جملات زیبای کتاب پشت خط | طاقچه
تصویر جلد کتاب پشت خط

بریده‌هایی از کتاب پشت خط

انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۲.۷از ۱۰ رأی
۲٫۷
(۱۰)
جنگ که پدر مادر نداره، خط و پشتِ خط نمی‌شناسه، گلوله هم که چشم نداره، می‌آد و تِپی می‌خوره به‌ت.
مرضیه
«من که فکر می‌کنم جنگ به دُمبش رسیده، امروز فرداست که تموم بشه.» «اون وقت رو چه حساب؟» «برای جنگیدن باید مردم راضی باشن، راضی‌ان؟» آلمانی سرش را بالا می‌اندازد و می‌گوید «نُچ. اما جنگ شروع که بشه تموم‌شدنی نیست، فقط شاید شکلش عوض بشه.»
مرضیه
«ما فقط هم رو داریم.» می‌پرسم «پس چرا هربار این‌طور هم رو آش‌ولاش می‌کنین؟» مثل آدمی عجیب‌وغریب نگاهم می‌کنند که چیزی حالی‌اش نیست. «چون فقط هم رو داریم دیگه.»
مرضیه
به هر طرف نگاه کنی ماجرای جنگ و دل‌دادگی است
مرضیه
برای دخترها و زن‌ها حجله نمی‌گذارند. فرقی ندارد پیر باشند یا جوان. طلاخانم چهارتا بچه داشت. میان‌سال بود. سوسن تازه دانشگاهش را تمام کرده بود. پرستار بود، خوش‌قدوبالا، با موهای مجعد و صورتی استخوانی.
مرضیه
«برای سلامتی اسیرهامون، مفقودهامون، جانبازهامون، سربازهامون، بسیجی‌هامون، صلوات.»
مرضیه
جای باباعلی خالی است. بالاخره خسته شد و بعد از صد و هفده سال مُرد. خودش می‌گفت «من خیال مُردن ندارم تا وقتی خسته بشم.» می‌گفت «فقط دوتا حسرت دارم: یکی این‌که پسر ندارم، یکی هم این‌که تو انقلاب دست نداشتم. آدم باید تو چیزهایی که همه‌جا ازش حرف می‌زنن دست داشته باشه اما حیف که دیر شد و جون تو تنم نداشتم.
مرضیه
زن‌ها به هم نگاه می‌کنند. با نگاه حرف می‌زنند.
مرضیه

حجم

۳۲۰٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۳۷۸ صفحه

حجم

۳۲۰٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۳۷۸ صفحه

قیمت:
۲۱۲,۰۰۰
۱۰۶,۰۰۰
۵۰%
تومان