جملات زیبا از متن کتاب ۱۹۸۴ | طاقچه
تصویر جلد کتاب ۱۹۸۴
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب ۱۹۸۴

۴.۱(از ۲۹ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
جورج اورول، احمد کسایی پور
انتشارات: 
نشر ماهی

۱۸۰,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۹۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

شاید آن‌قدر که فهمیده‌شدن مهم بود، موردمحبت قرارگرفتن مهم نبود
Yasin
۹
ــ هیچ راه فراری نبود. هیچ‌چیز مال خودت نبود، جز چند سانتی‌متر مکعب فضای داخل جمجمه‌ات.
فاطمه
۸
اگه فقط بتونی احساس کنی که انسان باقی موندن چیز باارزشیه، حتی اگه فایده‌ای هم نداشته باشه، تویی که اون‌ها رو شکست داده‌ای.
August
۸
وینستن با آمیزه‌ای از حیرت به بیهودگی رنج و ترس در زندگی فکر کرد، خیانتِ جسم انسان که درست وقتی به کوششی استثنایی نیاز داریم، همیشه سرجایش میخکوب می‌شود.
Armin
۷
حالاش هم ما تقریباً هیچی از انقلاب نمی‌دونیم یا از سال‌های قبل از انقلاب. همهٔ اسنادومدارک رو یا از بین برده‌ند یا دستکاری کرده‌ند، همهٔ کتاب‌ها رو بازنویسی کرده‌ند، همهٔ تابلوها رو دوباره نقاشی کرده‌ند، اسم همهٔ مجسمه‌ها و خیابون‌ها و ساختمون‌ها رو عوض کرده‌ند، همهٔ تاریخ‌ها رو تغییر داده‌ند. این روند همچنان روزبه روز و دقیقه به دقیقه ادامه داره. تاریخ متوقف شده. دیگه هیچی باقی نمونده،
Nazanin :)
۷
آدم حکومت دیکتاتوری راه نمیندازه که از انقلاب محافظت کنه؛ آدم انقلاب راه میندازه تا حکومت دیکتاتوری درست کنه.
Saghar🍀
۷
هیچ کاری غیرقانونی نبود، زیرا دیگر قانونی در کار نبود
Saeed Hoseinikhoo
۶
جنگ صلـح است آزادی بردگی است نادانی توانایی است
Yasin
۵
تو دلت می‌خواست خوش باشی؛ «اون‌ها»، یعنی حزب، نمی‌خواستند بگذارند خوش باشی؛ تو هم به بهترین شکلی که می‌توانستی قوانین را زیرپا می‌گذاشتی
hamed
۴
«آدم چطور می‌تونه قدرت خودش رو به آدم دیگه‌ای تحمیل کند، وینستن؟» وینستن به فکر فرورفت. بعد گفت: «با آزاردادنش.» «دقیقاً. با آزاردادنش. فرمانبرداری کافی نیست. تا وقتی اون آزار نبینه و رنج نبره، چطور می‌تونی مطمئن باشی که داره از ارادهٔ تو اطاعت می‌کنه، نه از ارادهٔ خودش؟ قدرت یعنی آزاررسوندن و تحقیرکردن. قدرت یعنی تیکه‌پاره‌کردن ذهن آدم‌ها و بعد دوباره به‌هم‌چسبوندنشون به شکل‌های تازه‌ای که تو می‌پسندی.
Yasin
۴
ماهیت حکومت الیگارشیک به‌ارث‌بردن قدرت از پدر به پسر نیست، بلکه استمرار یک جهان‌بینی معین و سبک زندگی معین است که مردگان بر زندگان تحمیل می‌کنند.
زریچ
۴
به آینده یا به گذشته، به روزگاری که اندیشه آزاد است، به زمانه‌ای که انسان‌ها با یکدیگر فرق می‌کنند و در تنهایی به سر نمی‌برند ــ به روزگاری که حقیقت زنده است و شده را ناشده نتوان کرد: ‫از اعماق دوران همشکلی و همسانی، از اعماق دوران انزوا و تنهایی، از اعماق دوران «برادر بزرگ»، از اعماق دوران دوگانه‌اندیشی ــ بر شما درود!
Nazanin :)
۳
دقیقاً چیست. از یک لحاظ، کسانی بهتر از همه زیر یوغ جهان‌بینی حزب می‌رفتند که اصولا قادر به فهم آن نبودند. چنین اشخاصی آمادگی پذیرش وقیحانه‌ترین روایت‌های تحریف‌شده از واقعیت را داشتند، چون هرگز به‌درستی درنمی‌یافتند که چه عمل شنیعی از آن‌ها درخواست می‌شود، و آن‌قدرها هم به مسائل اجتماعی علاقه نداشتند که بفهمند چه اتفاقی دارد می‌افتد. همین نافهمی بود که آن‌ها را از ابتلا به جنون مصون نگه می‌داشت، زیرا به‌سادگی هرچیزی را فرومی‌دادند و هرآنچه فرومی‌دادند ناراحتشان نمی‌کرد، چون هیچ تأثیری از خود باقی نمی‌گذاشت، درست مانند دانهٔ غله‌ای که هضم‌ناشده از درون پرنده‌ای گذشته باشد.
Nazanin :)
۳
هر قدرتی که کنترل افریقای استوایی یا کشورهای خاورمیانه یا جنوب هندوستان یا مجمع‌الجزایر اندونزی را در دست گیرد، به نیروی جسمانی ده‌ها یا صدها میلیون حمّال یا فعلهٔ ارزان و سختکوش نیز دست می‌یابد. ساکنان این نواحی به‌نحو کم وبیش آشکاری به وضعیت بردگی تنزل یافته‌اند و پیوسته میان فاتحان دست به دست می‌شوند و همچون زغال‌سنگ یا نفت به مصرف می‌
Nazanin :)
۳
بیرون، حتی از پشت پنجرهٔ بسته هم دنیا سرد به نظر می‌آمد.
Yasin
۳
در دل گفت بدترین دشمن هرکس دستگاه عصبی خود اوست. هر لحظه امکان دارد تنشِ درون تو خود را به صورت نشانه‌ای قابل رؤیت درآورد.
Saghar🍀
۳
هیچ‌کس قدرت رو با این هدف تصاحب نمی‌کنه که ازش دست بکشه. قدرت وسیله نیست، هدفه
Saghar🍀
۳
شاید آن‌قدر که فهمیده‌شدن مهم بود، موردمحبت قرارگرفتن مهم نبود.
nana
۳
شرطی‌سازی‌های حساب‌شده در دوران کودکی، بازی‌ها و آب سرد، خزعبلاتی که در مدرسه و سازمان خبرچینان و سازمان جوانان به خوردشان می‌دادند، سخنرانی‌ها و راهپیمایی‌ها و سرودها و شعارها و مارش نظامی، احساس طبیعی انسانی را از وجودشان بیرون رانده بود
Saghar🍀
۲
مجسمه‌ها، کتیبه‌ها، لوحه‌های یادبود، نام خیابان‌ها ــ هرچیزی که می‌توانست روشنایی آگاهی‌بخشی به روزگار گذشته بیفکند، به نحو حساب‌شده‌ای دستکاری شده بود.
chaos witch
۲
امکان نداره در زمان حیاتمون تغییر محسوسی اتفاق بیفته. ما مرده‌ایم. تنها زندگی حقیقی ما در آینده اتفاق می‌افته. تیکه‌های استخون و خاک اجسادمون از اون زندگی سهم می‌بره. منتها هیچ‌کس نمی‌دونه که اون آینده کی فرامی‌رسه. شاید هزار سال طول بکشه. تنها کاری که در حال حاضر از دستمون ساخته‌ست اینه که آروم‌آروم دامنهٔ عقل و شعور رو گسترش بدیم. ما که نمی‌تونیم کار جمعی بکنیم. ما فقط می‌تونیم فردبه فرد، نسل به نسل، آگاهی‌هامون رو به بقیه منتقل کنیم. در مقابل "پلیس اندیشه"، چارهٔ دیگه‌ای نداریم.
nana
۲
وانگهی در نظر جولیا بدیهی بود که همه، یا تقریباً همه، در نهان از حزب متنفر باشند و به محض این‌که فرصت مناسبی پیدا کنند قوانینش را زیرپا بگذارند.
chaos witch
۲
آدم حکومت دیکتاتوری راه نمیندازه که از انقلاب محافظت کنه؛ آدم انقلاب راه میندازه تا حکومت دیکتاتوری درست کنه.
nana
۲
طبیعی‌تر بود که آدم لحظه به لحظه زندگی کند و به ده دقیقهٔ دیگر از زنده‌بودن رضا دهد، حتی اگر یقین داشته باشد که سرانجام شکنجه در انتظارش خواهد بود.
chaos witch
۲
دو به‌علاوهٔ دو می‌شود پنج
بیگدلی
۲
زیرا هرگاه همه به‌یکسان از آسایش و امنیت برخوردار باشند، تودهٔ عظیم مردمی که معمولا در نتیجهٔ فقر مقهور و منکوب می‌شدند به انسان‌هایی آگاه و فرهیخته بدل می‌شوند که می‌توانند مستقل بیندیشند؛ و همین‌که چنین می‌کنند، دیریازود درمی‌یابند که آن اقلیت ممتاز و ثروتمند به هیچ کاری نمی‌آید و سرانجام هم سرنگونش می‌کنند. هر جامعهٔ طبقاتی، در درازمدت، صرفاً برپایهٔ جهل و فقر امکان حیات می‌یابد.
Nazanin :)
۱
اکنون روزگار ترس بود و نفرت و درد، اما خالی از وقار احساسات، خالی از اندوهی عمیق یا پیچیده.
فاطمه
۱
تو از تبار مردگانی، آنان از تبار آینده. ولی تو می‌توانی در آن آینده سهیم شوی، اگر بتوانی ذهنت را زنده نگه داری، همچنان که آنان جسمشان را زنده نگه می‌دارند،
آتوسا
۱
کسانی بهتر از همه زیر یوغ جهان‌بینی حزب می‌رفتند که اصولا قادر به فهم آن نبودند. چنین اشخاصی آمادگی پذیرش وقیحانه‌ترین روایت‌های تحریف‌شده از واقعیت را داشتند، چون هرگز به‌درستی درنمی‌یافتند که چه عمل شنیعی از آن‌ها درخواست می‌شود، و آن‌قدرها هم به مسائل اجتماعی علاقه نداشتند که بفهمند چه اتفاقی دارد می‌افتد.
August
۱
این تنها کاریه که نمی‌تونن بکنند. اون‌ها می‌تونن آدم رو به گفتن هرچیزی وادار کنند ــ هرچیزی ــ ولی نمی‌تونن وادارت کنند بهش اعتقاد داشته باشی. نمی‌تونن وجودت رو تسخیر کنند.
August
۱