جملات زیبای کتاب داستان کودک گمشده | طاقچه
تصویر جلد کتاب داستان کودک گمشده

بریده‌هایی از کتاب داستان کودک گمشده

۳٫۶
(۲۰)
چه آشفته زندگی می‌کردیم، چقدر تکه‌هایمان پراکنده شده بودند، گویی برای زنده بودن، باید تکه‌تکه می‌شدیم.
یارا
اگه وقتی بچه‌ای، یادت ندن نفعِ عمومی چیه، درک نمی‌کنی که لغزش اخلاقی چیه.»
یارا
آدم فقط برای نوشتن نمی‌نویسد، بلکه می‌نویسد تا به کسانی که می‌خواهند رنج را به دیگران تحمیل کنند، ضربه بزند. آزار واژه‌ها برابر درد لگدها و مشت‌ها و ابزار مرگ. زیاد نیست، اما کافی‌ست.
دنیای کتاب
می‌خواستیم انقلاب کنیم آدم‌هایی بودیم که حتی وسط آشوب، همیشه نظمی رو ابداع می‌کردیم و تظاهر می‌کردیم که دقیقاً می‌دونیم چی به چیه.»
یارا
دروغ‌ها بهتر از داروهای مُسَکنن.
یارا
یا همه‌چیز شتابان تغییر می‌کند، یا روزگاری حتی سخت‌تر می‌آید و هیچ امیدی وجود نخواهد داشت.
یارا
«آدم افسرده کتاب نمی‌نویسه. آدمای شاد می‌نویسن، اونایی که سفر می‌کنن، عاشقن و با اعتقاد راسخ اون‌قدر حرف می‌زنن که به طریقی، کلماتشون همیشه مخاطبِ درست رو پیدا می‌کنه.»
دنیای کتاب
هرگونه رابطهٔ صمیمی میان آدم‌ها پر از دام است و اگر بخواهی آن رابطه پایدار بماند، باید یاد بگیری از آن‌ها دوری کنی.
دنیای کتاب
در کسانی که احساس می‌کنند تقدیرشان هنر و از همه مهم‌تر ادبیات است، این تصور وجود دارد: ما طوری عمل می‌کنیم گویی مقامی را به ما اعطا کرده‌اند، اما در حقیقت هیچ‌کس، هرگز ما را به هیچ کاری منصوب نکرده است. این ما هستیم که نویسنده بودن را بر خودمان روا داشته‌ایم
دنیای کتاب
برعکسِ قصه‌ها، زندگی واقعی با گذشت زمان، به سوی ابهام متمایل می‌شود، نه شفافیت.
دنیای کتاب
درون مُردم، مرگی که از مرگ واقعی که مرگی بدون احساسه تحمل‌ناپذیرتره، در حالی که این مرگ وادارت می‌کنه همه‌چیز رو هر روز احساس کنی، بیدار شی، دست و روت رو بشویی، لباس بپوشی، بخوری، بنوشی، کار کنی،
یارا
«این‌جا کشوریه که آدم در معرض هرگونه توهینی قرار داره، آدمای محترم باید فوراً مهاجرت کنن.»
یارا
الوینو این چهار شیر رو در پایهٔ ستون قرار داد که نماد دوران بزرگ انقلاب در ناپل هستن؛ شیر ۱۷۹۹، که تا حد مرگ زخمی شده؛ شیر جنبش‌های سال ۱۸۲۰، که شمشیر در تنش فرورفته اما هنوز هم می‌جنگه؛ شیر ۱۸۴۸، نماد قدرت وطن‌پرستان که ازش کاسته شد اما شکست نخورد و بالاخره، شیر ۱۸۵۹، تهدیدکننده و انتقام‌جو.
یارا
احساس قدرت می‌کردم، دیگر قربانی ریشه‌هایم نبودم، بلکه توانایی چیره شدن بر آن‌ها را داشتم، توانایی شکل دادن به آن‌ها، توانایی انتقام‌گیری از آن‌ها برای خودم، برای لی‌لا، برای هر کسی. آنچه قبلاً مرا به زیر می‌کشید، حالا ابزار بالاتر رفتنم بود.
دنیای کتاب
هر کدامِ ما خاطرات را آن‌گونه که مناسبمان باشد، ساماندهی می‌کنیم.
دنیای کتاب
لحظاتی هست که آنچه در حاشیه‌های زندگی ما وجود دارند و به نظر می‌رسد تا ابد در پس‌زمینهٔ زندگی همگان خواهند ماند __ یک امپراتوری، یک حزب سیاسی، یک عقیده، یک یادبود تاریخی، یک دیکتاتور همچنین مردمی که بخشی از زندگی روزانه‌مان هستند __ به طریقی کاملاً غیرمنتظره فرو می‌ریزند، آن‌هم درست زمانی که چیزهای بی‌شمار دیگری بر ما فشار می‌آورند. این برهه این‌گونه بود. روزهای پی‌درپی، ماه از پسِ ماه، مشکلی بر مشکلات دیگر، آشوبی بر آشوب‌ها اضافه می‌شد.
دنیای کتاب
همه‌چیز را در بارهٔ نوشتنم که حالا اجباری شده بود گفتم، در بارهٔ تقلایی که روز و شب می‌کردم تا حس کنم حضور دارم، نگذارم به حاشیه رانده شوم، از جنگ علیه آن‌ها که مرا زنی حقیر، تازه‌به‌دوران‌رسیده و بدون استعداد می‌دانستند: آزارگرانی که تنها هدفشان این بود که من خوانندگانم را از دست بدهم و نه به دلیل انگیزه‌های والا، که به عکس فقط برای لذتِ بازداشتنم از پیشرفت یا به چنگ آوردن کمی قدرتِ حقیر برای خودشان و نوچه‌هایشان و آسیب زدن به من.
دنیای کتاب

حجم

۵۴۰٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۶۰۳ صفحه

حجم

۵۴۰٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۶۰۳ صفحه

قیمت:
۲۹۵,۵۰۰
۲۳۶,۴۰۰
۲۰%
تومان