
٪۵۰
نازنین عظیمی
۴۴
«دولتی بهترین است که تا حد ممکن کمتر حکومت کند». این شعاری است که من از صمیم قلب میپذیرم و تحقق هرچه سریعتر و نظاممندترش را آرزو دارم. این شعار اگر عملی شود سرانجام به این جمله، که من به آن نیز معتقدم، منتهی میگردد که «بهترین دولت آن است که اصلاً حکومت نکند»
کاربر ۱۳۵۶۷۷۷
۴۰
در گلستان سعدی شیراز آمده است «از حکیمی پرسیدند چندین درخت نامور که خدای عزوجل آفریده است و برومند، هیچیک را آزاد نخواندهاند مگر سرو که ثمرهای ندارد. در این چه حکمت است؟ گفت هر درختی را ثمره معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوش است و این است صفت آزادگان.
کاربر ۲۹۱۷۲۸۰
۳۰
چقدر شکوهمند بود اگر میشد انسانها را لَختی در فراغت دید. جز کار و کار و کار هیچ نیست
کاربر ۱۳۵۶۷۷۷
۲۸
ساده کنید، ساده کنید. اگر لازم بود به جای سه وعده یک وعده بیشتر نخورید؛ به جای یکصد عدد بشقاب، پنج عدد، و چیزهای دیگر را نیز به همین نسبت کم کنید.
rain_88
۲۴
احترام به قانون، اگر در تضاد با احترام به حقیقت قرار گیرد شر است.
کاربر ۱۳۹۱۰۴۵
۲۳
اگر بناست راهی عمومی باشم ترجیح میدهم راهی برای جویباری کوهستانی شوم؛ جویباری پارناسوسی، و نه برای فاضلابهای شهری
Ali Abbasi
۲۱
بدینترتیب انسانها طاقباز دراز میکشند و در مورد افول بشریت حرف میزنند، بیآنکه تلاشی برای برخاستن به خرج دهند.
Amir Rajabi
۱۸
تا آنجا که به کار مربوط است ما هیچ کار مهمی نداریم. ما رعشه گرفتهایم و نمیتوانیم بههیچوجه سرهای خود را بیحرکت نگاه داریم.
کاربر ۱۳۵۶۷۷۷
۱۵
میلیونها نفر هستند که برای مشغول شدن به کار به اندازهٔ کافی بیدارند، ولی از میان هر میلیون تنها یک نفر برای فعالیت عقلی مؤثر به اندازهٔ کافی هشیار است و از میان هر صد میلیون فقط یک نفر برای زندگی شاعرانه و الهی. بیدار بودن زنده بودن است. من تاکنون کسی را ندیدهام که کاملاً بیدار باشد. چگونه توانسته باشم در چنان چهرهای بنگرم؟
آلب
۱۲
سنوسال زیاد راهنمایی زبدهتر از جوانی نیست، بلکه راهنمایی بهخوبی جوانی نیست؛ زیرا عمر طولانی به اندازۀ خسارتی که به بار آورد سود عاید نکرد. تقریباً میتوان تردید کرد که خردمندترین انسانها با زندگیکردن چیزی که دارای ارزش مطلق است، آموخته باشد. پیران در عمل پند چندان بااهمیتی برای جوانان ندارند؛ از بس که تجربههایشان جزئی است، و زندگیهایشان، قاعدتاً به نظر خودشان به دلایل شخصی، جز یک ناکامی رقتانگیز نیست؛ شاید هنوز بقایایی از ایمان برایشان مانده باشد که آن تجربه را رنگ میدهد، و اینکه آنان اینک تنها کمتر از گذشته جواناند. من حدود سی سال بر روی این سیاره زیستهام و هنوز منتظرم که نخستین پند ارزشمند و یا جدی را از سالخوردگان خود بشنوم. آنها به من هیچ نگفتهاند و احتمالاً نخواهند توانست که در این جهت هیچ بگویند.
کاربر ۱۳۵۶۷۷۷
۹
بسیارند کسانی که به یادبودهای غرب و شرق اهتمام میورزند و دوست دارند بدانند چه کسی آنها را ساخته است. در عوض من ترجیح میدهم بدانم در آن روزگاران چه کسانی بودند که چنین چیزهایی نساختند ـ کسانی که متعالیتر از اینگونه امور پیشپاافتاده میزیستند. به مابقی آمارم بپردازم.
کاربر ۱۳۵۶۷۷۷
۸
گاهی نیست که بر خود نلرزم وقتی به یاد میآورم که چگونه نزدیک بود به بعضی جزئیات پیشپاافتاده اجازهٔ ورود به ذهن خویش بدهم، ـ خبرهای خیابانی؛ و حیرت میکنم وقتی میبینم انسانها چقدر به پرکردن مغزهایشان با این قاذورات علاقهمندند ـ که به شایعههای بیهوده و حوادثی از بیاهمیتترین نوع اجازه میدهند تا به زمینی که باید حریم اندیشه باشد تجاوز کند. آیا ذهن باید مکانی عمومی باشد، جایی که در آن عمدتاً مسائل خیابانی و شایعههای مجالس صرف چای مورد بحث قرار گیرد؟ یا باید خود غرفهای باشد ـ معبدی بیسقف، وقف خدمت به خدایان؟ من خالیکردن خویش از چند واقعیت که برایم مهماند را چندان سخت مییابم که در بارگذاردن بر دوش توجهم نسبت به آنچه بیاهمیت است درنگ میکنم.
کاربر ۲۹۱۷۲۸۰
۷
جرعهای جانانه از خویشتن را به آنان بنوشانم
کاربر ۱۳۵۶۷۷۷
۷
بسته. به اعتقاد من عادت سروکار داشتن با چیزهای پیشپاافتاده میتواند حرمت ذهن را برای همیشه بشکند، بهصورتیکه اندیشه رنگ ابتذال بگیرد.
آلب
۶
ما از روی سابقۀ گذشتگان نمیتوانیم دربارۀ کارهایی که انسان میتواند انجام دهد داوری کنیم، از بس که آزمودهها اندکند
کاربر ۱۳۵۶۷۷۷
۶
فقط دو درز اضافی بر زانوی شلوارِ خویش بپوشد. اکثراً چنان رفتار میکنند که گویی با چنین کاری امیدشان به زندگی از بین میرود. برای آنان راحتتر است که با پایی شکسته به سوی شهر لنگ بزنند تا با شلواری پاره دیده شوند. معمولاً اگر اتفاقی برای لنگهای از دو پای یک مرد محترم بیفتد قابل جبران است، اما اگر همان اتفاق برای لنگهای از شلوار او بیفتد وضعیت فلاکتبار خواهد بود؛ زیرا او نه آن چیزی را که بهراستی قابل احترام است، که آنچه را بدان احترام گذاشته میشود در نظر میگیرد.
کاربر ۱۳۵۶۷۷۷
۶
در چشم او بهراستی در آنجا هیچ چیز ارزندهای وجود ندارد ـ حتی از او برمیآید که آب آنجا را بکشد تا گِلِ کفش را بفروشد. این آب آسیابش را نمیگرداند، و نگاه کردن به آن هیچ مزیتی بدو اضافه نمیکند. من به دسترنج او، به مزرعهٔ او، جایی که در آن هر چیز قیمتی دارد، احترام نمیگذارم؛ اویی که اگر حدس میزد بتواند از این طریق چیزی به دست آورد منظرهٔ آنجا، بلکه حتی خدایش را به بازار میبُرد؛ اویی که پروردگارش را هم، اینگونه که میبینم، از بازار تهیه میکند. در مزرعه او هیچ چیز مجانی به عمل نمیآید، زمینهایش هیچ محصولی به بار نمیآورد، مراتعش هیچ گلی نمیرویاند، درختانش هیچ میوهای نمیدهد، مگر دلار؛ اویی که زیبایی میوههایش را دوست ندارد، اویی که از نظرش میوهها تا زمانی که به دلار تبدیل نشدهاند هنوز کالند. به من فقری ارزانی کنید که از ثروت راستین لذت میبرد.
آلب
۵
آنچه آدمی دربارۀ خود میاندیشد، یعنی آنچه خویشتن را یافته است، یا نشان میدهد که باشد، همان سرنوشت اوست.
hamex
۵
به نظر من هیچ چیز، حتی جنایت، بیشتر از کسبوکار بیوقفه با شعر، با فلسفه و با خود زندگی مخالفت ندارد.
آلب
۵
لازمهٔ رشد آن است که جهلش را بهخوبی یاد آورد، اما او که مدام در حال بهکارگیری معلومات خویش است چگونه از پس این کار برخواهد آمد؟
atousa sarmast
۵
بیشتر چیزهایی که همسایگانم خوب تلقی میکنند من در روح خود بد میدانم، و اگر بخواهم یک روز از کاری توبه کنم احتمالاً توبه از رفتار خوبم خواهد بود. کدامین دیو مرا به تسخیر درآورد که آنگونه نیکوکاری کردم؟ پیرمرد! تو میتوانی خردمندانهترین سخنان را بگویی ـ تویی که هفتاد سال را بدون کوچکترین افتخار زیستهای ـ من ندایی مقاومتناپذیر میشنوم که به دوری از تمامی آنها دعوت میکند.
Mary
۵
نظر عامه را تحقیر کنید، از قبول تعاریف عامه برای موفقیت سر باز بزنید، از تحریک شدن بهواسطهٔ داوری دیگران طفره بروید؛
آلب
۴
انگاری میشود زمان را کشت و ابدیت را زخمی نکرد.
atousa sarmast
۴
ناکامیهایی که تاکنون داشتهای هرچه هست باشد، «نومید مشو فرزند! زیرا در آن صورت کیست که تو را به انجام آنچه نیازمودهای وادارد؟»
ما میتوانیم بختهای زندگی را با هزار آزمون ساده بسنجیم؛
Mary
۴
بگذارید انسانها عواطف اخلاقی بکارند و زندگیهای مستقل داشته باشند؛ «بگذارید آنان ثروت را وسیلهٔ حیات و نه هدف از آن قرار دهند، آنگاه دیگر از روح تجارت نخواهیم شنید... این دنیای مرموز که ما در آن زندگی میکنیم بیش از آنکه راحت باشد، اعجابانگیز است؛ بیش از آنکه مفید باشد، زیباست؛ بیش از آنکه استفاده شود موضوع ستایش و لذت است.»
کاربر ۹۰۸۸۶۶۹
۴
خورشید آفریده شده است تا بر کارهایی ارزشمندتر از این بتابد
کاربر ۱۳۸۲۴۵۷
۴
من خبری خوشتر از توانایی بیتردید آدمی برای تعالی بخشیدن به حیات خویش از طریق تلاش آگاهانه نشنیدهام
atousa sarmast
۴
هیچ انسانی هرگز به دلیل وصلهای بر جامهاش در پایگاه پایینتر نایستاده است؛ با این وجود مطمئنم که معمولاً دغدغهٔ انسانها دربارهٔ بهروز بودن و یا لااقل تمیز بودن و وصلهدار نبودن آنچه بر تن میکنند بیشتر از داشتن وجدانی سالم است.
آلب
۳
نظر مردم در مقایسه با نقطهنظر شخصی ما نسبت به خودمان مستبدی ناتوان است. آنچه آدمی دربارهٔ خود میاندیشد، یعنی آنچه خویشتن را یافته است، یا نشان میدهد که باشد، همان سرنوشت اوست.
آلب
۳
آنچه امروز همه فریاد میزنند، یا در سکوتی تأییدآمیز به عنوان حقیقت از کنارش میگذرند، چهبسا فردا معلوم شود که نادرست بود، و آنچه بعضی ابری بارانزا برای بارور کردن مزارع میشمردند بیشتر از دود برخاسته از دیدگاهها نبود. آنچه را که پیران میگویند نمیتوانید، شما میآزمایید و میبینید که میتوانید؛ عملهای قدیمی برای مردمان قدیمی و عملهای جدید برای آدمیان جدید.
