از جمعآوری کمک و ارسال برای مردم خشکسالیزدهی سیستان تا کمک به زلزلهزدههای جنوب خراسان؛ از اسکان بیش از دو هزار نفر ایرانی راندهشده از عراق تا کمک مالی به شیعیان و سادات نخاولهی عربستان؛ از احداث درمانگاه در مشهد و گرگان و دهلران و آران کاشان تا عیادت از بیماران و رفتن به ملاقات زندانیان؛ از ساخت و مرمت و تجدید بنای چندین مسجد و حوزهی علمیه تا ساخت حمام برای مردم ایلام و ساوه و مهران و دهلران؛ از تشکیل کلاسهای آموزش اصول عقاید برای جوانان دبیرستانی و دانشگاهی تا راهاندازی هیئت و مجلس دعا؛ از کمک به خانوادههای بیبضاعت و بدون سرپرست و خرید و ارسال کفش و لباس و برنج و روغن و حبوبات و خاکه ذغال برای فصل سرماشان تا لولهکشی یکی از محلات فقیرنشین جنوب تهران؛ هرجا نیازمندی بود، سروکلهی کافی هم پیدا میشد.
خودش یکتنه هم کمیتهی امداد بود، هم بهزیستی، هم هلال احمر و هم حتی بسیج و جهاد سازندگی و ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر. وقتی هنوز هیچکدامِ این نهادها تأسیس نشده بودند.