
بریدههایی از کتاب فلسفه نوروز و چهارشنبه سوری در ایران
«زردی من از تو، سرخی تو از من»؛ یعنی ای آتش سرخ رنگ، زردی بیماری و ناتوانی را از من بستان و آن را با قهر خود بسوزان و بجای آن شادابی و تندرستی و سرخی را که در خودداری، به من ارزانی بخش.
Maryam
بنیان این جشن و برگزاری و تکرار آن، قیام فریدونها و کاوهها را بیاد میآورد و به ایرانی گوشزد میکند که او نمردنی است و باید در برابر ستم و جور بیگانه و بیگانه پرستان بکوشد و با هر گونه پلشتی به ستیز برخیزد و هر آن روزی که زشتیها را از پیکر وطن دور سازد، آن روز نوروز ایران خواهد بود.
خانم هیکاری
چون روز چهارشنبه که نزد اعراب «یوم الارباع» خوانده میشد، از روزهای شوم و نحس بشمار میرفت اعتقاد داشتند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند. از این روی ایرانیان هوشیار، آخرین جشن آتش خود را به آخرین چهارشنبه سال انداخته، در آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند تا هم جشن ملی خود را حفظ کنند و هم بهانه بدست دیگران ندهند. بدین گونه جشن سوری حادثه دیگری را از سر گذرانده، برای ما باقی ماند.
mobina
نوروز مایه سربلندی و امیدواری ما و دلیل غیر قابل انکار لیاقت و شایستگی ملت ایران برای زندگی آزاد و مستقل است. زیرا ملتی که در طول هزاران سال، خاطرات و آداب پدران خویش را از دستبرد حوادث و خطرهای بزرگ حفظ کرده است، هرگز بنده و مقهور دیگران نخواهد گشت.
خانم هیکاری
اما جشنی که صد درصد رنگ و بوی ملی و مردمی داشت، جشن سوری است
mobina
یادآوری این نکته ضروری است که در چهارشنبه سوری از روی آتش جستن و ناسزایی چون «سرخی تو از من و زردی من از تو» گفتن از روزگارانی است که دیگر ایرانیان مانند قدیم آتش را فروغ ایزدی نمیدانستند؛ وگرنه در قدیم نه تنها از روی آتش گذشتن را بی حرمتی به آتش میدانستند، بلکه هنگامی که به ستایش آتش مینشستند نیز برای آنکه نفس آنان به آتش مقدس سرایت نکند جلو دهان خود پارچهای که بدان «پنام/ پدامی» گفته میشد، میآویختند، تا چه رسد جستن از روی آن.
mobina
جشنی که صد درصد رنگ و بوی ملی و مردمی داشت، جشن سوری است که پس از ورود اَعراب به ایران «چهارشنبه سوری» نام گرفت
Baharunelle
حجم
۳۷٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۵۳ صفحه
حجم
۳۷٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۵۳ صفحه
قیمت:
۳۰,۰۰۰
تومان