جملات زیبا از متن کتاب رنج های ورتر جوان | طاقچه
تصویر جلد کتاب رنج های ورتر جوان
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب رنج های ورتر جوان

۳.۸(از ۳۶ امتیاز)
نوع کتاب

۹۰,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۴۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

من بارها مست کرده‌ام، احساس عشق، مرا نیز به وادی دیوانگی کشانده است و از هر دو این کارها هیچ شرم نمی‌کنم، زیرا به سهم خویش آموخته و دریافته‌ام تمام انسان‌های خارق العاده‌ای که کاری بزرگ و به ظاهر ناممکن را به انجام رسانده‌اند، از مرز مستی و دیوانگی گذشته‌اند.
naarvan.bookworm
۲۰
کژفهمی‌ها و سستی‌ها شاید بیش از نیرنگ‌ها و خباثت‌ها، سبب گمراهی در جهان می‌شود
SARA
۱۴
بدیهی است که مردن آسان‌تر از تحمل زندگی پررنج است.»
naarvan.bookworm
۱۳
دل خویش را تمسخر می‌کنم، ولی به میل آن عمل خواهم کرد.
ت ت
۱۰
هر بار که خورشید در سحرگاهان طلوع می‌کند و وعده روزی نیک را می‌دهد، هرگز از یاد نمی‌برم که با صدای بلند بگویم: باز هم موهبتی الهی نصیب شما شد تا دگرباره آن را هدر دهید.
ویماند
۸
آنچه من می‌دانم، هر کسی ممکن است بداند، ولی دل من تنها از آنِ خود من است.
(:Ne´gar:)
۸
«ما انسان‌ها اغلب از کوتاهی عمر شِکوه و شکایت می‌کنیم و می‌گوییم روزهای خوش زندگی اندک و تلخ‌کامی‌ها بسیار است. این کار به نظر من نادرست می‌آید. اگر پیوسته گشاده‌دل و پذیرای نعمت‌هایی بودیم که پروردگار به ما ارزانی کرده است، نیروی کافی برای تحمل پلیدی‌ها را، اگر پیش می‌آمد، داشتیم.»
یك رهگذر
۷
دریافتم که کژفهمی‌ها و سستی‌ها شاید بیش از نیرنگ‌ها و خباثت‌ها، سبب گمراهی در جهان می‌شود.
کاربر ۲۷۹۷۴۰
۶
ای نیکوترین یار، تردید نیست که حق با توست و انسان‌ها رنج کمتری می‌بردند اگر ـ دلیل این رفتار را خدا می‌داند ـ با این همه جدیت ذهن خویش را به‌نابخردی‌های گذشته نمی‌آلودند و بیشتر به‌لحظه بی‌تفاوت اکنون عنایت می‌کردند.
naarvan.bookworm
۵
خوب، دوست عزیز، اجازه بده این موضوع را از نظر عقلی بررسی کنیم. انسان را با محدودیت‌هایش ببین که عوامل بیرونی بر او تحمیل می‌کنند، اندیشه‌هایش را تثبیت می‌کنند و سر آخر اندک اندک تمام آرامش ذهنی او را بر هم می‌زنند و نابودش می‌کنند.
naarvan.bookworm
۵
دوستانت به تو احترام می‌گذارند! اغلب اسباب شادکامی‌آنان را فراهم می‌کنی و در دل فکر می‌کنی که زندگی بدون آنان امکان ندارد و با این حال هر زمان که بروی، هر زمان که از این محفل دوستانه جدا شوی، چه خواهد شد؟ آه، تا کی جای خالی تو را حس خواهند کرد و این جای خالی چه تأثیری بر سرنوشت آنان دارد؟ آه، انسان چنان موجودی فانی است که حتی در جایی که به هستی خود اطمینان دارد و تأثیر حقیقی وجود خویش را در تفکر و در ژرفای عشق‌هایش حس می‌کند، درمی‌یابد چندان نخواهد پایید که او نیز ناگزیر خاموش و از نظرها پنهان خواهد شد.
(:Ne´gar:)
۵
از زمانی که او مرا دوست می‌دارد، وجود خودم را بسیار عزیز می‌دانم!
Merida ♪
۴
همه کار جهان بیهوده است و هر انسانی که به خاطر دیگران و بدون عشق و علاقه و نیاز، برای کسب پول یا شهرت تن به کاری دهد، ابلهی بیش نیست.
Merida ♪
۴
کیست که بتواند تمام نام‌ها را به‌خاطر بسپارد؟
naarvan.bookworm
۳
اگر می‌پرسی که مردم اینجا چگونه‌اند، ناگزیر پاسخ خواهم داد: مثل مردم همه جا! نوع بشر همه جا یکسان است. بسیاری بیشتر عمر خود را کار می‌کنند تا زنده بمانند و همان اندک مجالی که از کار فراغت می‌یابند، چنان برای آنان هراس‌انگیز است که می‌خواهند به‌هر بهایی از آن بگریزند. آه، این تقدیر بشر است!
ویماند
۳
تنها طبیعت است که غنایی بی‌پایان دارد و هنرمند بزرگ را پدید می‌آورد.
ویماند
۳
از زمانی که او مرا دوست می‌دارد، وجود خودم را بسیار عزیز می‌دانم!
ت ت
۳
عشق و وفاداری، این زیباترین احساس‌های انسانی، بدل به خشونت و جنایت شده بود.
ت ت
۳
صد بار به جایی رسیده‌ام که خواسته‌ام او را در آغوش کشم! خدا شاهد است که هر کس چیزی زیبا را پیش روی خویش ببیند و اجازه لمس آن را نداشته باشد، چه حال و روزی دارد و این دست زدن طبیعی‌ترین غریزه انسان است. آیا کودکان به هر چه توجه آن‌ها را جلب کند، دست نمی‌زنند؟ و من؟
یك رهگذر
۳
عجیب است که در این جهان برخی سخن یکدیگر را نمی‌فهمند.
H_82
۳
«ما باید با کودکان همان رفتاری را کنیم که پرودگار در حق ما روا می‌دارد، زیرا پروردگار نیز ما را غرق در رویاهای شیرین به هر سو می‌کشاند و در این نیک‌بختی وامی‌نهد.»
(:Ne´gar:)
۳
تمام دنیا بدون عشق هیچ نخواهد بود! درست به فانوسی خیالی می‌ماند که نوری در آن نیست!
Merida ♪
۳
دریافته‌ام تمام انسان‌های خارق العاده‌ای که کاری بزرگ و به ظاهر ناممکن را به انجام رسانده‌اند، از مرز مستی و دیوانگی گذشته‌اند.
Merida ♪
۳
همه انسان‌ها امید واهی به امری می‌بندند و انتظاری بیهوده را در سر می‌پرورند.
Merida ♪
۳
آری، من آواره‌ای، زایری در این جهانم! آیا شما بیش از این هستید؟
دختری در جهان موازی
۳
می‌گفت چرا چنین پرسوز و گداز به هر موضوعی می‌اندیشم و با این کار بی‌تردید خویشتن را نابود خواهم کرد! باید مراقب خود می‌بودم! آه، ای فرشته! به خاطر تو هم که شده، باید زنده بمانم!
hiro
۲
دیگر نمی‌خواهم کسی مرا ارشاد کند، دل مرا شاد گرداند و شوری در وجودم برانگیزد
naarvan.bookworm
۲
منظورم این است که مردم طبقات بالا پیوسته از عوام فاصله‌ای بسیار می‌گیرند و می‌اندیشند که دوستی با عوام از ارج آنان خواهد کاست
naarvan.bookworm
۲
ای یار مهربان، چنان احساس نیک‌بختی می‌کنم و غرق در این حس آرامش‌بخش زندگی شده‌ام که کارهای هنری را به فراموشی سپرده‌ام. دیگر نمی‌توانم طراحی کنم، حتی خطی بکشم و هرگز به‌اندازه این لحظه‌ها احساس نکرده‌ام که نقاشی بزرگ هستم
naarvan.bookworm
۲
می‌گویی مادرم دوست دارد که من شغلی داشته باشم و فعالیتی کنم. این گفته مرا به خنده می‌اندازد. آیا اکنون نیز کاری نمی‌کنم؟ آیا فرقی هم می‌کند که من سرگرم این گونه کارهای مسخره شوم؟ همه کار جهان بیهوده است و هر انسانی که به خاطر دیگران و بدون عشق و علاقه و نیاز، برای کسب پول یا شهرت تن به کاری دهد، ابلهی بیش نیست.
ویماند
۲