جملات زیبای کتاب لکنت | طاقچه
تصویر جلد کتاب لکنت

بریده‌هایی از کتاب لکنت

نویسنده:پوریا عالمی
انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۲.۹از ۸ رأی
۲٫۹
(۸)
و بحران نوشیدن چای بی‌تو در این خانه مهم‌ترین بحران خاورمیانه است و این احمق‌ها هنوز سر نفت می‌جنگند
نیــک
نخستین راه را مردی ساخت که راهی برایش نمانده بود از جایی که نمی‌توانست بماند به جایی که نمی‌دانست کجاست راه‌ها جایگزین غرق شدن آدم‌ها هستند در دریاچه‌ها در خودشان وقتی غمگین شده‌اند و به پایان راه رسیده‌اند
نیــک
ببوسمت؟ چنان که لبهٔ تیغ بوسه بر شاهرگ می‌زند
Hani
شباهت انکارناپذیری با دریاچهٔ ارومیه دارم و وقتی  از دریاچهٔ ارومیه حرف می‌زنیم می‌دانیم چیزی از دست رفته است
اسماء
از تو می‌بُرم و می‌گویم عین خیالم نیست همچون مردی که پایش را بُریده‌اند و هربار جای خالی پایش می‌خارد کلافه می‌شود و خیالات برش می‌دارد و گریه‌اش می‌گیرد
.ً..
شهر آبستن رنج است ماماچه دست فرومی‌کند در رَحِم خانه دستم را می‌گیرد و مثل هر روز من را مُرده به دنیا می‌آورد
کاربر ۷۶۳۷۸۶۹
گاهی غم در لبی است که می‌خنداند
.ً..
نخستین راه را مردی ساخت که راهی برایش نمانده بود از جایی که نمی‌توانست بماند به جایی که نمی‌دانست کجاست راه‌ها جایگزین غرق شدن آدم‌ها هستند در دریاچه‌ها در خودشان وقتی غمگین شده‌اند و به پایان راه رسیده‌اند
Mina.
به پای تو نمی‌نشینم به پای تو نمی‌سوزم کبریت می‌کشم و بازی را تمام می‌کنم
Mina.
مرگ پیش از رسیدنش ما را می‌کُشد
Hani
مشتی را که برای اعتراض گره کرده بودم برای تو باز می‌کنم و انقلابی از هم می‌پاشد
Hani
تار موی تو بر کُت من و تاری از موهایت در پیراهنم  پروانه‌ای کوچکم افتاده در دام تاری که برایش تنیده‌ای
کاربر ۷۶۳۷۸۶۹
ترکش کوچکِ باقی‌مانده از جنگی بزرگ ذره‌ذره به قلبم نزدیک می‌شود خاطره‌ای کوچک از عشقی بزرگ ذره‌ذره به مغزم…
کاربر ۷۶۳۷۸۶۹
ببوسمت و چه‌طور فراموشت کنم همچون مرگ که از تو به‌راحتی گذشته است شبْ شباشبِ شب
Nima Alikhaani
مشتی را که برای اعتراض گره کرده بودم برای تو باز می‌کنم و انقلابی از هم می‌پاشد
ایران
مشتی را که برای اعتراض گره کرده بودم برای تو باز می‌کنم و انقلابی از هم می‌پاشد
Mina.
شهر آبستن رنج است ماماچه دست فرومی‌کند در رَحِم خانه دستم را می‌گیرد و مثل هر روز من را مُرده به دنیا می‌آورد
پاییز بانو
مشتی را که برای اعتراض گره کرده بودم برای تو باز می‌کنم و انقلابی از هم می‌پاشد
پاییز بانو
نسبت تو با من نسبت بهار و درخت سال‌خورده است یک‌بار دستی به سرم می‌کشی من صدبار می‌شکفم
پاییز بانو
آخرین باغچهٔ بازمانده از تهران قدیمم مادرم بهار وقتی می‌آید گل از گلم می‌شکفد
پاییز بانو
در آغوشت می‌گیرم این یک عملیات انتحاری است
پاییز بانو
امن‌ترین جای دنیا کنج تخت توست باید به خنده‌های تو مهاجرت کنم شهر من را بغض برداشته و من شنا بلد نیستم
پاییز بانو
شباهت انکارناپذیری با دریاچهٔ ارومیه دارم و وقتی  از دریاچهٔ ارومیه حرف می‌زنیم می‌دانیم چیزی از دست رفته است
Sadraw
آسمان شلوار جین خدایان بود زمین جاسوییچی کوچکی که به حلقهٔ کمربندش انداخته
Hani
کسی معنای آغوش و بازی و دوستت دارم را در لغت‌نامه مخدوش کرده است که همه‌چیز در این سرزمین شعله‌ور می‌شود از چشمِ این روزها خون می‌چکد
Hani
شهر آبستن رنج است ماماچه دست فرومی‌کند در رَحِم خانه دستم را می‌گیرد و مثل هر روز من را مُرده به دنیا می‌آورد
نیــک
به آغوشت می‌کشند تا منهدمت کنند
.ً..
جنگ اگر رحم داشته باشد یکی از ما را در خودش می‌کشد ترس از بی‌مرگی جنگ است
.ً..
و بحران نوشیدن چای بی‌تو در این خانه مهم‌ترین بحران خاورمیانه است و این احمق‌ها هنوز سر نفت می‌جنگند
.ً..
تو را به جنگل‌های گلستان، تو را به زاینده‌رود، تو را به کارون، تو را به دریاچهٔ ارومیه، تو را به چهارراه ولیعصر، تو را به هوای تهران تشبیه کردم  جنگل‌ها، رودها، دریاچه‌ها و تهران از میان رفت
ایران

حجم

۳۴٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۷۹ صفحه

حجم

۳۴٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۷۹ صفحه

قیمت:
۵۳,۰۰۰
۲۶,۵۰۰
۵۰%
تومان