
بریدههایی از کتاب بر دیوار کافه
۴٫۰
(۶)
یادگاری اول روی دیوار کافه با یک ماژیک قرمز نوشته شده بود:
چهره تو را چه زمان فراموش خواهم کرد.
الی^_^
یادگاری دوم روی دیوار کافه با زغال نوشته شده بود:
نمیدانم چرا مرا از تئاتر اخراج کردند من که تماشاچی فراوانی داشتم. به خاطر من هر شب سالن تئاتر از جمعیت پُر بود.
الی^_^
من هراس دارم روزی از خواب بیدار شوم ببینم دریا در جایش نباشد.
سایه
من متعلق به هیچ سرزمینی نیستم.
سپیـ 👒 ـدار
من میخواهم در باران بمیرم.
سپیـ 👒 ـدار
بیا نقاشی را شروع کن پیکاسو به همه جرئت نقاشی کردن داده است آن وقت است که گردش خون را در رگهایت میبینی.
سپیـ 👒 ـدار
یادگاری سوم روی دیوار کافه با مداد شمعی نوشته شده بود:
فردا صبح باید به بیمارستان بروم تا مرگم را یک روز به تأخیر بیندازم.
الی^_^
رؤیاهایم بیدغدغه مانده بود، اما در کمین عمر من نشسته بودند.
سپیـ 👒 ـدار
من و تو باید در حاشیه ابرها زندگی کنیم. بیدغدغه در پناه و لطف باران و برف و شاخههای شکسته گل سرخ در باد.
سپیـ 👒 ـدار
دختر میوه رسیدهای بود که از درخت سقوط کرد.
سپیـ 👒 ـدار
چهرهای مهربان داشت. هنوز زندگی بر چهرهاش مسلط نشده بود.
سپیـ 👒 ـدار
پشت این درهای بسته چه زندگیهایی در حال سقوط، انفجار، و متلاشی شدن هستند. من نمیدانم در پشت این درهای بسته آفتاب میتابد یا همیشه در این آپارتمانها شب است
ماهی کوچولو
خودم را در لابلای پردهها پیچیدم. خیال میکردم به شکم مادرم بازگشتهام.
سپیـ 👒 ـدار
من با شاگردانم همه شیشههای کلاس را شکستیم.
سپیـ 👒 ـدار
کم حرف میزد، بیشتر در سکوت و بهت بود. طعم همه تلخیها را با سن کمش چشیده بود.
سپیـ 👒 ـدار
من هر شب در یک خانه مخروبه قدیمی به جا مانده از جنگ جهانی دوم در حومه پاریس میخوابم اما خوابهای خوش میبینم.
سپیـ 👒 ـدار
به دنبالش رفتم از دو سه خیابان، از دو سه کوچه گذشتم در تاریکی داخل یک ساختمان شد در را به سرعت بست. کوچه تاریک بود.
سپیـ 👒 ـدار
من همیشه اعتقاد داشتم همه ما باید سقوط کنیم تا جهان آزادانه به زندگیش ادامه بدهد.
سپیـ 👒 ـدار
دکترهای امراض روانی میخواهند با خواندن سه چهار مقاله از فرویدو یونگ بیماران بختبرگشته را شفا بدهند. وقتی از درمان عاجز شدند بیمار را شوک الکتریکی میدهند. تاکنون کسی قادر نبوده است به لایههای پیچ در پیچ روحیِ آدمی نفوذ کند شاید شاعران و نقاشان و موسیقیدانان به لایههای پنهان روحی آدمی وارد شوند. سینماگران هم مثل دکترهای امراض روانی عاجز هستند.
کاربر ۱۰۵۰۱۴۶۵
حجم
۱۴۰٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۱۹۶ صفحه
حجم
۱۴۰٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۱۹۶ صفحه
قیمت:
۹۸,۰۰۰
تومان