
بریدههایی از کتاب گزیده غزلیات سعدی
نویسنده:شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی
گردآورنده:حسن انوری، جعفر شعار
انتشارات:نشر قطره
دستهبندی:
امتیاز
۴.۲از ۱۰ رأی
۴٫۲
(۱۰)
دگر به هرچه تو گویی مخالفت نکنم
که بیتو عیش میسّر نمیشود ما را
matina
خنک آن درد که یارم به عیادت بهسر آید
دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را
Z...
گر برانی نرود ور برود بازآید
ناگزیر است مگس دکه حلوایی را
زهرا
هنوز با همه دردم امیدِ درمان است
که آخِری بوَد آخِر شبانِ یلدا را
Parnian
سعدیا دیرفت و فردا همچنان موجود نیست
در میان این و آن فرصت شمار امروز را
Parnian
۵ دردِ دل پیش که گویم غمِ دل با که خورم
روم آنجا که مرا مَحْرمِ اسرار آنجاست
AuroraaLight
این که تو داری قیامت است نه قامت
وین نه تبسّم که معجز است و کرامت
هر که تماشای روی چون قمرت کرد
سینه، سپر کرد پیشِ تیرِ ملامت
هرشب و روزی که بی تو میرود از عمر
هر نفسی میرود هزار ندامت
عمر نبود آن که غافل از تو نشستم
باقی عمر ایستادهام به غرامت
bookwormnoushin
به خشم رفته ما را که میبرد پیغام؟
بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است
|ݐ.الف
گر مُخَیر بکنندم به قیامت که چه خواهی
دوستْ ما را و همه نعمتِ فردوس شما را
همچنان خواهم خواند...
گر برسد ناله سعدی به کوه
کوه بنالد به زبانِ صدا
aynaz.pournasir
ای مِهر تو در دلها وی مُهر تو بر لبها
وی شور تو در سَرها، وی سِرّ تو در جانها
تا عهدِ تو دربستم، عهدِ همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقضِ همه پیمانها
مهرنوش
دیده را فایده آن است که دلبر بیند
ور نبیند چه بوَد فایده بینایی را؟
عاشقان را چه غم از سرزنشِ دشمن و دوست!
یا غم دوست خورد یا غم رسوایی را
yasi
گر برود جانِ ما در طلبِ وصل دوست
حیف نباشد، که دوست دوستر از جان ماست
matina
فردوس: بهشت. اصل کلمه اوستایی است به صورت pairi-daeza و بهمعنی باغ و بوستان است، به زبانهای مختلف از جمله یونانی (بهصورت Paradeisos)، فرانسه (بهصورت Paradis) و انگلیسی (بهصورت Paradise) رفته است. فردوس معرّب کلمه و جمع عربی آن فرادیس است. فردوس در قرآن نیز بهکار رفته
همچنان خواهم خواند...
مرد خردمند هنرپیشه را
عمر دو بایست درین روزگار
تا به یکی تجربه آموختن
با دگری تجربه بردن بهکار
aynaz.pournasir
گر بزنندم به تیغ در نظرش بیدریغ
دیدن او یک نظر صد چو مرا خونبهاست
zhrrnj
سعدی از اخلاق دوست هرچه برآید نکوست
گو همه دشنام ده کز لبِ شیرین دعاست
zhrrnj
که گفت در رخِ زیبا نظر خطا باشد
خطا بود که نبینند روی زیبا را
hazratsaadi
هنوز با همه دردم امیدِ درمان است
که آخِری بوَد آخِر شبانِ یلدا را
hazratsaadi
هر که به جورِ رقیب یا به جفای حبیب
عهد فرامش کند مدّعی بیوفاست
مهرنوش
شمایلی که در اوصافِ حسنِ ترکیبش
مجالِ نطق نماند زبانِ گویا را
که گفت در رخِ زیبا نظر خطا باشد
خطا بود که نبینند روی زیبا را
yasi
از رای تو سر نمیتوان تافت
وز روی تو در نمیتوان بست
از پیشِ تو راهِ رفتنم نیست
چون ماهی اوفتاده در شست
yasi
بیچاره کسی که از تو ببرید
آسوده تنی که با تو پیوست
چشمت به کرشمه خونِ من ریخت
وز قتلِ خطا چه غم خورد مست
yasi
همه را دیده در اوصافِ تو حیران ماندی
تا دگر عیب نگویند منِ حیران را
لیکن آن نقش که در روی تو من میبینم
همه را دیده نباشد که ببینند آن را
چشمِ گریان مرا حال بگفتند به طبیب
گفت یک بار ببوس آن دهنِ خندان را
گفتم آیا که در این درد نخواهم مردن؟
که مُحال است که حاصل کنم این درمان را
پنجه با ساعدِ سیمین نه به عقل افکندم
غایت جهل بوَد مشت زدن سندان را
bookwormnoushin
ندانم از سرو پایت کدام خوبتر است
چه جای فرق که زیبا ز فرق تا قدمی!
مهدیه فاضل نژاد
من از تو پیشِ که نالم که در شریعتِ عشق
مُعاف دوست بدارند قتلِ عمدا را
همچنان خواهم خواند...
دیده را فایده آن است که دلبر بیند
ور نبیند چه بوَد فایده بینایی را؟
عاشقان را چه غم از سرزنشِ دشمن و دوست!
یا غم دوست خورد یا غم رسوایی را
h@mid110
خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش،
و نماند هیچش الا هوسِ قمارِ دیگر
(کلیات، شمس ۳/۳)..
aynaz.pournasir
بوی گل و بانگ مرغ برخاست
هنگام نشاط و روزِ صحراست
فرّاشِ خزان ورق بیفشاند
نقّاشِ صبا چمن بیاراست
ما را سرِ باغ و بوستان نیست
هرجا که تویی تفرّج آنجاست
گویند نظر به روی خوبان
نهی است، نه این نظر که ما راست
zhrrnj
آخر، ای بادِ صبا، بویی اگر میآری
سوی شیراز گذر کن که مرا یار آنجاست
۵ دردِ دل پیش که گویم غمِ دل با که خورم
روم آنجا که مرا مَحْرمِ اسرار آنجاست
نکند میلْ دلِ من به تماشای چمن
که تماشای دل آنجاست که دلدار آنجاست
سعدی این منزلِ ویران چه کنی جای تو نیست
رخت بربند که منزلگهِ اَحرار آنجاست
zhrrnj
حجم
۳۷۸٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۹۸ صفحه
حجم
۳۷۸٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۹۸ صفحه
قیمت:
۸۵,۰۰۰
۵۹,۵۰۰۳۰%
تومان