میگویم: «هستیا، میدونی چطوری تونستم توجه پادشاه رو به خودم جلب کنم؟»
سرش را به نشانهٔ مفنی تکان میدهد.
«با خودم بودن. با صحبت کردن درمورد چیزهایی که دوست داشتم درموردشون حرف بزنم و طوری که دلم میخواست رفتار کردن و پوشیدن چیزی که دلم میخواست بپوشم.