جملات زیبای کتاب رومئو و ژولیت | طاقچه
تصویر جلد کتاب رومئو و ژولیت

بریده‌هایی از کتاب رومئو و ژولیت

انتشارات:نشر ثالث
امتیاز
۲.۹از ۳۸ رأی
۲٫۹
(۳۸)
من خویش را گم کرده‌ام! این‌جا نیستم.
Clem⋆。𖦹
عشق دودی است برآمده از دَمهٔ آه‌ها، تقطیرِ آتش است، در تلألوِ چشمانِ عاشقان، مرارتِ دریاست، غنی‌شده از اشک عاشقان، دیگر چه؟ ــ جنونِ حزم‌اندیش شوکرانِ مهلک، شهدِ حیات‌بخش.
samira.khoshbakht
ببخشید، آیا خواندن می‌دانید؟ رومئو: آری، تقدیرم را در شوربختی خویش می‌خوانم.
Half-blood Princess
رومئو: نداشتنِ آنچه که داشتنش ساعات را کوتاه می‌سازد. بن ولیو: عشق؟
artemis
که جان انسان را بدترین زهر است،
artemis
که در نهایتِ شوریدگی، دیدار دیگران را، بیش‌تر گریزانی، و بر آنی تا با جانِ خستهٔ خویش، بیش بمانی؛
سآر
آیا عشق چیزِ نازک‌آرایی‌ست؟ او سخت خشن، سخت گستاخ، سخت بی‌آرام، و به سانِ خارْ خلنده است.
Half-blood Princess
آه، به ماه سوگند یاد مکن، ماهِ ناپایدار هر ماهه بر مدارِ خویش تغییر می‌کند، مباد که عشق تو بر آن قرارْ دگرگونگی به خود گیرد!
Half-blood Princess
بن ولیو: او بود. چه اندُهی ساعاتِ رومئو را چنین طولانی ساخته است؟ رومئو: نداشتنِ آنچه که داشتنش ساعات را کوتاه می‌سازد. بن ولیو: عشق؟
ریحانه
رومئو: آه، ای پاکدل! بر چه می‌گریی؟ بن ولیو: بر مصیبتِ قلبِ نیک تو! رومئو: چرا، بیدادِ عشق چنین است!
ریحانه
دریغا عشق! چه آرام در منظر، چه غدّار و درشتناک در تجربت!
Half-blood Princess
عشق دودی است برآمده از دَمهٔ آه‌ها، تقطیرِ آتش است، در تلألوِ چشمانِ عاشقان، مرارتِ دریاست، غنی‌شده از اشک عاشقان، دیگر چه؟ ــ جنونِ حزم‌اندیش شوکرانِ مهلک، شهدِ حیات‌بخش.
goleaftabgardan
کسی که کور می‌گردد، گنجینهٔ گرانبهای نورِ گمشدهٔ چشم‌هایش را، از خاطر نمی‌تواند برد.
goleaftabgardan
اینک گناهم از لب‌هام، با لبانت، زدوده شد [یکسر]. ژولیت: لیکن لبان من آلوده با گناهی شد، برگرفته از لب‌هات. رومئو: گناه از لبانِ من؟ آه، به شیرینی خطایی رفته است! گناهم را به من دوباره بازگردان. (او را می‌بوسد.)
ریحانه