است
M.veysizadeh
به نظر من، وقتی ببینند برادرشان با من خوشبخت است راضی خواهند شد. رابطه ما هم خوب خواهد شد، هرچند که هیچ وقت نمیتوانیم آنطوری باشیم که اولش بودیم.»
الیزابت گفت: «این حرفی که از تو میشنوم واقعاً قابل بخشش نیست. دختر خوب! اصلا خوشم نمیآید که باز هم گول رفتار ظاهری دوشیزه بینگلی را بخوری.»
M.veysizadeh
الیزابت تمام تلاشش را میکرد تا دارسی را از تیررس عنایات مادر و خاله دور نگه دارد. دلش میخواست دارسی را برای خودش و برای کسانی حفظ کند که معاشرت و مصاحبتشان عذاب و شکنجه نباشد
M.veysizadeh
احترامی که به آقای دارسی میگذاشت باعث میشد کمتر حرف بزند، اما این باعث نمیشد که سنجیدهتر و شسته رفتهتر عمل کند.
M.veysizadeh
هر احساسی را باید تابع عقل کرد. به نظر من، تلاش و کوشش باید با کاری که میکنیم متناسب باشد.
Pendar Ghorbani
شخصیتهای بغرنجتر قابل مطالعهترند. لااقل این یک حسن را دارند.
Pendar Ghorbani
وسط شب تمام چیزهای احمقانهای را که صبح گفته شده به یاد میآوری.
Pendar Ghorbani
عاقلترین و بهترین آدمها، نه، عاقلانهترین و بهترین کارها، شاید برای کسی که هدف اصلیاش در زندگی شوخی و مضحکه است مسخره به نظر برسد.»
الیزابت جواب داد: «مسلماً چنین آدمهایی وجود دارند، ولی من یکی امیدوارم جزو آنها نباشم. من دلم نمیخواهد چیزهای معقول و خوب را مسخره کنم. از کارهای احمقانه و بیهوده، از سبکسری و دمدمیمزاجی، واقعاً بدم میآید، و هر وقت که بشود به همین چیزها میخندم...
Pendar Ghorbani
من به قدر کافی عیب و نقص دارم، اما فکر نمیکنم در درک و هوشم عیب و نقص داشته باشم. در مورد خلق وخویم چیزی را تضمین نمیکنم.... به نظرم انعطافم کم است... برای اینکه در زندگیام راحت باشم انعطافم کم است. نمیتوانم بلاهتها و کارهای بیرویه دیگران را زود فراموش کنم، همچنین تعرض دیگران به خودم را. احساساتم به این آسانیها آرام نمیشود. شاید اخلاق و رفتارم خوشایند نباشد.... وقتی نظرم برمیگردد، تا آخر برمیگردد.
Pendar Ghorbani
حجم
۳۶۶٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۴۴۹ صفحه
حجم
۳۶۶٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۴۴۹ صفحه
قیمت:
۳۵۰,۰۰۰
تومان
