جملات زیبای کتاب بیابان | طاقچه
تصویر جلد کتاب بیابان

بریده‌هایی از کتاب بیابان

نویسنده:آنتوان چخوف
انتشارات:نشر ماهی
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۱از ۳۷ رأی
۳٫۱
(۳۷)
اگر از مذهبت خوشت نمی‌آید، عوضش کن. مسخره کردن دین گناه است. کسی که از دین و ایمانش با تمسخر حرف بزند پست‌ترین آدم‌هاست.»
re8za8
همین که به زمین سفت می‌خورند یاد باباجان می‌افتند، اما وقتی کارها روبه‌راه است، کاری به باباجان ندارند.
کاربر ۴۵۰۱۴۴۴
وقتی دیرزمانی به آسمان ژرف خیره می‌شوی و چشم از آن برنمی‌داری، افکار و روحت به دلیلی نامعلوم درهم می‌آمیزند و آن‌گاه به تنهایی خود پی می‌بری.
re8za8
روس‌ها دوست دارند از گذشته یاد کنند، اما از زندگی‌کردن بیزارند.
Ati
کاسب‌های آن دوران چقدر نازنین بودند و چه ماهی‌هایی پیدا می‌شد و همه‌چیز چقدر ارزان بود. اما حالا راه‌ها کوتاه شده‌اند، کاسب‌ها ناخن‌خشک، مردم بی‌چیزتر و آرد و نان هم گران‌تر. همه‌چیز آن‌قدر کوچک شده که حد ندارد، انگار همه‌چیز آب رفته است.
سیدآرمین عقیلی
«جوهر چیست؟ جوهر چیزی است که قائم‌بذات باشد و برای وقوع خود محتاج به غیر نباشد.» بعد سری تکان داد و مهربانانه خنده‌ای کرد و گفت: «این‌ها همه غذای روح است. درحقیقت، خوراک غذای جسم است و این‌ها غذای روح.»
zahrabook
از زنگ صدا و لحن خندهٔ برخی از آدم‌ها می‌توان درباب میزان دقیق هوش و ذکاوتشان قضاوت کرد.
سیدآرمین عقیلی
«تحصیل برای بعضی‌ها فایده دارد. اما بعضی‌های دیگر اگر دنبال علم بروند، فقط کله‌شان عیب می‌کند.
محمد
به خدا قسم که خدا از کسی طلبی ندارد.
وهم
صورتش خندان و پُرچین بود، چنان‌که گویی کسی قلقلکش می‌دهد و دلش می‌خواهد بخندد، اما رنج هم می‌کشد.
سیدآرمین عقیلی
اما هرچه کرد، نتوانست خود را در تابوت تاریک مجسم کند، مرده و دور از خانه و وانهاده و ناتوان. نمی‌توانست امکان مرگ را برای خود بپذیرد و احساس می‌کرد که هرگز نخواهد مرد.
سیدآرمین عقیلی
«چه کارها می‌کنم؟» شانه‌ای بالا انداخت و ادامه داد: «همان کارهایی که همه می‌کنند. خودتان که می‌بینید، نوکری. من نوکر برادرم هستم و برادرم هم نوکر مسافرهاست. مسافرها هم نوکر وارلامُف هستند. اگر من ده میلیون پول داشتم، وارلامُف هم نوکر من می‌شد.»
ایران آزاد
علم روشنی است و جهالت تاریکی. این عین حقیقت است.
وهم
تحصیل برای بعضی‌ها فایده دارد. اما بعضی‌های دیگر اگر دنبال علم بروند، فقط کله‌شان عیب می‌کند.
وهم
خداوند عالم به بعضی‌ها یک کله داده و به بعضی‌ها دوتا... به بعضی‌ها هم سه‌تا... واقع می‌گویم. یکی همین کله‌ای است که از موقع به‌دنیاآمدن روی تنهٔ آدم است. دومی را آدم با درس‌خواندن پیدا می‌کند و سومی هم با یک زندگی راست و درست به دست می‌آید.
سیدآرمین عقیلی
مار بی‌زهر را نباید کشت. واقع می‌گویم... نباید کشت. افعی که نیست. ظاهرش به مار می‌ماند، اما حیوان بی‌آزار و بی‌گناهی است
سیدآرمین عقیلی
مردم چرا زن می‌گیرند؟ زن‌ها در این دنیا به چه کار می‌آیند؟ یگوروشکا سؤال‌های مبهمی از خود می‌کرد.
سیدآرمین عقیلی
تا می‌توانی درس بخوان... البته آسان نیست... این روزها تحصیل‌کردن خرج دارد و گران تمام می‌شود...
سیدآرمین عقیلی
بعضی‌ها هستند که بیست سال درس می‌خوانند، اما بعد صدتا چاقو درست می‌کنند که یکی‌شان هم دسته ندارد.
Dot
پدر خدابیامرزم برای هرکداممان شش هزار روبل ارث گذاشت. من این مسافرخانه را خریدم، زن گرفتم و حالا بچه هم دارم. اما او پول‌هایش را توی تنور سوزاند. صد حیف! صدهزار حیف! آخر چرا پول‌ها را می‌سوزانی؟ نمی‌خواهی‌اش؟ بده به من. چرا می‌سوزانی؟»
کاربر ۴۸۴۲۵۹۰
یعقوب هم وقتی بچه‌هایش کوچک بودند اشک می‌ریخت و وقتی بزرگ شدند خون گریه می‌کرد.
سیدآرمین عقیلی
به آسمان رنگ‌باخته و سبزفام می‌نگری که گویی بذر بی‌کرانی از ستاره بر آن پاشیده‌اند و در آن نه پاره‌ابری به چشم می‌آید و نه لکه‌ای. حال درمی‌یابی که چرا هوای گرم چنین بی‌جنبش مانده و چرا طبیعت نفس در سینه حبس کرده است و از جنبیدن خویش بیم دارد. آری، دریغش می‌آید که حتی لحظه‌ای از زندگی را از دست بدهد.
سیدآرمین عقیلی
گوش‌های سرخش مثل دو برگ باباآدم از دوسوی کله‌اش بیرون زده بود و چنین می‌نمود که حتی خود گوش‌ها هم احساس می‌کنند سر جای خود نیستند.
سیدآرمین عقیلی
تشخص از سراپایش می‌بارید، از یقهٔ آهاری شق ورقش، از چانهٔ کبودش، از سرِ اندکی طاس و نیز از عصایی که در دست داشت. عضلات گردنش از فرط نخوت منقبض شده و چانه‌اش را چنان سفت وسخت بالا نگه داشته بود که گویی هرلحظه امکان داشت سرش از جا کنده شود و در هوا به پرواز درآید.
سیدآرمین عقیلی
این مرد خود قیمت معین می‌کرد و دنبال هیچ‌کس نمی‌دوید و به هیچ‌کس وابستگی نداشت. هرقدر هم که سیما و سروظاهرش عادی می‌نمود، در همه‌چیزش، حتی در تازیانه‌به‌دست‌گرفتنش، اطمینان به قدرت خویش و عادت به چیرگی بر صحرا محسوس بود.
سیدآرمین عقیلی

حجم

۱۱۹٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۶۸ صفحه

حجم

۱۱۹٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۶۸ صفحه

قیمت:
۸۰,۰۰۰
تومان