جملات زیبای کتاب بار هستی | طاقچه
تصویر جلد کتاب بار هستی
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب بار هستی

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۶۹ رأی)
انتشارات: 
نشر قطره

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Hasti.hdd
۲۸
آیا آدم ابلهی که بر اریکهٔ قدرت تکیه زده است، تنها به عذر جهالت، از هرگونه مسئولیتی مبراست؟
mery
۲۶
کسی که مایل است شهر و دیار خود را ترک گوید انسان خوشبختی نیست.
گل یاس
۲۶
برای جلوگیری از گریستن بلند حرف می‌زد و می‌خندید. ا
Hasti.hdd
۲۳
وقتی فرد قوی آن‌قدر ضعیف می‌شود که به فرد ضعیف بی‌حرمتی می‌کند، فرد ضعیف باید به‌راستی خود را قوی بداند و او را ترک کند.
Hasti.hdd
۲۳
زندگی فقط یک بار است و ما هرگز نخواهیم توانست تصمیم درست را از تصمیم نادرست تمیز دهیم، زیرا ما در هر وضعی، فقط می‌توانیم یک بار تصمیم بگیریم. زندگی دوباره، سه‌باره و چهارباره به ما عطا نمی‌شود که این را برای ما امکان‌پذیر سازد که تصمیم‌های مختلف خود را با هم مقایسه کنیم.
در جست و جوی کتاب بعدی
۱۶
چیزی را که نتیجهٔ یک «انتخاب» نیست نمی‌توان شایستگی یا ناکامی تلقی کرد.
Hasti.hdd
۱۵
وقتی می‌کوشند کسی را وادار به سکوت کنند،‌ آیا بلند کردن صدا درست است؟ آری، درست است.
Hasti.hdd
۱۴
در جامعه‌ای که هراس و وحشت بر آن حکم‌فرماست، نباید برای اعترافاتی که ناشی از زور و خشونت است اهمیت قائل شد. یک انسان شرافتمند موظف است توجهی به این‌گونه تکذیب‌نامه‌ها نکند و به آن‌ها گوش ندهد.
rashid sediq
۱۴
آنچه فرد تحصیل‌کرده را از فرد خودآموخته مشخص می‌سازد وسعت دانش نیست، بلکه مراتب مختلف نیروی حیات و اعتمادبه‌نفس است.
Hasti.hdd
۱۱
واقعهٔ هولناک زندگی سابینا فاجعهٔ سنگینی نبود، بلکه عارضه‌ای بود که از سبکی ناشی می‌شد. آنچه بر شانه‌های او فرو ریخت بار سنگینی نبود،‌ بلکه «سبکی تحمل‌ناپذیر هستی» بود.
umiumi
۹
بهتر است فریاد برآوریم و مرگ خود را جلو بیندازیم، یا سکوت کنیم و جان دادن تدریجی خود را طولانی‌تر سازیم؟
گل یاس
۷
دوست داشتن، چشم‌پوشی از قدرت است.
Hasti.hdd
۶
آن‌که از همه «مردتر» بود از همه محزون‌تر شد. آن‌قدر غمگین شد که همه‌چیز برایش بی‌تفاوت می‌نمود. هرچه را می‌اندیشید، در همه‌جا و به صدای بلند بیان می‌کرد تا بالاخره پلیس کمونیست، به سبب افکار ضاله‌اش، او را توقیف، محکوم و زندانی کرد
mery
۶
به نظر سابینا در حقیقت زیستن  به خود و به دیگران دروغ نگفتن  تنها در صورتی امکان‌پذیر است که انسان با مردم زندگی نکند. به‌محض اینکه بدانیم کسی شاهد کارهای ماست،‌ خواه‌ناخواه خود را با آن چشمان نظاره‌گر تطبیق می‌دهیم و دیگر هیچ‌یک از کارهایمان صادقانه نیست. با دیگران تماس داشتن و به دیگران اندیشیدن در دروغ زیستن است
گل یاس
۶
ما یک روز تصمیمی می‌گیریم (حتی نمی‌دانیم چگونه این تصمیم را گرفته‌ایم) و این تصمیم، به‌خودی‌خود، پابرجا می‌ماند و هر سال که می‌گذرد، تغییر دادن آن مشکل‌تر هم می‌شود.
mery
۵
یک دختر جوان که به‌جای «ترقی» در زندگی باید در رستوران آبجو به افراد مست بدهد و روز تعطیلش را نیز با شستن لباس و حتی لباس‌های زیر کثیف برادران و خواهرانش بگذراند، نیروی بسیار زیادی برای زیستن در خود ذخیره می‌کند. افرادی که به دانشگاه می‌روند و مقابل کتاب‌هایشان خمیازه می‌کشند، هرگز از چنین نیرویی برخوردار نیستند. ترزا بیشتر از آن‌ها کتاب خوانده بود و بیشتر از آن‌ها زندگی را درک می‌کرد، اما هرگز به این برتری خود پی نمی‌برد. آنچه فرد تحصیل‌کرده را از فرد خودآموخته مشخص می‌سازد وسعت دانش نیست، بلکه مراتب مختلف نیروی حیات و اعتمادبه‌نفس است.
mery
۵
اگر مزاری با سنگ پوشیده شود، هرگز مرده نمی‌تواند از آن بیرون بیاید. اما مرده درهرحال از مزارش خارج نخواهد شد! بنابراین چه فرق می‌کند که زیر خاک رس خفته باشد یا زیر سنگ؟! البته که فرق می‌کند: اگر مزار با سنگ پوشیده باشد، بدین معناست که نمی‌خواهند مرده بازگردد. سنگ سنگین به او می‌گوید: «همان‌جا که هستی بمان!» سابینا مزار پدرش را به یاد آورد. روی تابوت خاک رس ریخته بودند، روی این خاک گل می‌رویید، یک درخت افرا ریشه‌هایش را به‌سوی تابوت می‌دواند و می‌توان گفت که مرده، از طریق این گل‌ها و ریشه‌ها، از مزارش بیرون می‌آید. اگر پدرش زیر یک سنگ به خاک سپرده شده بود،‌ هرگز نمی‌توانست پس از مرگش با او صحبت کند و هرگز نمی‌توانست از برگ درخت صدایش را بشنود که او را می‌بخشد.
دان جان
۵
بتهوون «سنگینی» را چیز مثبتی تلقی می‌کرد: «به‌جدیت تصمیم گرفتن» با ندای «ضروری است» که سرنوشت بانگ می‌زند همراه است. «سنگینی، ضرورت و ارزش» به‌تمامی و عمیقاً به هم پیوسته است: تنها چیزی جدی است که «ضروری» باشد، تنها چیزی دارای ارزش است که «وزین» باشد.
گل یاس
۵
زمان بشری دایره‌وار نمی‌گذرد، بلکه به خط مستقیم پیش می‌رود. و به همین دلیل انسان نمی‌تواند خوشبخت باشد، چراکه خوشبختی تمایل به تکرار است. ‫ترزا می‌اندیشد آری، خوشبختی تمایل به تکرار است.
مانی
۵
ولی هیچ جشنی همیشگی نیست.
Hasti.hdd
۴
نیکی حقیقی انسان  در کمال خلوص و صفا و بی هیچ‌گونه قید و تکلف  فقط در مورد موجوداتی آشکار می‌شود که هیچ نیرویی را به نمایش نمی‌گذارند. آزمون حقیقی اخلاق بشریت (اساسی‌ترین آزمونی که به‌سبب ماهیت عمیق آن هنوز برای ما به‌خوبی محسوس نیست) چگونگی روابط انسان با حیوانات است، به‌خصوص حیواناتی که در اختیار و تحت تسلط او هستند. و اینجاست که بزرگ‌ترین ورشکستگی بشر تحقق یافته است، آن هم ورشکستگی بنیادی که ناکامی‌های دیگر نیز از آن ناشی می‌شود.
mery
۴
توما این ضرب‌المثل آلمانی را با خود زمزمه می‌کرد: یک بار حساب نیست، یک بار چون هیچ است. فقط یک بار زندگی کردن مانند هرگز زندگی نکردن است.
mery
۴
اما خیانت کردن چیست؟ خیانت کردن از صف خارج شدن است؛ خیانت از صف خارج شدن و به‌سوی نامعلوم رفتن است. سابینا هیچ‌چیز را زیباتر از به‌سوی نامعلوم رفتن نمی‌داند.
دان جان
۴
زندگی فقط یک بار است و ما هرگز نخواهیم توانست تصمیم درست را از تصمیم نادرست تمیز دهیم، زیرا ما در هر وضعی، فقط می‌توانیم یک بار تصمیم بگیریم.
Yasaman
۴
در این دنیا همه‌چیز از قبل بخشوده شده و همه‌چیز در آن به‌طرز وقیحانه‌ای مجاز است.
Momentary pleasure
۴
«آیا واقعاً راست است که به‌خاطر من حسادت کردی؟» این پرسش را ده‌ها بار تکرار کرد، گویی جایزهٔ نوبل را دریافت کرده باشد، ولی باورش نشود.
کاربر ۲۰۵۷۱۳۳
۴
بهتر است فریاد برآوریم و مرگ خود را جلو بیندازیم، یا سکوت کنیم و جان دادن تدریجی خود را طولانی‌تر سازیم؟
sonia
۴
بهتر است فریاد برآوریم و مرگ خود را جلو بیندازیم، یا سکوت کنیم و جان دادن تدریجی خود را طولانی‌تر سازیم؟
mery
۳
سابینا زن بودن را حالت و وضعی می‌داند که خود انتخاب نکرده است و می‌گوید چیزی را که نتیجهٔ یک «انتخاب» نیست نمی‌توان شایستگی یا ناکامی تلقی کرد. او معتقد است در برابر چنین وضعی تحمیلی باید رفتار درستی پیش گرفت. به نظرش عصیان در برابر این واقعیت که زن زاده شده است به اندازهٔ افتخار به زن بودن ابلهانه است.
mery
۳
وقتی مردم هنوز کم‌وبیش جوانند و آهنگ‌های موسیقی زندگی‌شان در حال تکوین است، می‌توانند آن را به اتفاق یکدیگر بسازند و مایه‌ها را ردوبدل کنند (مانند توما و سابینا که مایهٔ کلاه گرد لبه‌دار را ردوبدل کردند)، اما وقتی در سن کمال به یکدیگر می‌رسند، آهنگ‌های موسیقی زندگی آن‌ها کم‌وبیش تکمیل شده است و هرکدام یا هر شیء در قاموس موسیقی هرکدام معنی دیگری می‌دهد.