جملات زیبای کتاب ۱۹۸۴ | طاقچه
تصویر جلد کتاب ۱۹۸۴

بریده‌هایی از کتاب ۱۹۸۴

نویسنده:جورج اورول
انتشارات:نشر ماهی
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۱از ۲۱ رأی
۴٫۱
(۲۱)
شاید آن‌قدر که فهمیده‌شدن مهم بود، موردمحبت قرارگرفتن مهم نبود
Yasin
وینستن با آمیزه‌ای از حیرت به بیهودگی رنج و ترس در زندگی فکر کرد، خیانتِ جسم انسان که درست وقتی به کوششی استثنایی نیاز داریم، همیشه سرجایش میخکوب می‌شود.
Armin
ــ هیچ راه فراری نبود. هیچ‌چیز مال خودت نبود، جز چند سانتی‌متر مکعب فضای داخل جمجمه‌ات.
فاطمه
اگه فقط بتونی احساس کنی که انسان باقی موندن چیز باارزشیه، حتی اگه فایده‌ای هم نداشته باشه، تویی که اون‌ها رو شکست داده‌ای.
August
آدم حکومت دیکتاتوری راه نمیندازه که از انقلاب محافظت کنه؛ آدم انقلاب راه میندازه تا حکومت دیکتاتوری درست کنه.
بریت‌ماری
هیچ کاری غیرقانونی نبود، زیرا دیگر قانونی در کار نبود
Saeed Hoseinikhoo
تو دلت می‌خواست خوش باشی؛ «اون‌ها»، یعنی حزب، نمی‌خواستند بگذارند خوش باشی؛ تو هم به بهترین شکلی که می‌توانستی قوانین را زیرپا می‌گذاشتی
hamed
جنگ صلـح است آزادی بردگی است نادانی توانایی است
Yasin
به آینده یا به گذشته، به روزگاری که اندیشه آزاد است، به زمانه‌ای که انسان‌ها با یکدیگر فرق می‌کنند و در تنهایی به سر نمی‌برند ــ به روزگاری که حقیقت زنده است و شده را ناشده نتوان کرد: ‫از اعماق دوران همشکلی و همسانی، از اعماق دوران انزوا و تنهایی، از اعماق دوران «برادر بزرگ»، از اعماق دوران دوگانه‌اندیشی ــ بر شما درود!
Nazanin :)
حالاش هم ما تقریباً هیچی از انقلاب نمی‌دونیم یا از سال‌های قبل از انقلاب. همهٔ اسنادومدارک رو یا از بین برده‌ند یا دستکاری کرده‌ند، همهٔ کتاب‌ها رو بازنویسی کرده‌ند، همهٔ تابلوها رو دوباره نقاشی کرده‌ند، اسم همهٔ مجسمه‌ها و خیابون‌ها و ساختمون‌ها رو عوض کرده‌ند، همهٔ تاریخ‌ها رو تغییر داده‌ند. این روند همچنان روزبه روز و دقیقه به دقیقه ادامه داره. تاریخ متوقف شده. دیگه هیچی باقی نمونده،
Nazanin :)
دقیقاً چیست. از یک لحاظ، کسانی بهتر از همه زیر یوغ جهان‌بینی حزب می‌رفتند که اصولا قادر به فهم آن نبودند. چنین اشخاصی آمادگی پذیرش وقیحانه‌ترین روایت‌های تحریف‌شده از واقعیت را داشتند، چون هرگز به‌درستی درنمی‌یافتند که چه عمل شنیعی از آن‌ها درخواست می‌شود، و آن‌قدرها هم به مسائل اجتماعی علاقه نداشتند که بفهمند چه اتفاقی دارد می‌افتد. همین نافهمی بود که آن‌ها را از ابتلا به جنون مصون نگه می‌داشت، زیرا به‌سادگی هرچیزی را فرومی‌دادند و هرآنچه فرومی‌دادند ناراحتشان نمی‌کرد، چون هیچ تأثیری از خود باقی نمی‌گذاشت، درست مانند دانهٔ غله‌ای که هضم‌ناشده از درون پرنده‌ای گذشته باشد.
Nazanin :)
هر قدرتی که کنترل افریقای استوایی یا کشورهای خاورمیانه یا جنوب هندوستان یا مجمع‌الجزایر اندونزی را در دست گیرد، به نیروی جسمانی ده‌ها یا صدها میلیون حمّال یا فعلهٔ ارزان و سختکوش نیز دست می‌یابد. ساکنان این نواحی به‌نحو کم وبیش آشکاری به وضعیت بردگی تنزل یافته‌اند و پیوسته میان فاتحان دست به دست می‌شوند و همچون زغال‌سنگ یا نفت به مصرف می‌
Nazanin :)
در دل گفت بدترین دشمن هرکس دستگاه عصبی خود اوست. هر لحظه امکان دارد تنشِ درون تو خود را به صورت نشانه‌ای قابل رؤیت درآورد.
بریت‌ماری
هیچ‌کس قدرت رو با این هدف تصاحب نمی‌کنه که ازش دست بکشه. قدرت وسیله نیست، هدفه
بریت‌ماری
شاید آن‌قدر که فهمیده‌شدن مهم بود، موردمحبت قرارگرفتن مهم نبود.
justus.
ماهیت حکومت الیگارشیک به‌ارث‌بردن قدرت از پدر به پسر نیست، بلکه استمرار یک جهان‌بینی معین و سبک زندگی معین است که مردگان بر زندگان تحمیل می‌کنند.
زریچ
بیرون، حتی از پشت پنجرهٔ بسته هم دنیا سرد به نظر می‌آمد.
Yasin
شرطی‌سازی‌های حساب‌شده در دوران کودکی، بازی‌ها و آب سرد، خزعبلاتی که در مدرسه و سازمان خبرچینان و سازمان جوانان به خوردشان می‌دادند، سخنرانی‌ها و راهپیمایی‌ها و سرودها و شعارها و مارش نظامی، احساس طبیعی انسانی را از وجودشان بیرون رانده بود
بریت‌ماری
مجسمه‌ها، کتیبه‌ها، لوحه‌های یادبود، نام خیابان‌ها ــ هرچیزی که می‌توانست روشنایی آگاهی‌بخشی به روزگار گذشته بیفکند، به نحو حساب‌شده‌ای دستکاری شده بود.
chaos witch
وانگهی در نظر جولیا بدیهی بود که همه، یا تقریباً همه، در نهان از حزب متنفر باشند و به محض این‌که فرصت مناسبی پیدا کنند قوانینش را زیرپا بگذارند.
chaos witch
«آدم چطور می‌تونه قدرت خودش رو به آدم دیگه‌ای تحمیل کند، وینستن؟» وینستن به فکر فرورفت. بعد گفت: «با آزاردادنش.» «دقیقاً. با آزاردادنش. فرمانبرداری کافی نیست. تا وقتی اون آزار نبینه و رنج نبره، چطور می‌تونی مطمئن باشی که داره از ارادهٔ تو اطاعت می‌کنه، نه از ارادهٔ خودش؟ قدرت یعنی آزاررسوندن و تحقیرکردن. قدرت یعنی تیکه‌پاره‌کردن ذهن آدم‌ها و بعد دوباره به‌هم‌چسبوندنشون به شکل‌های تازه‌ای که تو می‌پسندی.
Yasin
آدم حکومت دیکتاتوری راه نمیندازه که از انقلاب محافظت کنه؛ آدم انقلاب راه میندازه تا حکومت دیکتاتوری درست کنه.
justus.
طبیعی‌تر بود که آدم لحظه به لحظه زندگی کند و به ده دقیقهٔ دیگر از زنده‌بودن رضا دهد، حتی اگر یقین داشته باشد که سرانجام شکنجه در انتظارش خواهد بود.
chaos witch
دو به‌علاوهٔ دو می‌شود پنج
بیگدلی
زیرا هرگاه همه به‌یکسان از آسایش و امنیت برخوردار باشند، تودهٔ عظیم مردمی که معمولا در نتیجهٔ فقر مقهور و منکوب می‌شدند به انسان‌هایی آگاه و فرهیخته بدل می‌شوند که می‌توانند مستقل بیندیشند؛ و همین‌که چنین می‌کنند، دیریازود درمی‌یابند که آن اقلیت ممتاز و ثروتمند به هیچ کاری نمی‌آید و سرانجام هم سرنگونش می‌کنند. هر جامعهٔ طبقاتی، در درازمدت، صرفاً برپایهٔ جهل و فقر امکان حیات می‌یابد.
Nazanin :)
اکنون روزگار ترس بود و نفرت و درد، اما خالی از وقار احساسات، خالی از اندوهی عمیق یا پیچیده.
فاطمه
تو از تبار مردگانی، آنان از تبار آینده. ولی تو می‌توانی در آن آینده سهیم شوی، اگر بتوانی ذهنت را زنده نگه داری، همچنان که آنان جسمشان را زنده نگه می‌دارند،
آتوسا
کسانی بهتر از همه زیر یوغ جهان‌بینی حزب می‌رفتند که اصولا قادر به فهم آن نبودند. چنین اشخاصی آمادگی پذیرش وقیحانه‌ترین روایت‌های تحریف‌شده از واقعیت را داشتند، چون هرگز به‌درستی درنمی‌یافتند که چه عمل شنیعی از آن‌ها درخواست می‌شود، و آن‌قدرها هم به مسائل اجتماعی علاقه نداشتند که بفهمند چه اتفاقی دارد می‌افتد.
August
این تنها کاریه که نمی‌تونن بکنند. اون‌ها می‌تونن آدم رو به گفتن هرچیزی وادار کنند ــ هرچیزی ــ ولی نمی‌تونن وادارت کنند بهش اعتقاد داشته باشی. نمی‌تونن وجودت رو تسخیر کنند.
August
درواقع، تا وقتی که توده‌ها اجازهٔ دسترسی به معیارهای مقایسه نداشته باشند، چه‌بسا اساساً خبر نیابند که تحت ستم قرار گرفته‌اند.
August

حجم

۳۵۱٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۳۵۶ صفحه

حجم

۳۵۱٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۳۵۶ صفحه

قیمت:
۹۰,۰۰۰
تومان