جملات زیبا از متن کتاب گزیده غزلیات سعدی | طاقچه
تصویر جلد کتاب گزیده غزلیات سعدیsubscriptionAvailable

کتاب گزیده غزلیات سعدی

۴.۰(از ۱۲ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر قطره
categoryدسته‌بندی: 
شعر کهن

قیمت:

۸۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

دگر به هرچه تو گویی مخالفت نکنم که بی‌تو عیش میسّر نمی‌شود ما را
matina
۱۶
خنک آن درد که یارم به عیادت به‌سر آید دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را
Z...
۸
گر برانی نرود ور برود بازآید ناگزیر است مگس دکه حلوایی را
زهرا
۸
هنوز با همه دردم امیدِ درمان است که آخِری بوَد آخِر شبانِ یلدا را
Parnian
۸
سعدیا دی‌رفت و فردا همچنان موجود نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را
Parnian
۸
به خشم رفته ما را که می‌برد پیغام؟ بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۵
۵ دردِ دل پیش که گویم غمِ دل با که خورم روم آنجا که مرا مَحْرمِ اسرار آنجاست
AuroraaLight
۴
این که تو داری قیامت است نه قامت وین نه تبسّم که معجز است و کرامت هر که تماشای روی چون قمرت کرد سینه، سپر کرد پیشِ تیرِ ملامت هرشب و روزی که بی تو می‌رود از عمر هر نفسی می‌رود هزار ندامت عمر نبود آن که غافل از تو نشستم باقی عمر ایستاده‌ام به غرامت
bookwormnoushin
۴
ای مِهر تو در دلها وی مُهر تو بر لبها ‫ وی شور تو در سَرها، وی سِرّ تو در جانها ‫تا عهدِ تو دربستم، عهدِ همه بشکستم ‫ بعد از تو روا باشد نقضِ همه پیمانها
مهرنوش
۴
دیده را فایده آن است که دلبر بیند ور نبیند چه بوَد فایده بینایی را؟ عاشقان را چه غم از سرزنشِ دشمن و دوست! یا غم دوست خورد یا غم رسوایی را
yasi
۴
گر مُخَیر بکنندم به قیامت که چه خواهی دوستْ ما را و همه نعمتِ فردوس شما را
همچنان خواهم خواند...
۳
گر برسد ناله سعدی به کوه کوه بنالد به زبانِ صدا
aynaz.pournasir
۳
برفت رونقِ بازار آفتابِ و قمر ز بس که ره به دُکان تو مشتری آموخت
sadaf
۳
گر برود جانِ ما در طلبِ وصل دوست حیف نباشد، که دوست دوستر از جان ماست
matina
۲
فردوس: بهشت. اصل کلمه اوستایی است به صورت pairi-daeza و به‌معنی باغ و بوستان است، به زبانهای مختلف از جمله یونانی (به‌صورت Paradeisos)، فرانسه (به‌صورت Paradis) و انگلیسی (به‌صورت Paradise) رفته است. فردوس معرّب کلمه و جمع عربی آن فرادیس است. فردوس در قرآن نیز به‌کار رفته
همچنان خواهم خواند...
۲
مرد خردمند هنرپیشه را عمر دو بایست درین روزگار تا به یکی تجربه آموختن با دگری تجربه بردن به‌کار
aynaz.pournasir
۲
گر بزنندم به تیغ در نظرش بی‌دریغ دیدن او یک نظر صد چو مرا خونبهاست
zhrrnj
۲
سعدی از اخلاق دوست هرچه برآید نکوست گو همه دشنام ده کز لبِ شیرین دعاست
zhrrnj
۲
که گفت در رخِ زیبا نظر خطا باشد خطا بود که نبینند روی زیبا را
hazratsaadi
۲
هنوز با همه دردم امیدِ درمان است که آخِری بوَد آخِر شبانِ یلدا را
hazratsaadi
۲
دنیا خوش است و مال عزیز است و تن شریف لیکن رفیق بر همه چیزی مقدّم است
Ali
۲
هر که به جورِ رقیب یا به جفای حبیب ‫ عهد فرامش کند مدّعی بی‌وفاست
مهرنوش
۲
شمایلی که در اوصافِ حسنِ ترکیبش مجالِ نطق نماند زبانِ گویا را که گفت در رخِ زیبا نظر خطا باشد خطا بود که نبینند روی زیبا را
yasi
۲
از رای تو سر نمی‌توان تافت وز روی تو در نمی‌توان بست از پیشِ تو راهِ رفتنم نیست چون ماهی اوفتاده در شست
yasi
۲
بی‌چاره کسی که از تو ببرید آسوده تنی که با تو پیوست چشمت به کرشمه خونِ من ریخت وز قتلِ خطا چه غم خورد مست
yasi
۲
غمِ زمانه خورم یا فراقِ یار کشم به طاقتی که ندارم کدام بار کشم
lili
۲
آدمی صورت اگر دفع کند شهوتِ نفس آدمی خوی شود ورنه همان جانور است
کتاب خوان خسته
۲
گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی ورنه بسیار بجویی و نیابی بازم
کتاب خوان خسته
۲
همه را دیده در اوصافِ تو حیران ماندی تا دگر عیب نگویند منِ حیران را لیکن آن نقش که در روی تو من می‌بینم همه را دیده نباشد که ببینند آن را چشمِ گریان مرا حال بگفتند به طبیب گفت یک بار ببوس آن دهنِ خندان را گفتم آیا که در این درد نخواهم مردن؟ که مُحال است که حاصل کنم این درمان را پنجه با ساعدِ سیمین نه به عقل افکندم غایت جهل بوَد مشت زدن سندان را
bookwormnoushin
۱
ندانم از سرو پایت کدام خوبتر است چه جای فرق که زیبا ز فرق تا قدمی!
مهدیه فاضل نژاد
۱