
بریدههایی از کتاب افطار در کلیسا (جلد نهم)
۴٫۴
(۱۰)
گویا شاهعباس که دستور داده بود دماغ و لب کسانی را که قلیان و چپق میکشند ببرند، نمیخواست از خانهٔ یکی از سردارانش، در شبی که خودش هم میهمان آن خانه بود، دود و بوی تنباکو در اطراف پخش شود.
شاه نمیتوانست قبول کند هر سال مقدار زیادی از سکههای طلای ایران برای خریدن مادهای از کشور خارج شود که هیچ نفعی برای مردم ندارد.
پس از مرگ شاهعباس، مصرف تنباکو به تدریج از سر گرفته شد و بسیاری از مردم به آن معتاد شدند.
saqqa
درباریان برای ریشخند کردن سلطانعثمانی نام کنیزان و خدمتکاران زن را به سلطان تغییر داده بودند. همهٔ کلفتهای درباری لقب سلطان را به دنبال نام خود داشتند: ماهسلطان، ندیمهسلطان، مرجانهسلطان و... این رسم تا چند قرن ادامه داشت و حتی اکنون نیز بعضی از پیرزنان در روستاها «سلطان» نامیده میشوند؛ بدون آنکه از علت و ریشهٔ این نامگذاری خبر داشته باشند. دربار عثمانی هنگامی که از این رفتار ایرانیها باخبر شد برای تلافی دستور داد همه خدمتکارهای مرد را «پادشاه» بنامند؛ این واژه بهتدریج به «پاشا» تبدیل شد و این نامگذاری نیز تا چند قرن ادامه پیدا کرد.
Zeinab
هنگامی که سلطانحسین جانشین شاهسلیمان شد، وضع کشور از این هم بدتر شد. این پادشاه حوصلهٔ رسیدگی به بسیاری از کارها را نداشت. وزیر و زنان حرمسرا در بیشتر تصمیمهای او دخالت میکردند و اگر هم برای انجام کاری نظر او را میپرسیدند فقط جواب میداد: «یخشی دُر» این جمله در زبان آذری یعنی: «خوب است»
اگر کسی به او شکایت میکرد شاه با گفتن «یخشی دُر» نظر او را تأیید میکرد و هنگامی که فرد متقابل هم به شاه مراجعه میکرد همین جمله را از او میشنید!
مردم به او شاه «یخشی دُر» میگفتند و شعری هم برایش سروده بودند:
آن زِ دانش تهی، ز غفلت پُر
شاهسلطانحسین یخشی دُر
𝑯𝒆𝒛.
میشل ریاست گروه را به عهده گرفت و توانست در سال ۱۱۲۰ هجری قمری یک قرارداد رسمی را بین ایران و فرانسه با شاهسلطانحسین به امضا برساند. طبق این عهدنامه فرانسویها با شرایط خوب و ویژهای با ایران دادوستد میکردند و همهٔ کشیشان آنها در ایران تحت حمایت شاه بودند. یکی از امتیازهایی که در این پیمان به فرانسویها داده شده «کاپیتولاسیون» بود. یعنی اگر هر یک از مردم فرانسه در ایران جرمی را انجام میدادند حکومت ایران حق مجازات آنها را نداشت. گویا فرانسویها با خیال آسوده چنین امتیازی را از شاه درخواست نموده بودند چون هنگامی که در ایروان دستشان به خون چند ایرانی آلوده شده بود، شاه هیچ واکنشی نشان نداد و حتی نگذاشت به آنها ذرهای بیاحترامی شود.
𝑯𝒆𝒛.
فرانسویها از سفر این ایرانی بهرهٔ دیگری هم بردند. محمدرضا بیگ متوجه شد فرانسویها حمام نمیروند، بدن آنها بهشدت بویناک است و اشراف و ثروتمندان آنها برای آنکه از شر این بوی شدید خلاص شوند از عطرهای بسیار تندی استفاده میکنند. ترکیب این عطرها با بوی بدن، گاهی اوقات بوی بسیار زنندهتری را تولید میکرد که بهشدت آزاردهنده بود. محمدرضا بیگ که برای نظافت در این کشور با مشکل روبهرو شده بود، دستور داد به تقلید از حمامهای ایران که دارای خزینههای بزرگ بودند، حمامی را با خزینهای کوچک که فقط خودش در آن جا میشد، بسازند. بعضی از فرانسویها که این ابداع محمدرضا بیگ را میدیدند به تقلید از او این خزینه کوچک را در خانههای خود ساختند، خزینهای که بعدها به «وان حمام» مشهور شد و همهٔ کشورهای اروپایی استفاده از آن را آموختند.
𝑯𝒆𝒛.
در همان روزهایی که عثمانیها با نگرانی، خبر به قدرت رسیدن صفویان را در ایران دنبال میکردند، تلاش پرتغالیها برای یافتن یک راه دریایی به هند به نتیجه رسیده بود. «واسکودوگاما»، دریانورد پرتغالی، در سال ۹۰۲ هجری قمری به هند رسید و «آلبوکرک»، دریانورد دیگری از این کشور، در سال ۹۱۲ هجری قمری، یعنی پنج سال پس از تاجگذاری اسماعیل، به خلیجفارس وارد شد تا جزیرهٔ هرمز را تصرف کند. سرنوشت، سلطهجویی پرتغال و بقیهٔ کشورهای اروپایی را در مشرقزمین به رقابت عثمانیها و سلسلهٔ نوپای صفوی گره زده بود.
Zeinab
پرتغالیها معتقد بودند هر کس سه نقطه از جهان را در اختیار داشته باشد میتواند بر سراسر آسیا، اروپا و شمال آفریقا حکمرانی کند: هرمز در خلیجفارس، تنگهٔ عدن که اقیانوس هند را به دریای سرخ پیوند میدهد و بندر مالاکا در جنوب شرقی آسیا.
Zeinab
جنکینسون از علاقهٔ تجار انگلیسی برای تجارت با ایران صحبت میکرد که شاهتهماسب با یک جمله صحبتهای او را قطع کرد: «ما به دوستی کافران احتیاج نداریم.» و بعد با اشارهٔ دست دستور داد او را از کاخ اخراج کنند.
مدتی طول کشید تا تاجر انگلیسی به مفهوم پاشیدن خاک در پشت سرش پی ببرد. شاه او را «کافر» خطاب کرده بود؛ به همین علت جای پای او، زمین کاخ را نجس میکرد و آن مرد با پاشیدن خاک تلاش میکرد جای پای او را پاک کند.
Zeinab
«تاورنیه»، جهانگرد و تاجر فرانسوی، که چند سال را در ایران به سر برده بود، در خاطراتش مینویسد: در یک جلسه که در دربار تشکیل شده بود به دوازده زبان صحبت میشد؛ لاتینی، فرانسه، هلندی، آلمانی، ایتالیایی، پرتغالی، فارسی، ترکی، عربی، هندی و مالایی (زبان مردم جنوب شرقی آسیا).
دادوستد کالا و رفتوآمد بازرگانان بین ایران و سرزمینهای دیگر به قدری زیاد بود که یکی از کاروانهایی که از هند به ایران آمد از حدود دههزار شتر تشکیل میشد؛ طول این کاروان تقریباً به چهلکیلومتر میرسیده است! در وسط میدان نقشجهان، تجار و فروشندگان، چادرهای فراوانی را برپا میکردند که بسیاری از آنها اجارهای بود؛
Zeinab
جهانگرد دیگری درباره خزانهٔ شاه نوشت: در خزانه ششصد کیسهٔ الماس دیدم. در اینجا قطعات فیروزه را به شکل خرمن روی هم میریزند. میان من و خزانهدار آنقدر فیروزه ریخته بود که ما همدیگر را نمیدیدیم. هر یک از کیسههای چرمی که از طلا پر بودند بین ۲۰ تا ۲۵ کیلو وزن داشتند. بیشتر ظرفها حتی سطل و دیگ، از طلا بودند. حتی میخهای طویله شاه طلایی بودند. آخور اسبها هم از طلای ناب بود! شاه در یک نوع چینی سبز رنگ غذا میخورد که هر قطعه آن پانصد سکهٔ طلا ارزش داشت و میگفتند با تغییر رنگ، سم غذایی را که مسموم شده باشد، مشخص میکند.
Zeinab
چهار سال بعد در سال ۱۰۳۱ هجریقمری، سربازان امامقلیخان و کشتیهای انگلیسی آماده حمله به هرمز بودند. قرار شده بود غنیمتها به شکل مساوی بین دو کشور تقسیم شود، قلعهٔ پرتغالیها در هرمز در اختیار انگلیسیها قرار گیرد، انگلیسیها برای هر کالایی که به هرمز وارد یا از آنجا صادر میکردند عوارض گمرکی پرداخت نکنند؛ نیمی از عوارضی هم که کشورهای دیگر پرداخت میکردند به انگلستان برسد؛ اسیران مسیحی (پرتغالی) باید به انگلیسیها تسلیم میشدند و ایران باید نیمی از هزینهٔ جنگ انگلیسیها را میپرداخت.
همهٔ این امتیازهای سنگین و عجیب به انگلیسیها داده میشد، فقط به این علت که ایران نیروی دریایی نداشت و برای تأسیس آن هم تلاشی نمیکرد.
Zeinab
تجارت ابریشم بزرگترین منبع پول برای خزانهٔ شاه بود و ابریشم ایران به یکی از سه کالای اصلی در تجارت جهانی تبدیل شد. در آن سالها، طلایی که اسپانیاییها از قارهٔ تازه کشفشدهٔ آمریکا به دست میآوردند، ادویهای که پرتغالیها و هلندیها از جنوب شرقی آسیا به اروپا میبردند و ابریشم ایران سه کالای مهم در بازرگانی و اقتصاد دنیا به شمار میرفتند.
Zeinab
محمدرضا بیگ متوجه شد فرانسویها حمام نمیروند، بدن آنها بهشدت بویناک است و اشراف و ثروتمندان آنها برای آنکه از شر این بوی شدید خلاص شوند از عطرهای بسیار تندی استفاده میکنند. ترکیب این عطرها با بوی بدن، گاهی اوقات بوی بسیار زنندهتری را تولید میکرد که بهشدت آزاردهنده بود. محمدرضا بیگ که برای نظافت در این کشور با مشکل روبهرو شده بود، دستور داد به تقلید از حمامهای ایران که دارای خزینههای بزرگ بودند، حمامی را با خزینهای کوچک که فقط خودش در آن جا میشد، بسازند. بعضی از فرانسویها که این ابداع محمدرضا بیگ را میدیدند به تقلید از او این خزینه کوچک را در خانههای خود ساختند، خزینهای که بعدها به «وان حمام» مشهور شد و همهٔ کشورهای اروپایی استفاده از آن را آموختند.
Zeinab
حجم
۲٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۱۲۰ صفحه
حجم
۲٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۱۲۰ صفحه
قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
تومان