
٪۵۰
کتاب سووشون
پدیدآورندگان:
سیمین دانشورانتشارات:
انتشارات خوارزمی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
دانور🌱
۳۰۷
خواهر سعی کن روی پای خودت بایستی. اگر افتادی، بدان که در این دنیا هیچ کس خم نمیشود دست ترا بگیرد بلندت کند.
دانور🌱
۱۹۸
آدم باید پلها را خراب کند تا راه برگشتن نداشتهباشد
محسن
۱۸۲
کاش دنیا دست زنها بود، زنها که زاییدهاند یعنی خلق کردهاند و قدر مخلوق خودشان را میدانند.
دانور🌱
۱۶۸
زن، کمی فکر کن. وقتی خیلی نرم شدی همه ترا خم میکنند
mahsa
۱۲۴
«اما یک مرض بدخیم داری که علاجش از من ساختهنیست. مرضی است مسری. باید پیش از اینکه مزمن بشود ریشهکنش کنی. گاهی هم ارثی است.»
زری پرسید: «سرطان؟»
دکتر گفت: «نه جانم، چرا ملتفت نیستی؟ مرض ترس. خیلیها دارند. گفتم که مسری است.»
Helia
۱۱۳
درس اول شجاعت برای تو فعلاً این است. همان وقت که میترسی کاری را بکنی، اگر حق با تست، در عین ترس آن کار را بکن.
ftmh_vlk
۸۸
کاش دنیا دست زنها بود، زنها که زاییدهاند یعنی خلق کردهاند و قدر مخلوق خودشان را میدانند. قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را. شاید مردها چون هیچ وقت عملاً خالق نبودهاند، آنقدر خود را بهآب و آتش میزنند تا چیزی بیافرینند. اگر دنیا دست زنها بود، جنگ کجا بود؟
ریحانه باقریه
۶۶
«دوستداشتن که عیب نیست باباجان. دوستداشتن دل آدم را روشن میکند. اما کینه و نفرت دل آدم را سیاه میکند. اگر از حالا دلت بهمحبت انس گرفت، بزرگ هم که شدی آمادهٔ دوستداشتن چیزهای خوب و زیبای این دنیا هستی. دل آدم عین یک باغچه پر از غنچه است. اگر با محبت غنچهها را آب دادی باز میشوند، اگر نفرت ورزیدی غنچهها پلاسیدهمیشوند. آدم باید بداند که نفرت و کینه برای خوبی و زیبایی نیست، برای زشتی و بیشرفی و بیانصافی است. این جور نفرت علامت عشق بهشرف و حق است.»
دانور🌱
۶۰
بعضی آدمها عین یک گل نایاب هستند، دیگران بهجلوهشان حسد میبرند. خیال میکنند این گل نایاب تمام نیروی زمین را میگیرد. تمام درخشش آفتاب و تری هوا را میبلعد و جا را برای آنها تنگ کرده
Helia
۵۹
آدمیزاد چیست؟ یک امید کوچک، یک واقعهٔ خوش چه زود میتواند از نو دست و دلش را بهزندگی بخواند؟ اما وقتی همهاش تودهنی و نومیدی است، آدم احساس میکند که مثل تفاله شده، لاشهای، مرداری است که در لجن افتاده.
دانور🌱
۳۲
شاه ترکان سخن مدعیان میشنود
شرمی از مظلمهٔ خون سیاووشش باد
حافظ
pegah
۲۸
آدم باید در این دنیا یک کار بزرگتری از زندگی روزمره بکند. باید بتواند چیزی را تغییر بدهد. حالا که کاری نمانده بکنم پس عشق میورزم.
Helia
۲۴
«گریه نکن خواهرم. در خانهات درختی خواهدرویید و درختهایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت.»
«و باد پیغام هر درختی را بهدرخت دیگر خواهدرسانید و درختها از باد خواهندپرسید: در راه که میآمدی سحر را ندیدی!»
فریبا کریمی
۲۲
آدم برای کارهایی که بوی خطر از آنها میآید باید، آمادگی روحی و جسمی داشتهباشد
Helia
۲۱
کاش دنیا دست زنها بود، زنها که زاییدهاند یعنی خلق کردهاند و قدر مخلوق خودشان را میدانند. قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را. شاید مردها چون هیچ وقت عملاً خالق نبودهاند، آنقدر خود را بهآب و آتش میزنند تا چیزی بیافرینند. اگر دنیا دست زنها بود، جنگ کجا بود؟
mahsa
۲۰
راستی اسم نعرههایی که آدم از ته دل برمیآورد چه بود؟ کلمهای بود که بهاین جور فریاد میخورد... باید لغتی باشد که معنای سوراخکردن بدهد. یعنی آدم اگر نتواند در برابر سیل و صاعقه و سیلی زندگی آن جور فریاد را بزند دلش سوراخ میشود و آن وقت آدمهایی که دلشان سوراخ سوراخ شده، بهجان هم میافتند و همدیگر را درب و داغون میکنند
دانور🌱
۱۷
«گر بخواهم در غمت آهی کنم
چون علی سر را فرو چاهی کنم»
Helia
۱۷
از این پیرمرد بشنو جانم. در این دنیا، همه چیز دست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس. آدمیزاد میتواند اگر بخواهد کوهها را جا بهجا کند. میتواند آبها را بخشکاند. میتواند چرخ و فلک را بهمبریزد.
Chica
۱۷
تنها شجاعتی که میتوانست بکند این بود که جلو شجاعت دیگران را نگیرد و بگذارد آنها با دست و فکر آزادشان... با وسیلهٔ وسیلههایشان کاری بکنند.
shogun
۱۷
خواهر سعی کن روی پای خودت بایستی. اگر افتادی، بدان که در این دنیا هیچ کس خم نمیشود دست ترا بگیرد بلندت کند. سعی کن خودت پا شوی.
pegah
۱۶
میخواهی باز هم حرف راست بشنوی؟... پس بشنو، تو شجاعت مرا از من گرفتهای... آنقدر با تو مدارا کردهام که دیگر مدارا عادتم شده.
پروا
۱۶
زن، کمی فکر کن. وقتی خیلی نرم شدی همه ترا خم میکنند...»
دانور🌱
۱۵
خسرو کتابی را که در دست داشت روی میز گذاشت و گفت: «عجب نویسندههایی! یک کلمه ننوشتهاند آدم چطور حق خودش را بگیرد.» و کتاب دیگری برداشت و ورق زد
pegah
۱۵
بچه وقتی خاطره پیدا کرد و توانست گذشته را بیادبیاورد، دیگر بچه نیست
pegah
۱۵
در هر جنگی هر دو طرف بازنده است.
pegah
۱۴
«خوب که فکرش را میکنم میبینم همهٔ ما در تمام عمرمان بچههایی هستیم که بهاسباببازیهایمان دل خوشکردهایم و وای بهروزی که دلخوشیهایمان را از ما میگیرند، یا نمیگذارند بهدلخوشیهایمان برسیم. بچههایمان، مادرهایمان، فلسفههایمان... مذهبمان...»
دانور🌱
۱۲
«مرا با شیر گاو آمختهکردند
ز اقبال بدم گوساله هم مرد
کبوتربچه بودم مادرم مرد
مرا بر دایه دادند دایه هم مرد»
Chica
۱۲
«امروز بهاین نتیجه رسیدم که در زندگی و برای زندهها باید شجاع بود... اما حیف که دیر بهاین فکر افتادم. بگذارید بهجبران این نادانی، در مرگ شجاعها خوب گریه کنیم.»
سعیدا
۱۱
شلخته درو کنید تا چیزی گیر خوشهچینها بیاید.
انسیه پارسازاده
۱۱
آخر آدم باید در این دنیا یک کار بزرگتری از زندگی روزمره بکند. باید بتواند چیزی را تغییر بدهد. حالا که کاری نمانده بکنم پس عشق میورزم.
