به آسمان رنگباخته و سبزفام مینگری که گویی بذر بیکرانی از ستاره بر آن پاشیدهاند و در آن نه پارهابری به چشم میآید و نه لکهای. حال درمییابی که چرا هوای گرم چنین بیجنبش مانده و چرا طبیعت نفس در سینه حبس کرده است و از جنبیدن خویش بیم دارد. آری، دریغش میآید که حتی لحظهای از زندگی را از دست بدهد.