در گلستان سعدی شیراز آمده است «از حکیمی پرسیدند چندین درخت نامور که خدای عزوجل آفریده است و برومند، هیچیک را آزاد نخواندهاند مگر سرو که ثمرهای ندارد. در این چه حکمت است؟ گفت هر درختی را ثمره معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوش است و این است صفت آزادگان.