جملات زیبای کتاب به دوزخ٫٫٫ ای بی گناهان | طاقچه
تصویر جلد کتاب به دوزخ... ای بی گناهان

بریده‌هایی از کتاب به دوزخ... ای بی گناهان

نویسنده:بختیار علی
انتشارات:نشر ثالث
امتیاز
۴.۰از ۲۶ رأی
۴٫۰
(۲۶)
در گفتگو با خود، هنگام حرف زدن در تنهایی، عمیق‌ترین نوع دیالوگ را به وجود می‌آوریم. زیرا فقط هنگام حرف زدن در تنهایی است که برای یک شنوندهٔ حقیقی حرف می‌زنیم که از او هراسی نداریم.
سپیده اسکندری
آدم سرگردان، جهتی ندارد. او غریبی است که مدام پیِ جایی می‌گردد.
سپیده اسکندری
تنهایی کاری می‌کند انسان‌ها بر باورها و عقاید خود پافشاری کنند، اما اگر انسان همدمی داشته باشد راحت‌تر عقایدش را تغییر می‌دهد.
سپیده اسکندری
خیلی وقت‌ها کار قدرتمندان این نیست که ما را به برده تبدیل کنند، تهی کردن آزادی از معنای خویش، برای بی‌معنا کردن زندگی کفایت می‌کند.
Raymond
این‌که جامعه و قدرت و رسانه ابزارهای بزرگ القای احساسِ گناه هستند، سراپای زندگی ما را در بر گرفته است.
سپیده اسکندری
احساس بی‌گناهی از آن‌جا سرچشمه می‌گیرد که دسته‌ای از زیر بار هر مسئولیتی شانه خالی می‌کنند و همهٔ طیف‌های دیگر جامعه را گناهکار می‌دانند. شماری از انسان‌ها دچار این غرور می‌شوند که پاک هستند و نگاه از بالا پیدا می‌کنند و مردم را گناهکار می‌دانند.
سپیده اسکندری
تردید کاری می‌کند انسان عمیق‌تر بیندیشد
سپیده اسکندری
کار ما این است اگر کسی نتوانست گناهکار بودن خود را تشخیص دهد، کاری کنیم که به آن تشخیص برسد. اگر هم کسی نتوانست گناهان خود را به وضوح ببیند، گناهی می‌سازیم تا کمکش کند احساس گناهکاری را در خود بیابد.
بنفشه آریاراد
اگر انسان همدمی داشته باشد راحت‌تر عقایدش را تغییر می‌دهد
بنفشه آریاراد
خیلی وقت‌ها کار قدرتمندان این نیست که ما را به برده تبدیل کنند، تهی کردن آزادی از معنای خویش، برای بی‌معنا کردن زندگی کفایت می‌کند.
الناز باقرزادگان
تردید کاری می‌کند انسان ترسو شود، انسانِ ترسو هم به سادگی تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد.
arghavan
زندان‌های ما در شرق از هر جای دیگری در دنیا مشهورتر است، و در سرزمین خود نیز، از همه بناهای دیگرمان مشهورترند. در جاهای دیگر دنیا، به موزه‌هایشان افتخار می‌کنند، اما در این‌جا سیستم به زندان‌هایش می‌بالد.
کاربر ۳۶۰۹۶۶۲
آلن بدیو می‌گوید تئاتر و فلسفه از بنیان پرسش مشترکی دارند؛ چگونه می‌شود به شیوه‌ای با مردم سخن گفت که آن‌ها را به اندیشیدن خارج از قالب‌های تفکر رایج و روزمره واداشت. آیا می‌شود گفت مهم‌ترین دلیل عدم رواج تفکر فردگرایانه و غلبهٔ همیشگی اندیشهٔ جمعی، سبب عقب‌ماندگی تئاتر در شرق است؟‌ به خصوص وقتی آن را با دیگر ژانرهای ادبی و هنری مقایسه می‌کنیم؛ به معنی دیگر دیالوگ به معنی فلسفی‌اش در مشرق‌زمین غایب بوده است و مردم مدام در مونولوگ با خود بوده‌اند. ریشهٔ این امر به چه برمی‌گردد؟
سپیده اسکندری
آدم باید نسبت به خودش هم عادل باشد.
سپیده اسکندری
آیا احساس نمی‌کنید این‌که بدون هیچ دلیلی کسانی دیگر را گناهکار می‌دانید، خود گناهی بزرگ است؟ این‌که احساس نمی‌کنید دَینی در برابر اجتماع دارید و باید آن را ادا کنید، خود نوعی گناه نیست؟ بله... شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت زیر لوای بی‌گناهی، خود گناهی بزرگ نیست؟
arghavan
ما نسبت به کسانی که احساس بی‌گناهی‌شان زیادی قوی است، مسئولیت داریم. این‌که احساس بی‌گناهی می‌کنید، خود نشانهٔ بیماری ترسناکی است.
arghavan
تئاتر نقطهٔ تلاقی است. روح نویسنده، روح کارگردان و روح بازیگر با هم و درون یک واحد ذوب می‌شوند. یا به گونه‌ای به هم می‌رسند و اختلاط پیدا می‌کنند. هر یک از این سه شخصیت اصلی در تئاتر دیدگاه خاص خود را دارد.
کاربر ۳۶۰۹۶۶۲
ادبیات و هنر ابزار ما علیه خشونت و جدایی و دشمنی هستند. می‌دانم این حرف با تفکر و اندیشهٔ بسیاری از سیاستمداران شرق همخوانی ندارد که فقط جنگ و دشمنی و خشونت را دوست دارند؛ ولی ما نویسندگان و هنرمندان مشرق‌زمین می‌باید خلاف این را نشان دهیم.
کاربر ۳۶۰۹۶۶۲
دولت مسئول مجازات است، دولت خود نمی‌تواند گناهکار باشد.
Amrh3yn
بختیار علی، در این نمایشنامه، از زوال امید حرف می‌زند. بختیار علی، راوی سکوت است. راوی شخصیتی که ناامیدی او، تاوان حقیقت‌جویی اوست. چرا که به قول کافکا، در چنین جهانی، اگر «امیدی هست، بی‌شک این امید برای جهان ما نیست» و اگر امیدی هست تنها به دلیل ناامیدانی است که سرنوشتشان به ما واگذار شده است. مصطفا از امید، درمی‌گذرد تا به چیزی ورای امید دست یابد: آزادی.
سپیده اسکندری
انسان، درست زمانی که دست به عملی برای آزادی می‌زند، دیگر آزاد نیست. عمل، فقط یک امکان برای شخصیت است. از همین روست که در این موقعیت‌ها، شخصیت به خاستگاه و گذشته چنگ می‌زند. آزادی، بدون بیگانگی و شکلی از غریبگی به دست نمی‌آید.
سپیده اسکندری
اولش هیچ احساس گناهی نمی‌کردم، حالا می‌پرسم گناه چیست؟ آیا هرگز پا روی مورچه‌ای نگذاشته‌ام؟ گیاهی را زیر پا له نکرده‌ام یا نهالی را نشکسته‌ام؟ نانی را تکه نکرده‌ام و بی‌آن‌که بخورم پرتش نکرده‌ام؟ خوردن گوشت آن‌همه جانور گناه نیست؟ درست کردن بچه برای این جهان پلید گناه نیست؟
سپیده اسکندری
پرسش من این است چرا انسان احساس اطمینان می‌کند وقتی که می‌فهمد دیگران هم گناهکارند؟ چرا از دیدن گناهکاران لذت می‌بریم؟ چرا هر چه شمار گناهکاران بیش‌تر باشد، ما خوشبخت‌تر می‌شویم؟ شاید دلیلش این باشد که گناه سبب می‌شود احساس کنیم شبیه هم هستیم. تفاوت بزرگی میان ما نیست. گناه ما را به گروهی انسان تبدیل می‌کند که یکدیگر را نگاه می‌کنیم، به یکدیگر می‌خندیم، هر کس از ما هم وقتی تنها می‌شود و به اتاقی می‌رود و به آینه‌ای می‌نگرد، آرزو می‌کند گریه کند.
سپیده اسکندری
یکی از ضعف‌های بزرگ ما آدم‌ها این است که نمی‌توانیم در مجازات خود عادل باشیم.
سپیده اسکندری
اما این‌که احساس دَین نمی‌کنید سبب می‌شود احساس گناه نداشته باشید. من وقتی برای نخستین بار احساس کردم دَینی به گردنم است که باید آن را اَدا کنم، تازه فهمیدم احساس گناه یعنی چه.
بنفشه آریاراد
کار ما این است اگر کسی نتوانست گناهکار بودن خود را تشخیص دهد، کاری کنیم که به آن تشخیص برسد. اگر هم کسی نتوانست گناهان خود را به وضوح ببیند، گناهی می‌سازیم تا کمکش کند احساس گناهکاری را در خود بیابد.
بنفشه آریاراد
به نظر می‌رسد بی‌آن‌که خبر داشته باشیم، در شهری پر از گناهکار زندگی می‌کنیم
بنفشه آریاراد
شهر پر بود از مردم بی‌سواد، کتابخانه به ندرت مراجعی داشت، به ندرت کسی می‌آمد و کتابی می‌خواست، صبح تا غروب به انتظار خواننده‌ای می‌نشستم که نبود، هیچ‌کس نمی‌آمد. احساس می‌کردم کتاب‌ها همیشه منتظر خواننده‌ای هستند، آزردگی‌خاطرشان را حس می‌کردم.
rooh_tpr
از دید مقامات بالا شهروند خوب نمی‌پرسد گناهم چیست، بلکه می‌پرسد مجازاتم چیست؟
rooh_tpr
ابتدا یادتان می‌دهیم چگونه نگهبان دیگران شوید، وقتی یاد گرفتید نگذارید دیگری فراموش کند که درون قفس است، خود هم اندکی بعد یاد می‌گیرید که فراموش نکنید درون قفس هستید.
rooh_tpr

حجم

۱۰۸٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۴۷ صفحه

حجم

۱۰۸٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۴۷ صفحه

قیمت:
۱۱۰,۰۰۰
۸۸,۰۰۰
۲۰%
تومان