
بریدههایی از کتاب گرگ ها با چشم باز می خوابند (جلد دوم)
۴٫۲
(۱۳)
برآورده شد. آدمهای زلزله رئیسی داشتند به نام «ویلیام پن».
پدر پن دریاداری بود که پادشاه انگلستان را به حکومت بازگردانده بود و پادشاه هم در مقابل، پاداشی شانزدههزار لیرهای را به او و
کاربر ۷۳۹۱۱۱۲
فرانسویها که اکتشافات خود را از شمالیترین نقاط آمریکا آغاز کرده بودند و «فرانسهٔ نو» را در کانادا بنیاد گذاشته بودند، به تدریج به سوی جنوب و جنوب غرب پیش میرفتند. فرانسویهایی که به دنبال یافتن سرزمینهای نو در آمریکا بودند بیشتر
کاربر ۷۴۴۴۱۴۹
انگلیسیها توانستند با شکست هلندیها، خلیج دلاوار را تحت سلطه بگیرند. آنها «نئوآمستردام» را هم از هلندیها گرفتند و آن را نیویورک نامیدند. علت نامگذاری هم این بود که پادشاه انگلستان این شهر را در اختیار برادرش دوک یورک گذاشته بود و این منطقه یورک جدید یا نیویورک نام گرفت. مناطق وسیعی هم در شرق آمریکا به نام «مری» همسر پادشاه انگلستان «مریلند» نامیده شد.
کاربر ۷۷۲۳۴۰۳
هلند سرزمین عجیبی بود. مردم این منطقه از اروپا با کمبود زمین مواجه بودند. کشور آنها در سطح پایینتری از دریا قرار داشت و آنها مجبور بودند با ساختن سد و ایجاد کانال، سواحل را خشک کنند.
کمبود زمین باعث شد هلندیها مانند بسیاری از مردم اروپا زمیندار و کشاورز نشوند. گروه بسیاری از آنها تاجر شدند و دریانوردی پیشه کردند. پیشهٔ دریانوردی آنها را به کشتی سازهایی ماهر تبدیل کرده بود.
sajjadquote
فرانسوا نیز به دنبال دریانوردان ایتالیایی میگشت تا از خبرگی و تجربهٔ آنها استفاده کند. خبر تلاشهای فرانسوا به گوش اسپانیاییها رسید و پادشاه اسپانیا فوراً سفیرش را نزد فرانسوا فرستاد تا به او یادآوری کند که پاپ الکساندر ششم، دنیا را بین آنها و پرتغالیها تقسیم کرده بود و فقط آنها میتوانند به اکتشافات مشغول باشند.
کاربر ۵۶۹۹۱۰۰
شرکت هند غربی که سابقهٔ بیشتری داشت شرکت مادر و هند شرقی که پس از آن تأسیس شده بود، شرکت دختر لقب گرفته بود. اما ارزش شرکت دختر بیشتر از شرکت مادر بود چون هندوستان ثروتمندتر از لوئیزیانا به نظر میرسید. به همین علت هرکس خواهان یک سهم از هند شرقی بود باید چهار سهم از هند غربی میخرید. یعنی هرکس چهار مادر داشت، یک دختر به او میدادند.
کاربر ۵۶۹۹۱۰۰
دوپلکس از پیروزی سرمست بود و تصور میکرد این پیروزی نام او را در همهٔ دنیا مشهور ساخته است. اما
کاربر ۷۴۴۴۱۴۹
دریادار بوردونه مشغول ساخت و پاخت با انگلیسیها بود. او یکمیلیون لیره از انگلیسیها رشوه گرفته بود و موافقتنامهای را با آنها امضا کرده بود. طبق این موافقتنامه انگلیسیها در برابر پرداخت پول میتوانستند دژ و دفتر تجاری خود را در مدرس پس بگیرند.
بوردونه پول
کاربر ۷۴۴۴۱۴۹
نخستین حیلهٔ الیزابت باز گذاشتن دست دزدان دریایی انگلستان برای حمله به کشتیهای اسپانیایی بود. انگلیسیها نام این کار را «سوزاندن ریش پادشاه اسپانیا» گذاشته بودند.
در قرن پانزدهم میلادی بیشتر دزدهای دریایی انگلیسی بودند. اما در قرن شانزدهم هنگامی که دزدان انگلیسی به کشتیهای اسپانیایی حمله میکردند، دزدی دریایی در انگلیس عملی «وطنپرستانه» به شمار میرفت. کار به جایی رسید که مرز بین تجارت و دزدی دریایی مشخص نبود. گاهی دزدی دریایی با اجازهٔ حکومت صورت میگرفت: ناخدایی که به کشتیاش دستبرد زده بودند نامهای از حکومت دریافت میکرد که به او اجازه میداد به کشتیهای کشوری که
کاربر ۷۳۹۱۱۱۲
هیچ جنگی را نداشتند، به کشیشها عُشریه (یکدهم از درآمد خود) را پرداخت نمیکردند، نامشان را روی سنگ قبرها حک نمیکردند و لباسهایی متفاوت با بقیهٔ مردم میپوشیدند. ناگفته پیداست که کلیسای انگلستان چقدر از عقاید این گروه، مخصوصاً عدم پرداخت عشریه، عصبانی بود و آنها را مبلغان اندیشههای شیطانی میدانست و آرزو میکرد به نقطهٔ بسیار دوری بروند که صدایشان به گوش هیچ مسیحی دیگری نر
کاربر ۷۳۹۱۱۱۲
نخستین حیلهٔ الیزابت باز گذاشتن دست دزدان دریایی انگلستان برای حمله به کشتیهای اسپانیایی بود. انگلیسیها نام این کار را «سوزاندن ریش پادشاه اسپانیا» گذاشته بودند.
در قرن پانزدهم میلادی بیشتر دزدهای دریایی انگلیسی بودند. اما در قرن شانزدهم هنگامی که دزدان انگلیسی به کشتیهای اسپانیایی حمله میکردند، دزدی دریایی در انگلیس عملی «وطنپرستانه» به شمار میرفت.
sajjadquote
ملکه انگلستان این ثروت افسانهای را از یک دزد تحویل گرفت و لقب «دریاسالار» را به او اعطا کرد. دریک، مرد خشنی که سالها روی اقیانوس سرگردان بود و در جزیرههای دوردست مخفی میشد، اکنون یکی از نزدیکترین افراد به ملکه انگلستان بود. اما ملکه الیزابت با رسیدن به این طلاها به سرمایهای که در انتظارش بود دست یافت. او برای حرکت دادن کشتیهای انگلستان به سمت مشرق و رقابت با تاجران هلندی و فرانسوی در هندوستان به پول احتیاج داشت و اکنون این پول در اختیارش بود.
طلاهایی که دریک دزدیده بود به سرمایه تشکیل «کمپانی هند شرقی» تبدیل شد؛ شرکتی که انگلستان با بهره بردن از آن توانست بر هندوستان مسلط شود و به رقابت با کشورهای اروپایی در نقاط دیگری از مشرق زمین مشغول شود.
sajjadquote
جانشین ملکه الیزابت، جیمز اول بود. او هیئتهای اکتشافی بیشتری را به آمریکا اعزام کرد و به همین علت مناطق تازه کشفشده «جیمزتاون» نام گرفت. انگلیسیها توانستند با شکست هلندیها، خلیج دلاوار را تحت سلطه بگیرند. آنها «نئوآمستردام» را هم از هلندیها گرفتند و آن را نیویورک نامیدند. علت نامگذاری هم این بود که پادشاه انگلستان این شهر را در اختیار برادرش دوک یورک گذاشته بود و این منطقه یورک جدید یا نیویورک نام گرفت. مناطق وسیعی هم در شرق آمریکا به نام «مری» همسر پادشاه انگلستان «مریلند» نامیده شد.
sajjadquote
علاوه بر کواکرها، کلاهبردارها و اراذل و اوباش هم از گروههای بزرگی بودند که از انگلستان عازم آمریکا شدند.
sajjadquote
همهٔ کشورهای مهم اروپا که چشم دیدن اسپانیا را نداشتند به حمایت از پرتغالیها برخاستند. فرانسویها و هلندیها کشتیهایی را برای کمک به آنها اعزام کردند. انگلستان هم آماده شد سربازانی را به رهبری یکی از برجستهترین سردارانش به یاری آنها بفرستد؛ اما به یک شرط: چارلز دوم، پادشاه انگلستان، باید با کاترین براگانزایی دختر ژان ازدواج میکرد. جهیزیهٔ کاترین هم مشخص بود: بندر بمبئی در هندوستان که سالها پیش به تصرف پرتغال درآمده بود، شهر طنجه در مراکش که نزدیکترین نقطه به اروپا در تنگهٔ جبلالطارق بود، پانصدهزار پوند پول نقد و امتیاز تجارت آزاد انگلستان با تمام سرزمینهایی که پرتغال در آمریکا، آسیا و آفریقا صاحب آنها بود.
sajjadquote
فرانسویهایی که به دنبال یافتن سرزمینهای نو در آمریکا بودند بیشتر از سه گروه تشکیل میشدند: شکارچیها که معمولاً دنبال پوست خز بودند، مبلغان مذهبی که تلاش میکردند سرخپوستها را به مسیحیت دعوت کنند و بازرگانانی که توتون، چرم و طلای این مناطق آنها را جذب کرده بود.
sajjadquote
هنگامی که نمایندهای از طرف دولت انگلیس راهی آمریکا شد، یکی از مهاجران که در قارهٔ نوکشاورزی میکرد از او خواست که در ویرجنییا دانشگاهی تأسیس شود چون در اینجا هم افراد باهوش و مستعد بسیارند.
نمایندهٔ دولت از درخواست این مرد به شدت خشمگین شد و فریاد کشید: «افراد باهوش؟ در بین شما؟ این خیلی مسخره است. شما فقط باید توتون بکارید و بس!»
دولت انگلیس مهاجران را برای برداشت هرچه بیشتر از منابع آمریکا به این کشور اعزام کرده بود و اجازه نمیداد آنها فعالیت دیگری جز کار مداوم، کشاورزی و استخراج معادن داشته باشند.
sajjadquote
کوچنشینها محصولات خود مانند توتون، شکر، چوب و قطران را فقط باید به انگلستان صادر میکردند. قیمت این محصولات را هم دولت انگلیس معین میکرد. آنها باید کالاهای خود را فقط با کشتیهای انگلیسی حمل میکردند و خریدهایشان را هم فقط باید از بازارهای انگلیس انجام میدادند.
آنها حق نداشتند هیچ کارخانهای را در زمینهای خود تأسیس کنند؛ مخصوصاً کارخانههایی شبیه کارخانههای پارچهبافی که در انگلستان وجود داشت.
مهاجرنشینها کاملاً به انگلستان وابسته نگه داشته میشدند و کاری جز تولید مواد خام مورد نیاز انگلستان و مصرف محصولات انگلیسی نداشتند.
sajjadquote
قراردادی که در پایان این جنگ امضا شد به معاهدهٔ «اوترخت» مشهور شد. انگلستان طبق این پیمان تنگهٔ جبلالطارق را که اقیانوس اطلس را به دریای مدیترانه وصل میکند از اسپانیا گرفت. انگلیسیها با در اختیار داشتن جبلالطارق توانستند قدرت دریایی خود را بیش از پیش توسعه دهند. این تنگه هنوز هم در تصرف انگلستان است.
sajjadquote
انگلیسیها همچنین اجازه پیدا کردند هر سال یک کشتی تجاری به مستعمرات اسپانیا بفرستند.
حکومت و تاجران انگلیسی توقع زیادی از این کشتی که فقط سالی یک بار در سواحل آمریکا لنگر میانداخت داشتند. کسانی که با این کشتی به آمریکا میرسیدند باید وضعیت معادن، کشاورزی و تجارت این مناطق را خوب بررسی میکردند و این اطلاعات را به دربار و تجار انگلیسی منتقل میکردند؛ آنها در حقیقت جاسوسان انگلیس بودند.
از سویی این کشتی میتوانست دور از چشم اسپانیاییها مقداری طلا از آمریکا خارج کرده و به انگلستان برساند. جاسوسی و حمل و نقل طلا از چشم اسپانیاییها دور میماند؛ اما انگلیسیها به این هم بسنده نکرده به قاچاق بعضی کالاها به داخل قارهٔ جدید میپرداختند.
sajjadquote
انگلستان در پایان قرن هجدهم با پیروزی بر فرانسه و شکست اسپانیا در نخستین دور رقابتهای استعماری، حریفان را به عقب رانده بود.
sajjadquote
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۹۲ صفحه
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۹۲ صفحه
قیمت:
۴۱,۰۰۰
۲۰,۵۰۰۵۰%
تومان