خانم خلیجی همیشه میگفت قصهها چکیدهٔ قرنها زندگی و فرهنگ آدمهاست.
آسمونی
باباداریوش گفت: «شاید ستون پنجم یا جاسوس باشه نرگسخانم؟»
چشمعسلی گفت: «دشمن هم که باشه آقاداریوش گشنه گشنهس و آدم گشنه دین و ایمون و خدا و پیغمبر سرش نمیشه!»
آسمونی
سرکار سعید نگاهی انداخت به تکاورانش و گفت: «میبینی کاپیتان، از گُردان دویستوهفتادنفرهم همین هفده نفر موندهان. دویستوپنجاهوسه نفر شهید شدن تا شهر خالی نشه!»
آسمونی
من مهرانم، اما همه صدایم میزنند «موندو». موندو یعنی «ماندنی». قبل از من ماماندلبر هرچه پسر به دنیا آورد نمانْد. اما من نمردم و ماندم.
آسمونی