نویسندهٔ ضعیف بیآنکه بداند ریاکار و نادرست است، و نویسندهٔ خوب نادرست و ریاکار میشود چون نمیداند در مورد چه باید صادق باشد.
Mahtab
سعی میکنند صداقت داشته باشند، اما صداقت برای خود هنری است.
Mahtab
من نمیدانم والاترین سطح دستاوردهای ادبی کدام است، آیسخلوس و شکسپیر هم نمیدانستند، و خانم سیرز هم نمیداند. اگر همهٔ نکات و عناصر را یکسان و برابر فرض کنیم که غیرممکن است، باید گفت که مضمون قویتر نثر و زبان قویتر میزاید
zohre
هیچکس نمیتواند در خیابانی تاریک قدم بزند چون ما فقط از نظم و قانون حرف میزنیم اما برای اجرای آنها تلاش نمیکنیم
parsa bahrami
در اینجا قصد هم ندارم که بگویم این گونه داستان شکلی حیاتی و مهم از هنر است. هنر اشکال حیاتی و مهم ندارد، فقط هنر هست، و چه کم.
Mahtab
در مورد «ادبیات سرگرمکننده» و «ادبیات دروننگر» هم باید بگویم که اینها عبارات خاص منتقدان است که طوری از واژگان انتزاعی استفاده میکنند که گویی معنایی مطلق دارند
Mahtab
من نمیدانم والاترین سطح دستاوردهای ادبی کدام است، آیسخلوس و شکسپیر هم نمیدانستند، و خانم سیرز هم نمیداند. اگر همهٔ نکات و عناصر را یکسان و برابر فرض کنیم که غیرممکن است، باید گفت که مضمون قویتر نثر و زبان قویتر میزاید
Mahtab
هرچه که با شور و حیات نوشته شود نشان از آن شور و حیات پیدا میکند: به بیان دیگر، موضوع ملالآور در کار نیست، فقط ذهن و زبان ملالآور هست. همهٔ آنها که میخوانند و مطالعه میکنند از چیزی به درون چیزی دیگر میگریزند که در ورای صفحهٔ چاپی قرار دارد؛ ممکن است بتوان به کیفیت رؤیا خرده گرفت، اما آزاد کردن و انتشار دادن آن به امری لازم تبدیل شده است. هر انسانی لازم است گهگاه از ریتم خفقانآور و مرگبار افکار شخصیاش بگریزد. این بخشی از فرایند حیات در میان موجودات اندیشنده است
Mahtab