
بریدههایی از کتاب ماجرا هنوز تمام نشده (جلد سیزدهم)
۴٫۱
(۱۲)
گروهی از زمینشناسان انگلیسی بهعنوان زیستشناسهایی که باید برای هجوم ملخ در صحرا راهحلی پیدا کنند راهی عربستان شدند. کارمندان شرکتهای آمریکایی به زودی مطمئن شدند که این افراد با ملخها کاری ندارند و دنبال نفت میگردند. آمریکا و انگلستان با آنکه در جنگ متحد هم بودند اما بر سر نفت شوخی نداشتند. معاون نیروی دریایی آمریکا میگفت: «انگلستان به زودی شرکتهای نفتی ما را بیرون میکند و شرکتهای انگلیسی جانشین آنها خواهند شد.»
مدتی بعد جلسهای در کاخ سفید برگزار شد تا سهم آمریکا از نفت عربستان مشخص شود. رئیسجمهور آمریکا در این جلسه تأکید کرد که سهم ما نباید از ۱۰۰ درصد کمتر باشد!
Zeinab
چرچیل طرفدار رفتار خشن با ایران بود. او میگفت: «آمریکاییها نباید با ایران مدارا کنند. اگر ایران موفق شود نفت خود را ملی کند، بقیهٔ کشورهای خاورمیانه هم به دنبال آنها خواهند رفت. مصر هم کانال سوئز را ملی خواهد کرد. آمریکا به اهمیت سرزمینی که از دریای خزر تا خلیجفارس گسترده است توجه نمیکند
Zeinab
ماتئی تصمیم گرفت به شاه ایران نزدیک شود. او خبر داشت که شاه از همسرش که نتوانسته بود فرزندی به دنیا بیاورد، جدا شده است و اکنون به دنبال یافتن همسر جدیدی است. در یک سفر اروپایی شاه، ماتئی دیدار او را با یک شاهزادهخانم ایتالیایی برنامهریزی کرد. هر دو نفر به ازدواج راضی شدند. فقط یک مشکل وجود داشت. همسر شاه باید مسلمان میشد و شاهزادهخانم یک مسیحی متعصب بود. ازدواج آنها سرنگرفت. اما ماتئی توانست به شاه نزدیک شود و یک پیشنهاد شیرین نفتی به او ارائه کند. او در بخشهایی از مناطق ساحلی ایران که جزو قرارداد کنسرسیوم نبودند به جستوجوی نفت میرفت و ۷۵ درصد سود آن را به ایران میداد و ۲۵ درصد را خودش برمیداشت. این پیشنهاد در مقابل قرار پنجاهپنجاه کنسرسیوم بسیار جذاب بود.
شاه نظر ماتئی را قبول کرد و قرارداد امضا شد.
Zeinab
شیخ ابوظبی «شخبوط» نام داشت. او پیرمرد خسیسی بود که سکههای طلا و دلارهای کاغذی را زیر تشکش پنهان میکرد. سرزمین او از سالهای دور پناهگاه دزدان دریایی و بزرگترین لنگرگاه قدیمی قاچاق در دنیا بود. اکنون شیخ شخبوط خوشحال بود. شرکتهای فرانسوی و انگلیسی به سراغ او آمده بودند تا امتیاز استفاده از نفت ساحل ابوظبی را از او بخرند. معامله با پرداخت سیمیلیون لیره به شیخ تمام شد. در همان سال مردم ابوظبی از شیخ خواستند یک برنامهٔ لولهکشی آب را در منطقه به انجام برساند. شیخ زیر بار نرفت. او پولهایش را برای ساختن حرمسرایی بزرگتر کنار گذاشته بود. یک سال بعد، برادرش شیخ زائد، جانشین او شد و کشور امارات متحدهٔ عربی را پایهگذاری کرد.
Zeinab
گذشته از این، ایران راه مهمی بود تا انگلیسیها کمکهای جنگیشان را به شوروی برسانند. اما رضاشاه دوست آلمانیها بود و با آنکه ایران در جنگ «بیطرف» بود انگلستان و شوروی در شهریور ۱۳۲۰ شمسی به ایران حمله کردند. بهانهٔ آنها حضور تعداد زیادی متخصص و مهندس آلمانی در ایران بود. مهاجمان، رضاشاه را مجبور کردند استعفا بدهد و پسرش محمدرضا را به جای او بر تخت نشاندند.
محمد
چرچیل پاسخ داد: «حیف شد. چون اگر اسلحه داشتی میتوانستی با آن به زندگیات پایان دهی!»
چرچیل طرفدار رفتار خشن با ایران بود. او میگفت: «آمریکاییها نباید با ایران مدارا کنند. اگر ایران موفق شود نفت خود را ملی کند، بقیهٔ کشورهای خاورمیانه هم به دنبال آنها خواهند رفت. مصر هم کانال سوئز را ملی خواهد کرد. آمریکا به اهمیت سرزمینی که از دریای خزر تا خلیجفارس گسترده است توجه نمیکند.»
محمد
اکنون مصدق بر وزارت جنگ هم مسلط شده بود. شاه که میدید مصدق دست اورا از همهٔ کارها کوتاه کرده است از او خشمگین بود؛ برای همین در کنار انگلیسیها و در مقابل مصدق ایستاده بود. «پسر پیشاهنگ» نام سرّی او در عملیات آژاکس بود.
عملیات آژاکس، نقشهٔ کودتایی بود که انگلیسیها برای سقوط مصدق کشیده بودند. «مرد صورتزخمی» لقب فرماندهٔ کودتا بود. نام اصلی او کرمیت روزولت و مأمور سازمان جاسوسی آمریکا بود. مرد صورتزخمی، پنهانی از عراق به ایران آمد و شاه را از نقشهٔ کودتاه آگاه کرد.
محمد
شاه که میدید مصدق دست اورا از همهٔ کارها کوتاه کرده است از او خشمگین بود؛ برای همین در کنار انگلیسیها و در مقابل مصدق ایستاده بود. «پسر پیشاهنگ» نام سرّی او در عملیات آژاکس بود.
عملیات آژاکس، نقشهٔ کودتایی بود که انگلیسیها برای سقوط مصدق کشیده بودند. «مرد صورتزخمی» لقب فرماندهٔ کودتا بود. نام اصلی او کرمیت روزولت و مأمور سازمان جاسوسی آمریکا بود.
Ashkan..
