جملات زیبای کتاب تربیت احساسات | طاقچه
تصویر جلد کتاب تربیت احساسات

کتاب تربیت احساسات

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۲۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
گوستاو فلوبر، مهدی سحابی
انتشارات: 
نشر مرکز
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Sophie
۳۲۱
هیچ چیز خفت‌آورتر از این نیست که ببینی ابلهی در آنچه تو شکست خورده‌ای موفق شده است.
Sophie
۱۵
با این چنین دلبستگی به تجمل خاستگاه فقیرانه‌اش را برملا می‌کرد.
Sophie
۹
او را بی هیچ نیتّی، بی هیچ امید عوضی، مطلق دوست می‌داشت؛
Maryam
۹
حس می‌کرد که چیزی جبران نکردنی پیش آمده و عشق بزرگش از دست رفته است. و آن یکی آنجا کنارش بود، عشق شادمانه آسان! امّا خسته شده، آکنده از خواست‌هایی در تضاد با هم بود، حتی دیگر نمی‌دانست دلش چه می‌خواهد، غمی بی‌حدواندازه حس می‌کرد، دلش می‌خواست بمیرد.
بانو
۴
اگر زنی دوستم داشت شاید کاری از دستم برمی‌آمد... چرا می‌خندی؟ عشق خوراک و هوای نبوغ است.
maryam77
۲
با نزدیکانه‌ترین رازگویی‌ها همیشه محدودیت‌هایی است که از شرم بیجا، یا ظرافت، یا ترحم است. نزد دیگری یا خودت به ورطه‌هایی، منجلاب‌هایی بر می‌خوری که از پیش رفتن بازت می‌دارند؛ گو این‌که این را هم می‌دانی که اگر پیش بروی آن یکی درکت نمی‌کند؛ بیان دقیق آنچه بخواهی دشوار است و از همین روست که بندرت می‌توان با کسی بکمال یکی شد.
zohre nazari
۲
از هر چیزی تعجب می‌کرد، کوچک‌ترین شوخی به خنده‌اش می‌انداخت، و ساده‌لوحی‌اش چنان کامل بود که فردریک اول پنداشت که لودگی می‌کند امّا سرانجام فهمید که براستی احمق است.
Elina Asg
۱
مردم دیگر از این همه قانون اساسی و منشور و این ظریف‌کاری‌ها و دروغ‌ها بتنگ آمده‌اند... اَه، اگر یک روزنامه‌ای، تریبونی داشتم این وضع را به هم می‌ریختم.